--> سایت انتصابات به مناسبت انتخابات مسخره جمهوری اسلامی ایجاد شده است
سایت انتصابات به مناسبت انتخابات مسخره جمهوری اسلامی ایجاد شده است
*
صفحه اصلی



پشت پرده
علیرضا نوری زاده
محمد علی ابطحی
صبحانه
آنتی لاریجانی
کمیته ویژه پیگیری وضعیت احمد باطبی
جبهه دموکراتیک ایران طوس
شوراي فرهنگي جبهه دمكراتيك ايران
جنبش وحدت ملی ایران
یادداشتهای رضا اقبال
خاطرات زندان

خروش ملت
شمشاد
آیات شیطانی
درفش کاویانی
رهایی
حمید رضا ذاکری
راه کورش
اتحاد تا رفراندوم
وب نگار
نسل سوخته
طلوع آزادی
ایران با شکوه
پیشگامان
نفرین نامه
آزادیخواهان ایران
فریاد خاک
خاطرات زندان  اوین و ...
آزادی بیان
سردار جنگل
عدالتخواهان ایران
آزادیخواهان ایران
میهن آزاد
چنگیر آسوده بخواب انصار بیدار است
اعترافات یک دانشجوی فریبخورده
بابک خرمدین
مجله اینترنتی ایرانم آرزوست
رفراندوم - روزنوشتهای سعید دیگر
حسن آقا

داریوش کبیر
وبلاگ زهرا کاظمی
خرافات شیعه
S T Y X
ساحل شمال
برای آزادی
دروغگویان را بشناسید
نوای ملت
تارنمای آزادیخواهان مشهد
بشر آزاد
وبلاگ مصطفی صداقت جو
وبلاگ فراسو
کانون پرستاران مستقل

 
گوناگون: (14)

گزارش مستند درباره دستگیریهای سیاسی در ایران
سیاه و سپید
جوانان سبز
کاوه آهنگر
پرچم خود من
آموزش مبارزه قهر آمیز
سایت الفبا
سایت یاقوت
سایت وزارت امور خارجه آمریکا
سایت اینترنتی کاوه آهنگر
اشعار سیاسی
کتابهای فارسی آنلاین
جمعیت انقلابی زنان افغانستان

Secular Democracy For Iran

 
آهنگ ها و نماهنگ ها: (41)

سرود ملی ایران
سرود ملی ایران (2)
سرود یار دبستانی من
نماهنگ یار دبستانی من
آهنگ نسوزون (ضیا آتابای)
آهنگ وطنم  - احمد آزاد
آهنگ اعلامیه - ستار.مرتضی.شهره...
دوباره میسازمت وطن - داریوش
آهنگ برادر - ضیا آتابای
آهنگ انتظار  - ضیا آتابای
آهنگ بپا خیزید  - آرش و مهرداد
آهنگ سنگر - شاهرخ
نماهنگ آهن آباد - هاتف-جوانان سبز
نماهنگ وحدت
نماهنگ وطن
نماهنگ خیابان خوابها
نماهنگ آزادی
نماهنگ یار دبستانی
رفراندوم
سیاه پوشها - ابی
حرکت ازاین بیش شتابان کنید.داریوش
حرکت ازاین بیش شتابان کنید(2)
ای ایران با صدای اندی
سرود رفراندوم - شماعی زاده
آهنگ ایران زمین
سخن با جوانان
ایران نگاه کن
خاک - فریدون فروغی
قیام دانشجویی
آهنگ غوغا

آهنگ آزادی
نماهنگ آفتاب کاران جنگل
نماهنگ بهار بهاره امسال (هایده)
نماهنگ بهاران - از سرودهای قبل از انقلاب
داره از ابر سیاه خون میچکه (فرهاد)

سرود در اندیشه ایران

نماهنگ شتربان با صدای امیر آرام
شادی نزدیک است - شاهرخ
 آهنگ ملا حیاکن - بابک هروی
نماهنگ تریاک - هاتف
آهنگ دیده بگشا
نماهنگ مارمولکها - جوانان سبز



 

Saturday, December 30, 2006

صدام امروز اعدام شد.

امروز صدام اعدام شد. چه روز قشنگی به خصوص برای ما ایرانیان, برای ملیونها عراقی که صدام خونشان را در شیشه کرده بود و این کشور ثروتمند را به یکی از بدبختترین کشورهای دنیا تبدیل کرد و کشور همسایه کویت را هم که در زمان جنگ ایران و عراق ملیاردها دلار به عراق کمک کرده بود, یکشبه اشغال کرد.

صدامها زیادند... در ایران خودمان دهها صدام زندگی میکنند که کشور ما را به خاک سیاه کشاندند و میکشانند, جوانان ما را اعدام کردند, اقتصاد ما را نابود, مردم ما را بدبخت, سرمایه دارانمان را فراری, مغزهایمان را آواره و آینده ایران را به آینده ای سیاه تبدیل کردند.

امروز خامنه ای , احمدی نژاد, جنتی, قاضی مرتضوی, مصباح یزدی , رفسنجانی و بقیه کثافتها که از تایپ کردن نامشون حالم به هم میخوره, اگر حتی یک نرون مغزی هم داشته باشن, باید به فکر عاقبتشون بیفتند.

اون روز هم خواهد آمد. امروز دهها ملیون ایرانی با دیدن مرگ صدام آرزوی اعدام صدام های ایرانی را میکنند.
به امید آنروز,
سائنا


Monday, August 14, 2006

بازی بازی پیش قاضی هم معلق بازی؟؟؟

این خیلی جالبه! همین دیشب داشتم وبلاگ رئیس جمهور فرزانه رو میخوندم! یه نظر خواهی هست که میپرسه:
آيا به نظر شما هدف آمریکا و اسراييل از تجاوز به لبنان کليد زدن جنگ جهانی دیگری است؟
دیشب طبق آمار خود سایت 81% جواب نه داده بودن و 19% جواب بله.
امروز صبح یک دوست آلمانی برای من لینک سایت احمدی نژاد رو فرستاد!!! من بهش نوشتم که بیخیال من سایت رو دیروز خوندم! همش چرت و پرته! بعد یه نگاهی انداختم به نظر خواهی, از دیشت تا حالا تعداد کسانی که نظرشون مثبت بود یهو از 19% شده بود 61% و فقط 39% درصد با نظر رئیس جمهور مخالف بودن... جالبترین قسمت تازه مونده:
من به دوستم همین جریان رو نوشتم و بعدش بهش نوشتم: باهات شرط میبندم که تا امروز بعد از ظهر شاید فقط 10% مخالف رئیش جمهور باشن!!! همین که این رو نوشتم (دو دقیقه بعد) از روی کنجکاوی یه نگاه دیگه به آمار کردم! با کمال وقاحت, آمار دو دقیقه پیش که 61% موافق و 39% مخالف بودند تغییر داده شده بود به: 92% موافق و 8% مخالف!!!
جالبه نه؟؟؟؟ بیچاره کروبی هم میگفت که یه چرت کوتاه زده و موقعی که بلند شده یه دفعه سه ملیون رای کمتر داشته!!! اینها پررویی و وقاحت را با حد اعلی رسوندن!!!
سائنا


Friday, August 11, 2006

اسلام در ایران

من همین چند هفته پیش در ایران بودم. باید تایید کنم که مردم شدیدا ضد اسلام شدند. اگر من تا چند سال پیش ضد اسلام صحبت میکردم و بعضی ها به من چپ چپ نگاه میکردند, الان کار به جایی رسیده که زمانی که بعضی ها زبان به ناسزاگویی به اسلام و امامان میگشایند من به اصطلاح کافر شروع به عرق کردن میکنم!!! همه جا همین وضعیت هست. از رانندگان تاکسی گرفته تا حتی کارکنان پروپاگاندای سیمای جمهوری اسلامی که من افتخار آشنایی با چند تاشونو داشتم. فکر نکنم هیچ کشور مسلمانی به اندازه ایران کافر و ضد اسلام باشه!!! و دلیلش هم فقط و فقط آخوندهای کثافت ایران هستند که با منجلاب کشیدن دین مردم را وادار میکنند که با صورت واقعی اسلام آشنا شوند و مطالعه کنند. من در آلمان زندگی میکنم. باید بگویم که زمانی که با آلمانی ها در مورد کثافات و دروغهای اسلام صحبت میکنم, آلمانی ها بسیار بیشتر از ایرانیهای به اصطلاح مسلمان (رانده شده از اسلام) از اسلام دفاع میکنند و میگویند به هر حال این یک دین است و ادیان دیگر هم خرابکاری زیاد کرده اند و الی آخر. یادم میاد که در شهرک اکباتان در تهران زندگی میکردم. (این موضوع مال 10-12 سال پیش و الان تازه وضعیت خیلی بدتر از این شده) تو مسجد بعثت موقع نماز در این شهرک 100 هزار نفری فقط میشد 20-30 نفر رو دید که اونها هم بیشتر بسیجیها بودند نه آدمهای عادی. تو بلوک ما که حدود 600 خانوار زندگی میکردند فقط یه (الاغ) زندگی میکرد که فکر میکرد که وظیفه داره هر صبح کله سحر برای مردم از پنجره خونش اذان بخونه! مردم هم اینقدر بهش ارادت داشتند که موقع چهارشنبه سوری از قضا!!! 50-60 تا نارنجک همشون اتفاقی به دیوار و پنجره خونه اون مزدور خورده بود... این موضوع مال 10-12 سال پیش است. الان وضعیت بسیار بدتر است! دوسال پیش که ایران بودم و چهارشنبه سوری رفته بودم اکباتان, بزرگترین آتیش که شاید به اندازه دو طبقه زبانه میکشید درست از قضا جلوی مسجد اکباتان بود. فردا صبحش میشد دید که تمام دیوارهای مسجد از نارنجک و آتش سیاه شده و تعدادی از شیشه ها هم شکسته بود.
دوستان من: این مشتی از خروار است. کسانی که سرشان را مثل کبک تو برف کردن و فکر میکنن که همه مردم ایران کاملا مسلمان و متدین هستند به خودشون بیان!!! مردم ایران آگاه تر از همه زمان است. بقیه هم وظیفه دارن که با آگاه کردن (مسلمانان) با چهره واقعی اسلام, این مشکل بزرگ ایران ما رو از ریشه باهاش مبارزه کنن!!!


Monday, June 05, 2006

درود بر اکبر گنجی

متن خلاصه شده اکبر گنجی را خواندم. پس از خواندن اولین خطوط آن چشمهایم حلقه زد... چه انسان بی نظیری... ایشان با آنهمه بلایی که در زندان سرش آمد و شکنجه ها و زندان و اعتصاب غذا جایزه ای را که به راستی حق اوست, به نمایندگی از نویسندگان سلاخی شده, اعدامیان سال 67, دانشجویان و مبارزان زندانی و ایرانیان تبعیدی قبول میکند که همین چند جمله او ثابت میکند که به راستی لیاقت دریافت این جایزه را دارد. این جایزه, همینطور جایزه است که به کسانی که در هنگام زندانی بودن و اعتصاب غذای ایشان, از هر طریق ممکن سعی کردند که صدای او و مظلومیت او را به دنیا برسانند.
به ایشان و همه کسانی که ایشان جایزه شان را به آنها تقدیم کرده از صمیم قلب تبریک میگویم. به امید آزادی ایران و آزادی بیان در ایران
سائنا


چهار دلیل برای رفتن به مسجد

چند روز پیش با چند تا آلمانی نشسته بودیم و در حال گپ زدن یکیشون پرسید:

ببینم مگه تو مسلمون نیستی؟ من جواب دادم:

nein, ich mächte mit dieser Scheisse nicht mehr zu tun haben!!!!

یعنی: من دیگه نمیخوام با این کثافت کاری داشته باشم. بعد از من پرسیدن:

یعنی تا حالا مسجد نرفتی؟

یه خورده فکر کردم جدی جدی مسجد رفته بودم. حتی همین چند وقت پیش که ایران بودم رفتم مسجد... نه فکر بد نکنید! گلاب به روتون باید میرفتم مستراب!!!

یه خورده فکر کردم. دلایل مسحجد رفتن من قبل از اینکه از ایران بیام اینجا اینها بودند:

1. فشار بسیار زیاد در ناحیه مثانه و یا روده ها!!! و کمبود و یا نبود دستشویی عمومی!

2. خوب به خصوص اون زمان بگیر بگیر زیاد بود. گه گاهی بسیجی های جان برکف ما رو به دلایل مختلف مثل راه رفتن, خندیدن, خوش تیپ بودن!!!! و غیره میگرفتند و به مسجد میبردند که کمی کتکمون بزنن و یا حالمونو بگیرن...

3. روزهای عاشورا و تاسوعا مسجد محله ما نذری پخش میکرد و از اونجایی که خانمهای ایرانی عقیده دارند که این روز روز استراحتشونه! و نذری خوردن مزه میده! منه بدبخت باید قابلمه به دست میرفتم همون مسجدی که 10 بار تو زیرزمینش سر و بدن من مشت آقایون رو به درد آورده بود, تا قیمه و قورمه گدایی کنم!!!

4. تو این سرزمین کفر هم از شما چه پنهون چند باری رفتم مسجد. اون اوایل که تازه اومده بودم آلمان و تو یه شرکت ... کار میکردم, دور بو بر شرکته به غیر از مغازه های دونر کباب فروشی, اغذیه ای دیگه ای نبود. از پی دونر خورده بودم قیافم شده بود مثل دونر تا اینکه یه روز یکی از مشتری های پاکستانی منو به زور برد مسجد ترکها که اونجا غذا بخوریم. با نهایت ناباوری داخلش یه غذاخوری مرتب با غذاهای خوشمزه و قیمتهای مناسب بود... از اون به بعد من هر چند یکبار میرفتم اونجا تا اینکه من گندش در اومد و من مسلمون!!!! وسط ماه رمضون بدون دونستن اینکه ماه رمضونه رفته بودم تو غذاخوری و اعتراض میکردم که پس چرا امروز از نهار خبری نیست!!!! بعد از اون جریان دیگه جرات نکردم برم مسجد!!!

راستی دلیل دیگه ای به فکر شما میرسه که آدم به خاطرش باید بره مسجد؟ فکر میکنید که چند درصد جوانهای ایران فقط به دلایل بالا به مسجد میرن؟

سائنا


Monday, March 13, 2006

چال کردن شهدای گمنام در دانشگاه شریف

یه زمانی مد شده بود که پسوند هر ارگانی رو اسلامی میگذاشتند. من که آنزمان یک نوجوان بودم با وجود ناپختگی نمیتونستم درک کنم که معنی این کار چیه؟ از اتحادیه اسلامی تا مجلس شورای اسلامی , دانشگاه آزاد اسلامی و تا جمهوری اسلامی... درست که اکثر مردم ما مسلمون هستند ولی افراط تا چه حد؟؟؟ اسلامی رو که مردم با کمال میل به اون عقیده داشتند با یه قیف نتراشیده نخراشیده تو حلقوم مردم ریختن, نتیجه این شد که الان حال خیلی ها از اسم اسلام به هم میخوره. با شهدا هم الان دارن همین کار رو میکنن و با این کارشون حرمت شهدا رو هم از بین میبرن. یکی به اینها نیست که بگه که قبرستان جای مردگان, دانشگاه جای نخبگان, ریاست جمهوری جای رئیس جمهور (نه کوتوله های سیاسی و یا ملایان) و و و است. چه دلیلی داره که تو یه دانشگاه معتبر میان شهید چال میکنن؟ اونهم دانشگاهی که تمام دانشجوهاش به غیر از سهمیه ای هاش نخبه هستند؟ اونهم دانشگاهی که اکثر دانشجوهاش پس از خاتمه تحصیل به دلیل سرخوردگی و دهها مشکل دیگر جلای وطن میکنن؟ حتما میخوان اونها رو در ترک وطن مصمم تر کنن؟!!!
سائنا


Sunday, March 12, 2006

سید ها؟ سادات؟ ایرانی یا غیر ایرانی؟

یکی از خوانندگان پیک ایران که احتمالا خودش از سید ها است, اعتراض کرده که چرا خواننده دیگری نوشته که سادات ایرانی نیستند... در جواب این خواننده باید بگویم که اصولا چه کسی تعیین میکند که کسی ایرانی است یا نه؟ اقوام ایرانی از دهها قوم مختلف هستند. ترکمن ها, ارامنه و و و از اقوام صد در صد ایرانی هستند که اصلیت چند نسل قبل آنها به خاک دیگری بر میگردد! اصلا مگر نه این است که ایرانی های آریایی هم پنج هزار سال پیش از سیبری به ایران فعلی مهاجرت کردند؟ یا اعراب جنوب ایران بدون اینکه سید! باشند عرب صد در صد ایرانی هستند؟ اما: ایرانی کسی است که اولا خود را ایرانی بداند. و دوما خود را تافته جدا از بافته نکند. سادات خود را بالاتر از بقیه میدانند و مستحق صدقه و ... این سوال برای هر ایرانی پیش می آید که اصولا مگر امامان اسلام چقدر از لحاظ قوای جنسی مردانگی!!! قوی بوده اند که فقط در ایران چند ملیون سادات پس انداخته اند؟؟؟ حقیقت این است که در دوران سلطان حسین صفوی عده ای کلاش متوجه شدند که با نسبت دادن خود به سادات میتوانند پول خوبی به جیب بزنند و گروه گروه یکشبه عده با ناگهان یادشان آمد که از سادات هستند!!! و خود را تافته جدا بافته کردند. البته فرزندان و نوادگان این متقلبان در عصر فعلی بی تقصیرند ولی تا زمانی که سید! و سادات بودن خود را ناندانی نکنند و به رخ مردم نکشند. بهتر است این افراد همانطور که اجدادشان یک شبه سید شدند, یکشبه یادشان بیاید که یک ایرانی عادی مثل باقی ایرانی ها هستند و این لغت "سید" را از ابتدای اسمشان بردارند تا مردم هم به آنها کینه نگیرند و به آنان تهمت عرب بودن نزنند. چرا که مردم ایران اینقدر در این سالیان از اسلام, آخوند,سید و سادات صدمه دیده اند که شنیدن این اسامی کافی است که حال بسیاری از مردم ایران متهوع شود!!!


Wednesday, March 01, 2006

افکار عمومي اسرائيلي ها نسبت به ما ايرانيان

یکی از خوانندگان پیک ایران در مورد اسرائیلی ها و اینکه آنها ضد ایرانیها نیستند نوشته بود. منهم فقط و فقط میتوانم این نوشته این خواننده را تایید کنم. یکبار به یک اسرائیلی داشتم به زبان آلمانی تعریف میکردم که کویروس ( تلفظ آلمانی کورش) نجات دهنده آنها بوده است. نگاهی معنی دار به من کرد و گفت فکر میکنی که با یک احمق روبرو هستی؟ اولا اسمش کورش است و دوما کورش کبیر در بین ما اسرائیلیها مقدس است و ما یک روز به عنوان روز سپاسگزاری از کورش در سال داریم که روز تعطیل است. در ضمن ما از ایرانیان همیشه به همین دلیل سپاسگزار بوده و هستیم. و بعد به من گفت که میداند که قبل از انقلاب ما دوست اسرائیل بوده ایم و او و مردم اسرائیل مردم ایران را همیشه به وجود دولت ایران دوست صمیمی خود دانسته اند و آرزوی دوستی مجدد با ایران را دارند. اغراق نمیکنم ولی مشابه این گفتگو را حداقل با چندین اسرائیلی داشته ام. زمان زلزله بم, یک همکار اسرائیلی که میدانست من برای زلزله زدگان بم پول جمع میکنم 100 یورو (بیشترین مبلغ) را در پاکت در صندوق پستی من انداخته بود و رویش جمله ای نوشته بود که معنی آن این بود: یک قطره بر روی سنگ ملتهب (به قول خودمون یه کمک ناچیز). به هر حال خوب است بدانیم که علاوه بر رئیس جمهور اسرائیل وزیر دفاع اسرائیل آقای شائول موفاز ایرانی الاصل و زاده اصفهان است. اسرائیل در زمان جنگ ایران و عراق با حمله به تاسیسات اتمی عراق بیشترین خدمت را به ایرانیان کرد چرا که صدام آدمی بود که اگر دارای بمب اتمی میشد حتما آنرا مانند بمب شیمیایی استفاده میکرد. این در حالی است که فلسطینیها نه تنها آخوندهای ما را در اوایل انقلاب در سرکوب وحشیانه مردم همیاری کردند بلکه در تمام طول جنگ نیز از هرگونه کمک به صدام خودداری ننمودند که پس از حمله آمریکا به عراق دیدیم که چقدر حتی از نظر مردم عراق هم منفور هستند.
حتما حزب اللهی ها میگویند که این طرف حتما مزدور صهیونیست هاست و ازشون یه خروار پول گرفته که این حرفها رو میزنه! هرکسی هرجوری میخواد فکر کنه این حقیقتیه که خودم با چشمهای خودم در برخورد با اسرائیلیها دیدم.
سائنا


Monday, February 06, 2006

به مناسبت عاشورا و تاسوعای حسینی

زن قحبه چه میکشی خودت را
دیگر نشود حسین زنده

کشتند و گذشت و رفت و خاک شد
خاکش علف و علف چرنده

من هم گویم یزید بر کرد
لعنت به یزید بد کننده

اما دگر این کتل و متل چیست
وین دسته خنده آورنده

تخم چه کسی برید خواهی
با این قمه های نابرنده

آیا تو سکینه ای که گویی
سو ایستمیرم عمیم گلنده

کوشمر و تو کیستی که گویی
گل قویما منی شمیر النده

تو زینب خواهر حسینی
ای نره خر سیبیل گنده؟

خجلت نکشی میان مردم
از این حرکات مثل جنده؟

در جنگ دو سال قبل دیدی
شد چند کرور نفس رنده

از این همه کشتگان نگردید
یک مو زهار چرخ کنده

در سیزده قرن پیش اگر شد
هفتاد و دو سر زتن فکنده

امروز چرا تو میکنی ریش
ای درخور صد هزار خنده

کی کشته شود دوباره زنده
تا نفرین تو بر کشنده

باور نکنی بیا ببندیم
یک شرط به صرفه برنده

صد روز دگر برو چو امروز
بشکاف سرو بکوب دنده

هی بر سر و ریش خود بزن گل
هی بر تن خود بمال سنده

هی با قمه زن به کله خویش
کاری که کند تبر به کنده

هی بر سر خود بزن دو دستی
چو بال که میزند پرنده

هی گو که حسین کفن ندارد
هی پاره بکن قبای ژنده

گر زنده نشد انم به ریشت
گر شد ان تو به ریش بنده

------------------------------------------
درود بر روان پاک ایرج میرزا

سائنا


Friday, January 20, 2006

تاریخ دوباره تکرار خواهد شد

کسانی که در اروپا و آمریکای شمالی زندگی میکنند به خوبی میدانند که وضعیت پوشش خبری و آماده سازی افکار عمومی, دقیقا مشابه زمان قبل از جنگ با عراق است. جمهوری اسلامی بین مدل رفتاری عراق و لیبی, مدل عراقی را انتخاب کرد. کسانی که فکر میکنند که آمریکا قابلیت جنگ در دو جبهه را ندارند از خاطر برده اند که در این بازی پوکر آمریکا چند آس برنده در دستش است که حتی قبل از جنگ عراق در دست نداشت. یکی از این آس ها احمدی نژاد است. قبل از ظهور! احمدی نژاد اروپایی ها اسم جنگ با ایران می آمد میخندیدند و میگفتند که همچین چیزی ممکن نیست چرا که اولا ایران نسبت به عراق بسیار دموکراتیک تر است و دوما ایران قویتر است و آمریکا بدون اروپا نمیتواند این مهم را به انجام برساند. بعد از فرمایشات گوهر بار آقای احمدی نژاد این طرز فکر کاملا عوض شد. به خصوص آنکه دولت جدید آلمان که بسیار روابط خوبی با آمریکا دارد و سیاست خارجی اش همسو با آمریکاست. به خوبی مشهود است که افکار عمومی هم اکنون که هنوز بحث حمله به ایران جدی نشده, بسیار آماده تر و راضی تر برای جنگ با ایران در مقایسه با زمان مشابه قبل از جنگ با عراق است . آلمان که تا بحال یکی از متحدین نا مرئی ایران به شمار میرفت و قبل از جنگ با عراق با همکاری فرانسه تعداد زیادی از کشورهای غرب اروپا را عدم همکاری در جنگ تشویق کرد, هم اکنون به جایی رسیده که دیروز اعلام کرد که ایران بسیار نزدیکتر به بمب اتمی است از آنچه گمان میرفت و فرانسه کشور دیگری که جمهوری اسلامی روی لجاجت آن کشور با آمریکا حساب میکرد دیروز اعلام کرد که بمب های اتمی آن کشور را در صورت لزوم بر ضد تروریست ها به کار خواهد برد که قطعا منظور ژاک شیراک استفاده این بمب ها بر ضد یک شخص تروریست نیست بلکه دولت های حامی تروریسم است.
برخلاف عراق ایران دارای موشک هایی است که میتواند قسمتهایی از اروپا را مورد هدف قرار دهد. در جنگ عراق بسیاری از اهالی آلمان معتقد بودند که عراق چه ربطی به ما دارد که جوانان خود را به آنجا بفرستیم؟ اینبار همین مردم خود را در معرض تهدید میبینند. روزنامه ها احمدی نژاد را با هیتلر مقایسه میکنند, زبانی که مردم اروپا به خصوص آلمان به خوبی آنرا درک میکنند. آمریکا به خوبی میداند که برای خشکاندن ریشه بنیاد گرایی اسلامی در خاور میانه باید کلک آخوندهای جمهوری اسلامی را هم بکند چرا که در غیر اینصورت به علت دخالت های دائمی جمهوری اسلامی در عراق هم نمیتواند موفق باشد. در این میان هم مسئول نیروی زمینی آمریکا اعلام کرد که در در صورتی که رئیس جمهور جنگ دیگری را به صلاح تشخیص دهد, ارتش آمریکا قابلیت جنگیدن در جبهه دیگری را دارد.
جمهوری اسلامی در این شطرنج سیاسی گمان میکند که با انگولک کردن اسرائیل میتواند این کشور را به حمله هوایی به ایران وادار کند و از این طریق حمایت کشورهای عربی را دارا شود و البته بلافاصله پس از مورد حمله واقع شدن, با بستن کاملا جو سیاسی بقای خود را برای چندین سال دیگر تضمین کند. اسرائیل و غرب دست ایران را خوانده اند. اسرائیل چندی پیش اعلام کرد که بدون هماهنگی با آمریکا به ایران حمله نخواهد کرد و آمریکا هم به خوبی میداند که در صورت حمله اسرائیل با ایران بلافاصله خواسته و یا نا خواسته درگیر این جنگ خواهد شد و به همین دلیل با فشار مضاعف اسرائیل هم مجبور است که خودش رهبری حمله را به عهده بگیرد تا ایران با مظلوم گرایی نتواند اعراب را دور خود جمع کند. کسانی که فکر میکنند که آمریکا و متحدینش به حمله هوایی بسنده خواهند کرد فراموش کرده اند ایران در صورت حمله هوایی بدون حمایت نیروی زمینی و دریایی, تنگه هرمز را با نا امن کردن آن عملا خواهد بست و با حمله موشکی به کشورهای نفتی منطقه سعی خواهد کرد که رگ اقتصادی دنیا را که همانا نفت است را قطع کند. همچنین در این صورت ایران با حمله موشکی به اسرائیل و حتی اروپا تمام دنیا را نا امن خواهد کرد و از طریق تروریست های اسلامی وضعیت عراق را از این هم بدتر خواهد کرد. غرب نیز این را به خوبی میداند و مطمئنا در صورت تصمیم حمله به ایران, تغییر رژیم ایران به هر نحو ممکن و پیاده کردن نیروهای زمینی را از ملزومات این حمله خواهد دانست. و تاریخ تکرار خواهد شد...
جمهوری اسلامی با فعال کردن احمدی نژاد این رژیم را به نقطه غیر قابل برگشت رسانده است. این به این معناست که غرب دیگر گول کلک ها و مانورهای سیاسی ایران را نخواهد کرد و عزم خود را برای تغییر این رژیم جزم کرده است. در حقیقت این غرب نیست که چنین تصمیمی گرفته است بلکه این جمهوری اسلامی است که غرب را مجبور کرده است که به ناچار این تصمیم را بگیرد!
برای آخوندهای جمهوری اسلامی فقط یک راه برای نجات جان خودشان و در صورتی که علاقه ای به این امر دارند! نجات ایران از ویرانی و جنگ باقی مانده است. و این راه فقط و فقط تغییر روش عراقی به روش لیبی (همین امروز چرا که فردا دیر است) و اعلام رفراندوم و آشتی ملی است. آیا آخوندهای ایران و تندروهای اسلامی اینقدر شجاعت و درایت سیاسی دارند؟ این را تاریخ مشخص خواهد کرد...

سائنا - سایت انتصابات
www.entesabat.blogspot.com


Monday, December 19, 2005

یهود کشی توسط هیتلر

هرچند که عقیده دارم که دعوا سر لحاف ملاست ولی مجبورم این یک مورد را جواب بدهم. هرکسی که به کشتن یهودی ها توسط آلمانی ها شک دارد یه سر تشریف ببرد به شهر داخائو Dachau در جنوب آلمان تا کوره های آدم سوزی و کمپ عظیم نگهداری آنها را از نزدیک ببیند. اینجانب تا کنون شخصا سه بار آنجا بوده ام و هر بار موههای تنم سیخ شده است. جالب است بدانید که بر روی یکی از کوره ها به گچ و به زبان فارسی نوشته شده است: آخوندها هم با ایرانیها همین کار را میکنند که به دلیل زنگ فراوان درب کوره این جمله سالیان سال بدون پاک شدن بر روی آن درب باقی مانده است. در زیرزمین این اردوگاه سالنی وجود دارد که در آنجا زندانیان یهودی و البته کولی هاو همجنس بازها را که در این اردوگاه بودند به صورت قپانی آویزان میکردند که نمونه اش را حتما بسیاری از هموطنان ما در زندان اوین و یا زندانهای دیگر ایران دیده اند. البته آمار کشته شده ها هم با دقت خاصی که آلمانی ها در همه کار دارند, کاملا نگهداری شده است و از این آمار آشکار است که بیش از 95 درصد زندانی ها یهودی بوده اند. در سینمای کوچکی در این موزه فیلمهای کشتار آنزمان هر ساعت نشان داده میشود. در سالن دیگری که روی در آن نوشته است: محل دوش و مثل یک حمام عمومی است, دوشهای قلابی نصب شده و افراد را پس از وارد شدن به آنجا با گاز سمی میکشتند. این البته نمونه ای از صدها اردوگاه است که با همان دقت خاص به سبک آلمانیها, لیست اردوگاههای دیگر, تعداد زندانیان, تعداد کشته شدگان, نحوه کشته شدن و غیره کاملا آشکار برای خواندن عموم نوشته شده است. در روی تابلویی بزرگ در این اردوگاه به انگلیسی, عبری, آلمانی, فرانسوی و چند زبان دیگر نوشته شده: دیگر هرگز تکرار نخواهد شد never again , nie wieder
در موزه یک جمله دیگر از یک نویسنده بزرگ آلمانی نظر من را به شدت جلب کرد. روی آن از قول وی نوشته شده: در جایی که کتابها را بسوزانند در آن محل انسانها را هم خواهند سوزاند! که این جمله مرا ناخودآگاه به یاد وطنم ایران میاندازد.
دولت آلمان از 60 سال پیش وظیفه خود میداند که مردم را از جنایات هیتلر آگاه کند تا مشابه این هیچگاه تکرار نشود. برخلاف تصور خیلی از ایرانی های مقیم ایران که به عنوان نمونه هنگام فوتبال علامت های هیتلر را برای مهمان نوازی از تیم آلمان نشان میدادند, آلمانی ها به شدت از هیتلر متنفر و به جنایات (پدران و پدر بزرگان) خود آگاهند. جالب است بدانید که نشان دادن علامت های هیتلر و یا استفاده از صلیب شکسته و مشابه آن در آلمان جرم سنگینی دارد. نکته دیگری که لازم به ذکر میدانم این است که یهودی ها خودشان دوست دارند به سرزمین موعودشان اسرائیل بروند و کسی در اروپا آنها را بیرون نکرده و یا قصد رها شدن از شر آنها را ندارد. به عنوان نمونه آلمان برای عذر خواهی از یهودیان, هر یهودی که بخواهد در آلمان زندگی کند را بسیار آسان و بدون دردسر به آلمان راه میدهد و موجبات اخذ اقامت دائم که چند سال بعد تبدیل به تابعیت خواهد شد را فراهم میکند.

البته این کشتار یهودیان توجیهی بر کشتار فلسطینهیها توسط آنان نمیشود ولی بهتر آنست که تاریخ را تحریف نکنیم و فقط سعی کنیم که آینده را تغییر دهیم!!!

در اولین فرصت چندین عکس از این اردوگاه مخوف خواهم فرستاد. البته شما خود میتوانید به جستجوی لغات Dachau KZ در گوگل خودتان به اطلاعات زیادی دست پیدا کنید.

سائنا
www.entesabat.blogspot.com


Friday, December 02, 2005

مقایسه دو رئیس جمهور

در تلوزیون آلمان دیشب از کانال آرته که کانال معروفی برای پخش برنامه های مستند سیاسی بیطرف است, برنامه ای در مورد قزاقستان پخش میشد. کشوری که تا ده پانزده سال پیش فقیر بود. رئیس جمهور آنجا نظربایف کشور را در عرض 10 سال مدرنیزه کرده. ساختمانهایی که در پایتخت آنجا ساخته اند و معماری آنجا بسیار شبیه دوبی است. با مردم مصاحبه میکردند. به غیر از یک نفر همه میخواستند دوباره به نظربایف رای بدهند. او را پدر خود و پدر قزاقستان خطاب میکردند. باورم نمیشد که قزاقستان اینقدر پیشرفت کرده باشد. همه مردم اعتقاد داشتند که همه این پیشرفت به دلیل درایت نظربایف است. پیدا کردن منابع نفتی عظیم البته در دریای خزر مانند بنزین این پیشرفت عمل کرده است. در حالی که تابحال هنوز حتی یک قطره نفت هم استخراج نشده است, کشور کاملا مدرنیزه شده. وقتی که مردم خندان و شاد آنجا را میبینم به عنوان یک ایرانی وطن پرست برای اولین خوشحالم که ایران سهم 50 درصد از نفت دریای خزر را دریافت نکرد!!! حتما میگویید چرا خوشحال؟ ما کشور نفت خیزی هستیم ولی تابحال با پول آن چه کار کرده ایم؟ هیچ. جنگ, خونریزی, رعب و وحشت, ترور. کشور دیگری در همسایگی ما از این امکانات در جهت پیشرفت و رفاه مردمش استفاده میکند پس نوش جانشان. زوجی که تازه ازدواج کرده بود با لباس عروسی آمده بود تا از برجی که سمبل آنجاست به هم عکس بگیرند. تو دوربین گفت صبر کنید من چند کلمه حرف دارم: نظر بایف از تو تشکر میکنیم!!!

حال این دو را با رهبر و یا رئیس جمهور ایران مقایسه کنید. رئیس جمهور ما توانسته در عرض 4 ماه بورس را نابود کند, اقتصاد را فلج و البته خودش را تبدیل به دلقکی دیگر مثل حجت الاسلام حسنی کند. کشور ما با پتانسیال بسیار بالای نیروی انسانی و منابع طبیعی از ترکیه که اصلا منابع طبیعی ندارد عقب افتاده و مردم را به دنبال چاههای جمکران (بخوانید نخود سیاه) فرستاده اند. مردم هم عوض ابراز محبت و احترام به رهبر و رئیس جمهورشان به آنان همه جور فحش آبدار را نصیب میکنند.

فکر نکنید که نظر بایف و بقیه در دولت او مقدس هستند. در همین گزارش هم گفتند که در دولت او هم فساد بیداد میکند و خیلی ها در دولت اختلاس میکنند و ... ولی فرقش اینست که آنها برای کشورشان امنیت و آزادی آورده اند و در سایه این امنیت و بهبود روابط خارجی کشور پیشرفت فراوان کرده و مردم بسیار راضی هستند.

به امید نظر بایفی برای ایران!

از طلا گشتن پشیمان گشته ایم, لطف فرموده ما را مس کنید!


Tuesday, November 29, 2005

هاله ای از نور

فکر کنم این مرتیکه ندید بدید نور نورافکنی را که بر روی سرش انداخته بودند را با هاله ای از نور الهی!!! اشتباه گرفته... جالبه که مردمی هم که با دیدن او مات و مبهوت نگاه میکردند هم حتما تعجب میکردند که چطور یک مرتیکه تروریست تو خیابونهای نیویورک با آزادی راه میره. شاید هم دلیلش این بوده که آقای رئیس جمهور کتشو تو شلوارش گذاشته بوده. تو سالن سازمان ملل هم حتما اینها یا از ترس مژه نمیزدند یا همچین مصرانه منتظر بودند که رئیس جمهور ایران هر لحظه جورابشو در بیاره و پاهاشو نشون بده یا شلوارشو در بیاره و ... که حتی یه مژه هم نمیزدند که مبادا همچین چیزی از دستشون در بره!!! بزرگترین معجزه هم اینه که آدم تو یه سالن عظیمی مثل سالن اجتماعات سازمان ملل بتونه از دور تشخیص بده که کسی مژه نمیزنه!! همه سخنرانها ها موقع سخنرانی هواسشونو جمع میکنن که توپوق نزنن و مطالبشونو به بهترین نحو بیان کنن. رئیس جمهور فرزانه ما تو فکر هاله نو افکنه و اینکه مردم مژه میزنن یا نه یا تکون میخورن یا نه! حتما در خروجی جلوی سالن بوده و مردم از ترس اینکه رئیس جمهور هر لحظه ممکنه که جوراباشو در بیاره از جاشون تکون نمیخوردن. آدم همه چیز رو باید مثبت ببینه. احمدی نژاد اگه رئیس جمهور خوبی نیست لااقل دلقک خوبی که هست. خداوکیلی کدوم رئیس جمهور تا حالا اینقدر چرت و پرت و حرفهای با مزه زده؟؟؟


Sunday, November 27, 2005

امامزاده هاپو!!! فرهنگ امام زاده ای, فرهنگ امام زده!

بعد از آنکه خبر ورود سگ گریان به مرقد امام رضا این تاثیری را که باید بر روی مردم میگذاشت را نگذاشت و اکثریت مردم با نیشخند از این موضوع گذشتند, روزنامه جمهوری اسلامی اعلام نمود که دو نفر از خادمان امام رضا این سگ فلک زده را قاچاقی از قسمت زنان وارد کرده بودند تا از طریق تهیه سی دی و فروش آن سود ببرند!!! رو سیاهی آن ماند برای کسانی که ادعا میکردند که به اعتقادات مردم نباید توهین کرد و این خبر کاملا درست است! این درسی است برای ما ملت ایران که هر چرت و پرتی را به عنوان خبر واقعی قبول نکنیم تا سرمان کلاه نرود. قطعا اگر مردم این خبر را بدون چون و چرا قبول میکردند همین روزنامه جمهوری اسلامی با آب و تاب گزارش کامل سگ گریان را منتشر میکرد.
حال سوال این است که چه تعداد از این خادمان و... تابحال امامزاده های مختلف را ابداع و طراحی! نموده اند تا از این طریق پولی به جیب بزنند؟ در ایران گاهی حتی در دهات دور افتاده هم امام زاده ای پیدا میشود که عوام پولشان را آنجا نذر کنند و مغازه های اطراف جنس هایشان را از این طریق بفروشند. تابحال این سوال را از خود پرسیده ایم که فلان امام زاده مثلا در شمران تهران چه کاری میکرده است؟ حالا گیریم که تهران پایتخت است ولی فلام امام زاده در فلان دهات دور افتاده دانقوز آباد چه کار میکرده است که اتفاقا همانجا هم فوت کرده است؟؟؟ اصولا امام زاده یعنی چی؟ آیا تمام سید ها امام زاده هستند؟ پس اگر اینطور است سید ماهی فروش رشتی سر کوچه ما که از چهره اش معلوم است که جد اندر جدش رشتی بوده, هم باید قبر پدرش را تبدیل به امام زاده و محل درآمد کند!!! بر فرض محال هم که شخصی که واقعا جدش یکی از امامان بوده پس از مهاجرت از عربستان به ایران به صورت اتفاقی راهش به یکی از دهات دور افتاده ایران بیقتد و همانجا فوت کند, این سوال پیش می آید که مگر این شخص بر روی پیشانی خود یک مهر داشته که همه بدانند که او امام زاده بوده تا برایش امام زاده درست کنند؟ تنها راهش این بوده که این شخص با دیدن هر کسی بلافاصله با آب و تاب تعریف میکرده که امام زاده است! در این صورت ناخود آگاه به یاد آدمهای کلاش و کلاه بردار و روشهای آنان می افتم. تازه از همه اینها گذشته گیریم پدر تو بود فاضل, از فضل پدر تو را چه حاصل؟ اگر اینطور باشد پس شمر هم به واسطه فامیل بودن با امام حسین باید امام زاده باشد!!!
راستی به خصوص کسانی که مسلمان ترند و با تاریخ اسلام آگاهی بیشتر دارند باید به خوبی بدانند که اعراب مکه در عربستان بت ها را خود اختراع و محل در آمد کرده بودند. مردم از همه جای عربستان به آنجا می آمدند تا زیارت کنند و نذری پرداخت کنند و البته به همین دلیل هم تجارت در مکه رونق داشت. راستی آیا امام زاده های دروغین جایگزین همان بت ها نیستند؟

سائنا
وبلاگ انتصابات
www.entesabat.blogspot.com


Sunday, November 20, 2005

مبارک باشد انشاالله

خوب دیگه سگها هم جزء مقدسات شدن!!! پس آقایون علما لطف کنن و دیگه اونها رو نجس اعلام نکنن!! واقعا که واسه من عجیبه که کسانی هم پیدا میشن که از این مزخرفات دفاع کنن. با شما دینداران خرافاتی هستم: بس کنید خجالت بکشید. چه قدر چرت و پرت؟ چقدر خرافات؟ اون کسی که میگفت که یکی از آشناهاش با موبایل فیلم گرفته!!! ازش خواهش میکنم که حالا که علاقه زیادی به دیدن صحنه های عجیب و غریب داره یه نگاهی هم به فیلمهای سنگسار و دست و پا قطع کردن و چشم در آوردن بکنه.
گه امام زمان رو تو سولاخهایی نزدیک قم پیدا میکنن, گه تو گوجه فرنگی اسم الله رو, گه یه سگ گریان تو بارگاه امام رضا!!! بس کنید خجالت بکشید از این چرت و پرتها. شما به این دین اسلام که سرتاسر دروغ و کشتار است اینقدر خرافات و کثافت چسبوندین که بوی تعفنش دنیا رو برداشته. صد رحمت به بت پرستی! راستی چرا ماها سنگ نمیشیم؟؟؟ حالا که اینقدر قدرت های مافوق بشری و معجزه وجود داره چرا یکی از سربازهای آمریکایی تو عراق تا حالا تبدیل به سوسک و سگ و گربه نشده؟؟؟ چندین سال پیش تو عربستان تندروهای اسلامی کعبه و ساختمانهای اطراف اونو اشغال کرده بودن و چندین نفر رو هم کشته بودن تا پادشاهی عربستان رو تحت فشار قرار بدن که اسلامی تر!!! عمل کنه از اونجایی که دولت عربستان نمیتونست جلوی تروریستها رو بگیره از فرانسه نیروهای ضد تروریسم آوردن تا خانه خدای مسلمانان!!!! رو آزاد کنن! راستی چرا اونموقع معجزه رخ نداد!!! اگه قدرت الله شما فقط به این میرسه که یه سگ رو به گریه بندازه و یا تو گوجه فرنگی!!! (با کمی تخیل) بشه اسم الله رو خوند ولی زور معجزش به کارهای بزرگتر نمیرسه, باید بگم که این الله شما بسیار بسیار ضعیف و بی قدرته!!!
البته از این امر خوشحالم که دین اسلام که تا سالیان پیش مثل یه عجوزه ای بود که ماسک فرشته داشت همچین بی آبرو شده که مثل کسی که تو باتلاق افتاده و به همه چیزی چنگ میندازه به سگ و گربه و گوجه فرنگی! پناه میبره تا شاید بتونه خودشو نجات بده!!!

اگه یه سگ تو بارگاه گریه کرده, روزی 1000 تا کفتر رو گنبد بارگاه خرابی میکنن!!! این به اون در!

اصل خبر از پیک ایران:
http://web.peykeiran.com/new/iran/iran_news_body.aspx?ID=27237


Monday, November 14, 2005

استیضاح احمقی نژاد

خدا کند که نمایندگان مجلس استیضاح دکتر!!؟؟ احمدی نژاد را با قاطعیت تمام به اتمام برسانند.

دو کلام بی پرده با نمایندگان:

شما جزء چند گروهید:

1. بیشتر دنبال مقام و پول و قدرت و کمی به فکر ایران!
حتما در این مدت کوتاه متوجه شدید این که با وجود احمدی نژاد به زودی جنگ در خواهد گرفت. آمریکا صدام نیست که جنگ را 8 سال طول دهد. همان روز اول اسامی سیاه بر روی ورق بازی!!! چاپ میشود و در عرض چند ماه همه این افراد یا باید سوراخ موش به قیمت گزاف بخرند و یا تو گوانتانامو بی به مرخصی برن. پس در این صورت نه به مقام میرسید و نه به پول! اگر هم کمی به فکر ایران باشید ترجیح میدید که ما ایرانیها خودمون مشکلاتمون را حل کنند تا آمریکاییها به روش خودشون... در بهترین حالت در عرض یکسال احمدی نژاد همچین بلایی سر اقتصاد می آورد که آمریکاییها از روی ترحم!!! به ما حمله نخواهند کرد! پس اگر به ایران هم علاقه مند نیستید برای خاطر خودتان زودتر این مرتیکه لبو فروش رو که اشتباهی رئیس جمهور شده استیضاح کنید.

2. اقلیت بسیار بسیار کم شما به فکر ایران و مردم ایرانید.
ترجیح میدین که آمریکاییها کل ملت ایران رو استیضاح کنن یا شما احمدی نژاد رو؟؟؟ موفق باشید

3. به فکر جنتی, مصباح, امام زمان, انجمن حجتیه و البته پول و مقام:

درسته که شما احتمالا اینقدر high (خمار) آمدن امام زمان هستید که این جمله ها رو نمیفهمید. ولی بالا غیرتا اگه عجله نکنید و احمدی نژاد رو استیضاح نکنید, امام زمان!!! از مرزهای عراق و افغانستان و آذربایجان و خلیج فارس با اف 16 و بی 2 خواهد آمد!!! اونوقت: احمدی نژاد پر! خامنه ای پر! جنتی و مصباح پر! سربازان اما زمان پر! امام زمان پر! سپاه پر! جمکران پر! پول و مقام پر! ... پر ... پر!!!

خود دانید!


Monday, October 31, 2005

عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد

معلوم نیست که این آقای دکتر!!؟؟!! از کجا به این نتیجه مهم رسیده که با اعدام چند نفر میشه بازار سهام را نجات داد! البته شاید هم حق داشته باشه. اگه اون یارویی! که گفت بازار سهام باید بسته بشه چونکه مثل قماره و روسای اون تو انجمن حجتیه اعدام میشدند کار به اینجا نمیرسید. در اینجا رئیس جمهور کشور گل و بلبل کاملا حق داره!

جناب احمدی نژاد: به عنوان یک ایرانی صمیمانه دست شما را میفشارم. مدتها بود که دنیای غرب در مورد ایران همصدا نبود و ایران با سوء استفاده از این وضعیت هر کاری دلش میخواست میکرد. سخنان گوهر بار جنابعالی سبب شد که همه یکصدا مخالف جمهوری اسلامی صدایشان را بلند کنند و متحد شوند. از شما تشکر میکنم که به خانم مرکل در آلمان قبل از صدر اعظم شدنشان تبریک گفتید چرا که ایشان مطمئن شدند که کسانی که آلمانیها از آنها گه گاهی حمایت میکنند, فرق ... را با گوشت کوبیده تشخیص نمیدهند و دوستی با آنها آخر و عاقبت ندارد. از شما تشکر میکنم که سخنانتان در مورد اسرائیل را دوباره تایید کردید که همه دنیا کاملا متوجه شود که اشتباه نشنیده اند و جمهوری اسلامی باید برود! به این میگن رئیس جمهور مردمی یه جمله حرف میزنه هم تند رو ها و تروریست ها رو خوشحال میکنه! هم آمریکاییها و اسرائیلیها رو به وجد میاره و هم اپوزیسیون و دوستداران ایران رو مطمئن میکنه که احتمالا تا چند وقت دیگه تکلیف این حکومت یه سره میشه و اونها هم میتونن به وطن برگردند. از شما به خصوص در مورد سخنان کارشناسانه اخیرتان در مورد لزوم اعدام کردن چند نفر در بورس تشکر میکنم چرا که این آب پاکی را به دست تمام سرمایه گذاران میریزد. آنها سرمایه شان را دوباره از بازار جمع میکنند و شما میمانید جوابگوی ملیونها بیکار خشمگین.
هیچ کسی مثل احمدی نژاد نمیتوانست دنیا را ضد جمهوری اسلامی بیسج کند, چهره واقعی اسلام را به همه نشان دهد و پایان جمهوری اسلامی را شتاب فراوان دهد.
عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد.


Sunday, October 30, 2005

چرا مذهب خوبه؟

مذهب فواید زیادی دارد مثل:

1. اگر مذهب نبود کار و بار کارخانه های اسلحه سازی کساد بود و از این طریق کار ایجاد نمیشد!

2. از طریق مذهب آدم میتواند به بسیاری از مقاصد دست پیدا کند و اشخاص دیگر را به کارهایی وادار کند که در حالت عادی غیر ممکن است.

3. بدون مذهب تکلیف آدم برای رفتن به توالت با پای چپ یا راست معلوم نیست.

4. پدوفیلها (بچه بازها) میتوانند به تکیه به مذهب به حقوق اجتماعیشان برسند. بدون وجود مذهب آنها زندانی میشدند.

5. اگر مذهب اسلام نبود ما نمیتوانستیم سالی چند بار یه قابلمه باقالی پلو و یا قیمه از مسجد محله مان بگیریم.

6. با تکیه به اسلام میتوان سر بقیه را چنان کلاه گذاشت که تازه خدا را هم بابتش شکر کنند!

7. با تکیه به اسلام میتوان برای خاطر اسلام دشمنان شخصی را کشت بدون آنکه مجازات شد!

8. با وجود مذهب لازم نیست که دانشجویان علم بسیار سخت حقوق را یاد بگیرند و سردرد بگیرند. کافی است رساله بخوانند و در آنجا همه حقوق معلوم شده است!

9. اصلا اسلام خوبه چون بابا بزرگم اینطور گفته. ملای محلمون و بقالمون هم میگه که اسلام خوبه. معلم دینیمون هم اینقدر گفت که اسلام خوبه که رئیس منطقه اش کردند. در ضمن چند روز پیش یه گوجه فرنگی رو بریدم ازش یه عکس گرفتم و با فوتو شاپ... توش نوشته شده بود الله! خوب این نشون میده که الله حتی تو گوجه فرنگی هم هست!!!


ازدواج و سکس با کودکان به قلم خمینی

این لینک را دنبال کنید:

http://efsha.co.uk/farsi/articles/Articles/new_page_159.htm

خوب زمانی که پیامبر اسلام در سن 6 سالگی با عایشه ازدواج میکند و در سن 9 سالگی با وی نزدیکی میکند, این حرفهای خمینی عین اسلام و سنت پیامبر میباشد. بازهم بگین که آخوندها بد هستند. نه آخوندها دقیقا اسلام را پیاده میکنند. (کرم از جای دیگری است) مشمئز کننده ترین قسمت این مسئله در رساله خمینی جایی است که میگوید:
"اما سایر کام گیریها از قبیل لمس به شهوت و در آغوش گیری و تفخیذ ( با ران شهوطرانی کردن) اشکالی ندارد حتی اگر شیر خواره باشد"!!!
جدا این آخوندها 27 سال است که بدحجابها با فحشا و ... متهم میکنند. واقعا خودتان با خواندن چند خط بالا قضاوت کنید که فحشا چیست و فاحشه کیست؟ این خمینی نیست که اینطور چیزها را میتوان در رساله اش خواند بلکه هر رساله همگی مراجع تقلید میتوان مشابه اینها را خواند. آنها هم رساله هایشان را از اصل اسلام, شریعت, سنت پیامبر و احادیث استخراج کرده اند. قضاوت با خودتان...


Saturday, October 29, 2005

استفاده ابزاری از امام زمان ممنوع

چندین سال پیش در مجلس ایران قانونی تصویب شد. مضمون آن این بود: استفاده ابزاری از زنان ممنوع.
حالا نوبت آن رسیده که به همانها که این قانون را آنزمان تصویب کرده بودن و به همفکرانشان گفت: استفاده ابزاری از امام زمان ممنوع. جدا دقت کنین در یکسال گذشته چقدر از این اسم (نامیمون) سوء استفاده کردن. یکی لیست نمایندگان فعلی مجلس را در خواب از امام زمان میگیره, اونیکی در خواب میبینه که امام زمان تا 2 سال دیگر میاد!!! دیگری جاده برای آمدن امام زمان میسازه!!! و یا 20 میلیارد تومن خرج چاههای محل اقامت!!! امام زمان میکنه! من شخصا اگر تا چند ماه پیش حداقل احترامی به نام امام زمان داشتم حالا زمانی که این اسم را میشنوم حالت تهوع و انزجار بهم دست میده. اسم امام زمان شده سمبل خشونت, دیکتاتوری, دزدی, کلاهبرداری و خرافات.
هیچ کس (حتی آمریکا و اسرائیل!!!) نمیتونست اینقدر مردم رو از اسلام و امام زمان متنفر کنه. اگر بین آخوندهای ایران کسی باشه که واقعا به اسلام علاقمند باشه باید الان برای نجات اسم اسلام و به خصوص امام زمان از منجلاب و به کثافت کشیده شدن, قانونی تصویب کنه که استفاده ابزاری از امام زمان و اسلام رو ممنوع کنه!


فرهنگ

فرهنگ والا مهمترین گنج یک کشور است که ارزش آن از نفت و همه ذخایر دیگر بالاتر است. آلمان در جنگ جهانی دوم واقعا نابود شده بود برلین و درسن با خاک یکسان شده بودند. و البته شهرهای بزرگ دیگر هم دست کمی از این نداشتند. آلمانی ها با فرهنگ کار و پشتکار زیاد و البته اینبار با اتکا به دموکراسی که آمریکاییها به زور براشون آورده بودند تونستند فقط 10 - 15 سال بعد دوباره به یک قطب اقتصادی دنیا تبدیل بشن (مثل ژاپن) در اینجا لازم به یادآوری است که خیلی ها ادعا میکنند که دموکراسی باید از درون یک کشور بیاید و قابل تحمیل نیست, ولی ژاپن و آلمان نمونه زنده این امر هستند که اتفاقا اگر کشور تنهایی موفق به دستیابی به دموکراسی نشود, میتوان با زور نظامی آنها را مجبور به این امر نمود و این مسئله کاملا امکان پذیر است. خیلی ها میگویند که این امر در ایران با فرهنگ کاملا پیچیده و متفاوت آن امکان ندارد. و یا اینکه در اینصورت فرهنگ ما از بین میرود. نمونه ژاپن با فرهنگ بسیار متفاوت آن نشان میدهد که دخالت نظامی آمریکا و تحمیل دموکراسی به آنها نه تنها فرهنگ آنان را از بین نبرد بلکه آنان را به قدرتمندترین اقتصاد دنیا پس از آمریکا تبدیل کرد.
بر میگردیم به ایران خودمون: فرهنگ چیزی نیست که مردم تو خونشان باشد. زمانی که مثلا شهرداری خیابانها را خط کشی نمیکند, چراغها همیشه به جای قرمز و یا سبز, زرد چشمک زن! هستند, زمانی که پلیس به جای بررسی ترافیک به این دقت میکند که خانم بغل دستی راننده با ایشان چه رابطه دارد و زمانی که رئیس جمهور تازه با بالا بردن جریمه های رانندگی مخالفت میکند, نمیتوان از مردم انتظار داشت که به صورت اتوماتیک با فرهنگ رانندگی کنند. اسلام به عنوان حکومت بدترین چیز ممکن است. زمانی که مردم در مسجد ها با قابلمه برای گرفتن غذا می ایستند, زمانی که جوانان را به مسجد برای ارشاد ( شما بخوانید ارعاب و کتک زدن) میبرند, زمانی که در دانشگاه نماز میخوانند, دانشگاهیان در زندانند! نمیتوان جامعه را ساخت. دقت میکنید؟ تمام وظایف و برعکس شده. هیچ کس در ایران کاری را انجام نمیدهد که باید انجام دهد. وقت آن است که آخوندها به مساجد, سیاستمداران کارکشته و با سواد به سیاست, معلم ها به جای مسافرکشی به مدارس, دانشجویان از زندان به دانشگاهها و فارغ التحصیلان از خارج به ایران بازگردند, سرمایه داران پولشان را به جای دوبی در ایران سرمایه گذاری کنند, بودجه مملکت به جای ساختن سولاخ های جمکران و یا کمک به حزب الله لبنان خرج شود. و سبزی فروشان و میدان داران سابق که حالا رئیس جمهور و وزیر و نماینده شده اند به همان کار سابقشان که بهتر از هر کاری بلد هستند بازگردند!


Friday, October 28, 2005

کار آموز ابله ریاست جمهوری

این کاش اسم این مرتیکه احمقی نژاد رو رئیس جمهور نمیگذاشتن. این مرتیکه در بهترین حالت یک کار آموز البته بسیار کودن ریاست جمهوری است. آخه زمانی که همه دنیا میخوان ما رو به خاطر مسائل اتمی محکوم کنن آدم میاد همچین حرفی میزنه؟ به خدا یه بچه دبستانی عقلش بیشتر از اینها میرسه. نه اون قیافه ایکبیریش به ریاست جمهوری میخوره نه حرکات و رفتار و سخنان گه هربارش!!! این مرتیکه با اون ریختش میتونه بره وسط تهران لبو بفروشه و کسی متوجه نشه که این رئیس جمهور ایرانه... اصلا یکی نیست به اینها بگه که ما رو چه به اسرائیل؟ شما مواظب باشید که فعلا برادران مسلمانمون جزایرمونو از چنگمون در نیارن بقیه اش پیش کش!!! حتی رفسنجانی, عالیجناب سرخپوش, که مورد نفرت مردم قرار داره فکر نمیکنم که هیچوقت همچین حرفی از دهنش در میومد بیرون. جدا اینها رو از کدون سولاخ توالت درشون آوردن و رئیس جمهور و وزیر و ... کردن؟ مجلس ما اگه عرضه داشت جناب دکتر!!؟؟؟!!! رو به خاطر سخنان غیر مسئولانه استیضاح میکرد.


Wednesday, October 26, 2005

احساسات ما, احساسات اونا - استفاده ابزاری از دین

آخوندها با اسلحه دین و احادیث و خرافات به جنگ ملت ما اومدن. تو دین اسلام تناقضهای زیادی وجود داره. مثلا یادم میاد که 15-20 سال پیش میگفتند که فاطمه زهرا رحلت کرده. حالا میگویند که شهید شده و تازه شهادتش را دو بار در سال به روایات مختلف عزاداری میکنند. تو دبستان که بودیم یه بار معلم دینی ما گفت: از امام صادق حدیث است که آدم نباید به نوارهای هایده و حمیرا و یا مایکل جکسن و غیره گوش کنه!!! بعد از اینکه بچه های کلاس از خنده منفجر شدن, تازه فهمید که چه گندی زده!!! به نظر من ریشه بدبختی های ملت ما (و بقیه مسلمانان) همین اسلامه. خیلی ها تو ایران حتی از بین خانواده های مدرن, کلی نذری برای محرم و هزار مراسم دیگه پخش میکنن. یادم میاد که تو محله ما فقط تو یه روز 17 ملیون تومن خرج نذری کردن ولی محله ما حتی یه کتابخونه نداشت. (هنوز هم نداره) مردم ما تحت تاثیر خرافات حاضرن مثلا برای شفا گرفتن خروار خروار پول نذری بدن ولی همون ها حاضر نیستن که همون پول رو مثلا باهاش یه کتابخونه بسازن تا آینده سازان مملکت با خوندن اون کتابها و پیشرفت علمی بتونن اونها رو شفا بدن! بازم بگین که نه اسلام ربطی به مشکلات ما نداره.
اصلا چرا ما باید همیشه ملاحظه احساسات یه عده اقلیت خیلی معتقد به اسلام رو بکنیم و حق اعتراض به حتی مسخره ترین قوانین اسلام و یا آشکارترین دروغ های اسلام رو هم نداشته باشیم؟ مگه حتی برای یکبار هم اونها هم ملاحظه احساسات ما رو کردن؟ مثلا اگه خانمها نمیخوان حجاب داشته باشن چرا به احساسات حزب الههی ها بر میخوره؟؟؟ راستی تکلیف مسیحی ها, کلیمی ها, زرتشتی ها و بقیه چیه که تو دینشون حجاب لازم نیست؟ کی احساسات اونها رو در نظر میگیره؟ چرا ما هم نمیتونیم مثل عربها ( که تازه قبولشون هم نداریم) تو دوبی, اجازه بدیم که هرکس طبق میل خودش رفتار کنه؟اونوقت با دینها میتونن با چادر و حتی نقاب بیان بیرون و بقیه هم اونطوری که احساساتشون بهشون اجازه میده!!! و هیچ کسی هم به کس دیگه ای توهین نکنه یا نظرشو تحمیل نکنه. اصلا ما کی رو باید ببینیم اگه نخوایم به زور بفرستنمون بهشت؟


Tuesday, October 25, 2005

چرا از دین اسلام زده شدم؟

زمانی که دبیرستانی بودم دوستهایی داشتم از اقلیت های مذهبی, ماشینمون رو هم که به تعمیرگاه رسمی ... میبردیم که همشون ارمنی بودن. من اونجا گه گاهی با ارمنی ها کمی گپ میزدم. یه روز ازش پرسیدم راستی وضعیت شما در ایران چطوره؟ پس از اینکه کمی طفره رفت جواب داد که خونبهای یک ارمنی یک دهم خونبهای یک مسلمان است و البته یک زن ارمنی (و یا اقلیت های دینی دیگه) یک بیستم یک مرد مسلمان!!! باورم نمیشد. از معلم دینیمون پرسیدم. جوابش مثبت بود تازه در نهایت ناباوری و با وجود دیدن قیافه منزجر من سعی در آن داشت که این امر را کاملا توجیه کند! آن روز یکی از بدترین روزهای زندگی من بود. در کلاس اول دبستان در یکی از اولین درسی که به ما پس از آموزش الفبا داده بودند, عکسی بود از اقوام مختلف ایران و در این درس آمده بود که ما ایرانیان از هر قوم و نژادی همه باهم برابر و برادریم. درسی که بسیار مورد علاقه من بود. حالا پس از شنیدن این حقیقت احساس کسی را داشتم که سالیان سال به او خیانت شده است. راستی به مغز کدام آدم مریض میرسه که مثلا یه زرتشتی که 100 در 100 ایرانیه و یا یه یهودی ایرانی که اقوامش حدود 2500 سال پیش به ایران اومدن و همراه با بقیه ایرانیها به جنگ رفتن, و یا ارمنی هایی که شاه عباس با خواهش و تمنا حدود 300 سال پیش بدلیل مهارت ارمنی ها در فنون مختلف, به ایران آورد, حتی یک صدم درصد از باقی ایرانی ها ارزششون کمتر باشه؟ البته وضعیت بهایی ها همونطور که در خبری در پیک ایران اومده بود باید به مراتب بدتر از بقیه باشه... حتی سنی های مسلمان هم انسان درجه دو به حساب میان! از اون تاریخ هر موقع که یکی از اقلیت های مذهبی رو میبینم ناخود آگاه به یاد این واقعیت تلخ میافتم و از مسلمون بودن خودم خجالت میکشم...

خبر مرتبط به این نوشته:
http://web.peykeiran.com/new/iran/iran_news_body.aspx?ID=26785


Sunday, October 23, 2005

در مورد خبر ازدواج اطفال

ما ایرانیها ضرب المثلی داریم که میگوید: وقتی پیش نماز ... زه پس نماز ... نه!!! زمانی که پیامبر اسلام با عایشه که اگر اشتباه نکنم دختر عمر بود ازدواج کرد عایشه 6 ساله بود و پیامبر اسلام با توجه به سن پایین ازدواج و بچه دار شدن آنزمان , احتمالا سن جد عایشه را باید داشته میبوده... پدر عایشه, عمر, از پیامبر خواهش میکند که با عایشه تا سن هشت سالگی نزدیکی نکند!!! حالا شما ایرانیها هی بنویسید که چرا فلان کس در سن 9 سالگی ازدواج کرد؟؟؟ این عین اسلام است. سنت اسلام است. سنت پیامبر است و الی آخر...

روانشناسان به کسانی که تمایل به سکس با بچه ها را دارند پدوفیل میگویند. جالب است بدانید که در کشورهای غربی مثلا در آلمان زمانی که یک پدوفیل را به زندان میبرند مجبورند برای محافظت از جان آن شخص او را در سلول انفرادی بیندازند چرا که این زندانیان چنان مورد نفرت زندانیان دیگر ( دزد, قاچاقچی, آدمکش) هستند که ممکن است توسط آنان به قتل برسند.
ما زمانی که برای خود حتی یه شلوار میخریم به مارک آن و خوشنامی مارک آن توجه میکنیم, با دقت نگاه میکنیم که جنسش خوب باشد و پارگی نداشته باشد, آنرا جلوی آینه میپوشیم تا ببینیم که آیا به هیکلمان میخورد یا نه؟ تازه اگر مطمئن نباشیم نظر کس دیگری را میپرسیم و گذشته از آن به هزینه ای که بابت آن پرداخت باید بکنیم دقت میکنیم.... با تمام این تفاسیر بسیاری از ما دین اسلام را بدون دقت به (خوشنامی مارک) آن و بدون آنکه به جنس آن دقت کنیم و بدون آنکه دقت کنیم که آیا این دین به فرهنگ ما ایرانیها جور است یا نه؟ و بدون آنکه حتی به دیگران اجازه دهیم که درباره آن نظر دهند, و البته بدون آنکه دقت کنیم که بابتش چه هزینه ای را باید بپردازیم, کورکورانه پذیرفته ایم...


Tuesday, October 18, 2005

انجمن حجتیه و احمدی نژاد

همانطور که میدانید و از ظواهر و اخبار پیداست جناب احمدی نژاد به انجمن حجتیه تعلق دارد. اگر اینطور باشد فاتحه ایران خوانده است. آیا میدانید که انجمن حجتیه چه انجمنی است؟ این انجمن عقیده دارد که باید راه آمدن امام زمان را هموار کند. اشتباه نکنید منظور ساختن راه جمکران و یا اختصاص بودجه 20 میلیارد تومانی برای چاههای جمکران نیست (این مشتی از خروار است) بنا بر روایات زمانی امام زمان ظهور میکند که دنیا را ظلم و جهل و استبداد گرفته باشد و با ظهور خود دنیا را از این همه جهل و فساد پاک خواهد کرد. تا اینجا را همه ما شنیده ایم. انجمن حجتیه عقیده دارد که راه را باید به هر طریق ممکن هموار کرد... این یعنی اینکه این انجمن سعی میکند که دنیا را ظلم و فساد و استبداد فرا بگیرد تا آن بزرگوار!!! ظهور کند. به همین دلیل است که اینها گاهی اوقات کارها و جنایاتی انجام میدهند که هر کس حتی کودکان نیز میدانند که این کار حتی به اسلام هم صدمه جدی وارد میکند. توجیه این کارها برای آنان بسیار ساده است: ما جنایت میکنیم, فساد میکنیم و دنیا را به کثافت میکشیم تا امام زمان ظهور کند. در حقیقت هدف وسیله را توجیه میکند. جالب است بدانید که خیلی از سردمداران سپاه پاسداران از مرشدان و زائران دائمی چاههای جمکران هستند. حالا پیدا کنید پرتغال فروش را!!!


Tuesday, September 06, 2005

پیشنهادی که به درد عمه شان میخورد!!!

جمهوری اسلامی گفته که اگر آمریکا از ایران درخواست کمک کند ایران پاسخ مثبت میدهد. باید بگویم که اینها نه قوانین و رسوم کمک کردن را بلدند نه قوانین آشتی!!! زمانی که کشوری آسیب میبیند (مخصوصا به عظمت آمریکا) رسم بر آنست که کشورهای دیگر به آن کشور پیشنهاد کمک میدهند و کشور آسیب دیده بنا بر نیاز و شاید هم مسائل سیاسی کمک را قبول یا رد میکند. کاری که آمریکا زمان زلزله بم کرد و به ایران پیشنهاد کمک کرد وگرنه معمولا غرور ملی یک کشور اجازه نمیدهد که از کشورهای دیگر (به خصوص کشورهای دشمن) درخواست کمک کند. جدا تو کدوم طویله به سران ج ا درس سیاست آموخته اند؟ در ضمن پیشنهاد فرستادن نفت به آمریکا پیشنهادی است بسیار عالی و نشان دهنده حسن نیت به شرطی که پیش شرط نداشته باشد!!! تو فارسی خودمون هم میگیم حالا تو اول بیا برادریتو ثابت کن... این پیش شرط مسخره که ارزش این پیشنهاد عالی را در حد یک حرف چرت پایین می آورد. راهش این است که اول آدم به کشوری به قواره آمریکا حسن نیتش را ثابت میکند (آنها این کار را قبلا در زلزله بم انجام داده اند) و البته دست از انگولک کردن تروریست ها و شارژ کردنشان میکشد بعد پیغام میفرستد که بیایید با هم دوست باشیم!!! و مسائلی مثل پول های بلوکه ایران و تحریم در اینصورت خود به خود حل میشود!!!

آمریکایی ها هم زمان زلزله بم و فرستادن کمک های بسیار و لغو کردن موقتی تحریم های تجاری پیش شرط نگذاشتند که شمااگر به تروریست های حزب لله لبنان و عراق کمک نکنید و خودتان از ما درخواست کنید ما برایتان کمک میفرستیم!!! احمقانه نیست؟؟؟

در ضمن در اینجا میخواهم یاد آوری کنم که زمانی که پزشکان آمریکایی در بحبوهه جشن کریسمس برای کمک در بم بودند یک عده از گاومیش های رهبری به بیمارستان صحرایی آنها ریخته و درخت کریسمس آنها را بیرون انداخته بودند که نه رسم انسانیت است و نه رسم مهمانوازی ایرانی


Saturday, September 03, 2005

هر دم از این باغ بری میرسد

در خبرهای آمده بود که يكي از وزراي كابينه احمدي نژاد، در جمع مسئولان سازمان بهزيستي خواستار آن شده كه روابط جنسي زوج و زوجه در ساعات معيني باشد تا مطابق آيات و روايات، معلوليتها كاهش پيدا كند.

واقعا که ما چقدر عقلمان کم است که هنوز به این مسئله مهم فکر نکرده بودیم!!! از خداوند متعال به دلیل روابط جنسیمان خارج از ساعات معین مغفرت میطلبیم. و از این نماینده محترم خواهشمندیم که هرچه زودتر اعلام نمایند که ساعات معین از چه ساعت تا چه ساعتی است که ما دیگر معصیت نکنیم و قرآن را عمل کنیم!!! ای کاش ایشان کمی هم از جزئیات بیشتر توضیح میدادند مثلا در مورد حداقل و حداکثر طول کشیدن رابطه جنسی, میزان نور لامپ! سفتی و نرمی تخت طبق آیات و روایات, غذای مصرفی قبل و بعد از عمل! و از همه مهمتر سرعت عمل! تا مبادا ما ناخواسته دچار معصیت شویم و بچه هایمان معلول و یا کور و کچل شوند!!! اصولا ما ملت ایران از ایشان و به خصوص مقام مزخرف رهبری ملتمسانه تقاضا میکنیم که تعدادی از برادران و خواهران بسیجی مجهز به باتوم را تجهیز کنند تا در حضور رزمانه در اتاق های خوابمان در صورت بروز اشتباه ما را ارشاد کنند!!!


Wednesday, August 31, 2005

مسجد مسلح یا زرادخانه مقدس!!!

خیلی جالبه به این خبر دقت کنید:

http://www.peiknet.com/1384/08mordad/page/alizadeh-2.htm

طبق این خبر سارقان برای به هم زدن امنیت کشور به یک مسجد دستبرد زده و مقدار 243 قبضه سلاح و مقدار زیادی مهمات و بیسیم سرقت میکنند!!! خبر را یکبار دیگر بخوانید! بله "مسجد" است. در مسجدهای جمهوری اسلامی اسلحه پیدا میشود. اتاق شکنجه و کتک زدن پیدا میشود (خودم نمونه اش را دیده ام) جدا این مسجد به اصطلاح مقدس است و یا زرادخانه؟ یا شکنجه خانه؟ جلسه بعد که برای عبادت و نماز به مسجد رفتید میتوانید پیش خودتان تصور کنید که همزمان با نماز ممکن است آنها در حال کتک زدن کسی باشند و اتاق بغلی که درش بسته است ممکن است مملو از اسلحه, باتوم, مهمات, گاز اشک آور و غیره باشد... چه جای مقدسی برای نماز خواندن. پدرم چند سال پیش میخواست زمینی به یک مسجد وقف کند به او توضیح دادم که ممکن است روزی جوانی در این مسجد زیر کتک بسیجی ها پدر و مادر واقف این مسجد را لعنت کند!!! کمی از دیده های خودم تعریف کردم. دیگر کلا از خیر وقف زمین گذشت و دیگر حتی حرفش را هم نزد...


Wednesday, July 27, 2005

قرآن و ترور

تو مدرسه به ما میگفتند که اسلام دین برابری و مساوات و... است. بعدها متوجه شدند که این برابری در اسلام مثل برابری در کتاب قلعه حیوانات جورج اورول است که بعضی ها برابرترند!!! کسانی که ادعای مسلمان بودن میکنند یک نگاهی به رساله ها بکنید. یه روز که مهمون هم داشتیم, من داشتم از بدیهای اسلام و چرت و پرتهای قرآن میگفتم که مادرم و عمه ام اعتراض کردند که اینطور نیست. ازشون پرسیدم که آیا تابحال رساله رو خوندن؟ معلومه که نخونده بودن. رفتم هموم کتاب سبزه! رو که سالها به غیر از من کسی نخونده بودش آوردم. شانسی از وسط بازش کردم جلوی مهمانها و بقیه و شروع کردم به خواندن! اقسام بول بود!!! دوباره بستم و بازکردم. اینبار در مورد لواط با پدر زن و باقی موجودات قابل لواط کردن بود!!! بار سوم در مورد انواع حیض (خون قاعدگی) و اینکه در چه شرایطی میتوان با زن آمیزش کرد در صورت حیض! و کدام و چه رنگی اش حیض است و چه مدلی اش چیز دیگر!!! به اینجا که رسیده بودم همه سرشان را انداخته بودند پایین. پدرم جواب داد: من اصلا نمیدونستم ما تو خونه رساله داریم! فکر نمیکردم این قدر مزخرفات توش باشه! مادرم جواب داد: خوب اسلام این نیست این چرت و پرتها رو آخوندها نوشتند. ما مسلمونیم ولی با آخوندها که کاری نداریم. جواب دادم باشه پس قرآن رو میارم!!! دیگه جالب شده بود. متوجه شدم که قرآن رو هم تا حالا به فارسی نخوندند! سوره نساء رو آوردم و چند تا سوره دیگه!!! بقیه شو خودتون میتونید حدس بزنید! از اون به بعد خانواده ام قرآن خوان و رساله خوان شده اند و هرچه بیشتر که میخونن بی دین تر میشن!!! هر چند هنوز اسم مسلمون رو خودشون میگذارند ولی مسلمون واقعی هموم طالبان بودند و اسلام واقعی همون اسلام طالبانی در افغانستان و یا انجمن حجتیه در ایران خودمان است. بقیه کسانی که اسم مسلمون رو خودشون میگذارند اصولا مسلمان نیستند چرا که اسلام دین آدمکشی و ترور و دین نابرابری و وحشت است. شاهدش هم مسلمانهای تروریست و ظلم و کثافت و آدمکشی و در کشورهای مسلمان مثل ایران, افغانستان, عراق, سومالی, عربستان, پاکستان و ...

این هم چند تا لینک که من تو اینترنت پیدا کردم برای کسانی که نمیخوان از این به بعد کوردل باشند و کورکورانه مسلمان باشند:

نگاهی به سوره توبه:
http://efsha.co.uk/farsi/articles/pdfs/nim_negahi_be_soore_tobeh.pdf

این هم چند تا آیه قرآن که ترور را تجویز میکنند:
http://efsha.co.uk/farsi/articles/pdfs/Ayate_Terror.pdf

این هم چند تا نمونه دیگه:
توبه آیه 123

ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است! ترجمه ها، تفاسير و شان نزول

محمد آيه 4

چون با کافران روبرو شديد، گردنشان را بزنید. و چون آنها را سخت فرو فکنديد، اسيرشان کنيد و سخت ببنديد. آنگاه يا به منت آزاد کنيد یا به فدیه. تا آنگاه که جنگ به پايان آيد. و اين است حکم خدا. و اگر خدا ميخواست از آنان انتقام ميگرفت، ولی خواست تا شمارا به یکدیگر بیازماید. و آنان که در راه خدا کشته شده اند اعمالشان را باطل نميکند. ترجمه ها، تفاسير و شان نزول

احزاب آیه 61 صفحه 427

اینان لعنت شدگانند. هرجا یافته شوند باید دستگیر گردندو به سختی کشته شوند. ترجمه ها، تفاسير و شان نزول

مائده 33


سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پيامبر او مى‏جنگند و در زمين به فساد مى‏كوشند جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت‏ يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند اين رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت.

التوبه 28 صفحه 192

ای کسانی که ایمان آورده اید، مشرکان نجسند و از سال بعد نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر از بینوایی میترسید، خدا اگر بخواهد به فضل خوش بی نیازتان خواهد کرد. زیرا خدا دانا و حکیم است.

النساء 89 صفحه 93

دوست دارند همچنان که خود به راه کفر میروند شما نیز کافر شوید تا برابر گردید. پس با هیچ یک از آنان دوستی مکنید تا آنگاه که در راه خدا مهاجرت کنند. و اگر سر باز زدند در هرجا که آنها را بیابید بگیرید و بکشید و هیچ یک از آنها را به دوستی و یاری برمگزینید.

سوره الانفال آیه 12 صفحه 179

و آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: من با شمایم. شما مومنان را به پایداری وادارید. من در دلهای کافران بیم خواهم افکند. بر گردنهایشان بزنید و انگشتانشان را قطع کنید.

سوره ماده گوساله(بقره) آیه 191 صفحه 31

هرجا که آنها را بیابید بکشید و از آنجا که شما را رانده اند، برانیدشان، که فتنه از قتل بدتر است. و در مسجد الحرام با آنها مجنگید مگر آنکه با شما بجنگند. و چون با شما جنگیدند بکشیدشان که این است پاداش کافران.

سوره ماده گوساله(بقره) آیه 223 صفحه 36

زنانتان کشتزار شما هستند. هرجا که خواهید به کشتزار خود درآیید. و برای خویش از پیش چیزی فرستید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد. و مومنات را بشارت ده

سوره نساء آیه 15 صفحه 81

و از زنان شما آنان که مرتکب فحشا میشوند، از چهار تن از خودتان بر ضد آنها شهادت بخواهید. اگر شهادت دادند آنها را در خانه محبوس کنید تا مرگشان فرا رسد یا خدا راهی در پیش پایشان نهد.

سوره نور آیه 6 صفحه 351

و کسانیکه زنان خود را به زنا متهم میکنند، اگر نتوانند 4 شاهد پیدا کنند میتوانند خود چهار بار شهادت بدهند در راه خدا که او از راستگویان است. (این عمل را لعان گویند)

بعد از خواندن این آیات آیا تمام تروریستها مسلمانان واقعی نیستند و به دستورات قرآن عمل نمیکنند؟ اگر آنها مسلمانان واقعی هستند چراکه به دستورات قرآن عمل میکنند پس شما چه هستید؟ تصمیم خود را بگیرید! یا همین امروز یک کمر بند انفجاری به خود ببندید و وسط شهرتان, اتوبوس, مدرسه, کودکستان, بیمارستان و یا رستوران خودتان را همراه با 20-30 نفر دیگر منفجر کنید تا به دستورات قرآن عمل کرده باشید!!! و یا این دندان چرکی را بکنید و دیگر اسم مسلمان روی خودتان نگذارید تا به شخصیت انسانی خودتان توهین نکرده باشید!


Friday, July 08, 2005

هر که باد بکارد طوفان درو میکند

بمب گذاریها در انگلیس نشان دهنده نهایت رذالت تروریستهای اسلامی است. کشتن انسانهای بیگناه در اتوبوسها و متروها به هیچ وجه نمیتواند با جهاد!!! و هر چیز دیگری توجیه شود. ولی چند مسئله قابل توجه است:

زمانی که نیروهای اس آی اس انگلیس در پاکستان, طالبان را آموزش میدادند,تا زمانی که نماینده ولی وقیح در لندن با کمال امنیت نمایندگی را اداره میکند,تا زمانی که در لندن تندروهای به اصطلاح مسلمان با بلند کردن عکس خمینی و خامنه ای در کمال امنیت راهپیمایی میکنند میبایست منتظر چنین پیش آمدها و بدتر از آنها هم بود.

در این جریان بیش از تروریستها, سیاستهای غلط انگلیس مسئول است! زمان آن فرارسیده که با جدیت ریشه تمام تندروهای اسلامی و بنیادگرایان اسلامی کنده شود!!! فراموش نکنیم که این مسئله بدون حل منصفانه مشکلات اسرائیلیها و فلسطینیها ممکن نمیشود...
به امید دنیایی بدون بنیادگرایان, چه مسلمان, چه یهودی, چه هر دین دیگر...


Saturday, July 02, 2005

جواب به دوستی که در مورد جنایت آمریکا در زندان ابوغریب و گوانتانامو بی نوشته بود

متاسفانه تند رو ها و تروریستها هر کاری که دلشان بخواهد انجام میدهند ولی تا یکیشان دستگیر میشود اشک تمساح میریزند که ببینید حقوق بشر چگونه لگد مال میشود. با اینکه اعمال چند سرباز آمریکایی را تایید نمیکنم ولی باید بگویم حقوق بشر همانگونه که از اسمش پیداست برای بشر!!! است و نه برای حیوانات وحشی!و داشتن بدن و صورت انسان دلیل انسان بودن و بشر بودن کسی نیست! این آقایونی که اشک تمساح میریزند اول باید ثابت کنند که آیا انسان هستند یا نه؟؟؟ فراموش نکنید که صدام مخالفان خود را در چرخ گوشت انسانی میریخت و طالبان با زنان چکار میکردند و تروریستها در عراق حتی به هموطنان مسلمان خود هم رحم نمیکنند. یک خانواده ترک مقیم آلمان هم چند وقت پیش اشک تمساح میریخت که دولت آلمان برای آزادی پسرشان از گوانتانامو بی کاری نمیکند. البته پسر ایشان کاملا بیگناه است! از هامبورگ به افغانستان و پاکستان رفته بوده تا قرآن یاد بگیرد بعدش هم همراه طالبان دستگیر شده است!!! همین!!!؟ باید بگویم که اصلا و ابدا دلم به حال زندانیان گوانتانامو بی نمیسوزد بلکه دلم به حال سربازان آمریکایی آنجا میسوزد که هر روز باید قیافه نحس و نجس این حیوانات وحشی را ببینند و سعی کنند با این حیوانات درنده مثل انسانها رفتار کنند! واقعا هم دلم برای آن زندانی عراقی که روی سرش شرت زنانه! کشیده بودند کباب شد. اصلا به درک که همین تروریستهای آشغال صدها نفر را به خاک و خون کشیده اند و ما ایرانیها رو هم با بمب شیمیایی مثل کشتن مگس با پیف پاف میکشتند.
شخصا تروریستها و آدمکشهای حرفه ای که خون مردم را در شیشه کرده اند. حیوان صفتانی که انسانها را در چرخ گوشت انسانی می انداختند, و طالبانی را که نام انسان را به کثافت کشاندند, انسان و بشر نمیدانم. هر بلایی سرشان بیاید حقشان است. نوش جانشان و گوارای وجودشان...

سائنا

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
اصل خبر:
...................................................................................
در مجموع اين چشم آبی ها يا بهتر گفته شود غربيها فکر ميکنند خونشان رنگين تر از خون مردم کشورهای جهان سوم است. آمريکا با آن همه سابقه جنايت که از ويتنام و پاناما بگيريد تا همين حالا که مشغول کشتار مردم عراق است هميشه خود را طلبکار حس ميکند. ببينيد همين حالا در زندان گوانتانامو چه ميکند. چند هزار نفر را آنجا حبس کرده و با آنان مثل حيوان رفتار ميکنند. آيا ماجرای زندان ابوغريب را ميتوان فراموش کرد؟ عکسهای آن زندان را بخاطر بياوريد. در افغانستان شيوه برخورد با زندانيان حتی بدتر از عراق است. با توجه به آنکه گفتم ببينيد آمريکا چه ژستی در رابطه با احتمال شرکت احمدی نژاد در واقعه گروگانگيری سفارت آمريکا گرفته است. گوئی جنايتهای آنان هميشه قانونی است و اگر کسی ديگر کاری مشابه آنان انجام دهد يک جنايت عليه بشریت و جهان است. همين حالا به سايت بی بی سی برويد و بخوانيد چگونه ماموران سيا يک تبعه مصری در ايتاليا را دزديد و ديگر از وی خبری نشد.


Tuesday, April 26, 2005

یک نفر دیگر هم قبلا داروی تلخ خورده بود

خطاب به عالیجناب سرخپوش حضرت عالیجناب رفسنجانی بهرمانی

شما کی میخواهین که این داروی تلخ را که گفته اید میخواهید مصرف کنید, بالا بکشید؟؟ ملت ایران منتظر است. آخر کس دیگری هم قبلا جام زهر نوشیده بود و مدتی بعد جانش را به شما داد!!! شما که واقعا روی سنگ پای قزوین را سفید کردید از پر رویی... بی آبرو شدن در انتخابات مجلس ششم کم نبود؟ واقعا که با شما آخوندها در حوزه علمیه چکار میکنند, چه بلایی سرتان می آورند که اینقدر پر رو میشوید؟


Friday, April 15, 2005

احتیاجی به عذر خواهی نبود

در خبر ها آمده بود که كميته‌ي برگزاري مسابقات تكواندوي قهرماني جهان از ايران عذرخواهي كرد. احتیاجی به عذرخواهی نبود چرا که سرود واقعی ملی ایران همان سرود ای ایران است نه این سرود مسخره جمهوری اسلامی... یادم میاد که رفته بودیم مسابقه فوتبال ایران و آمریکا را در شهر لیون تماشا کنیم. در استادیم 100 هزار نفری حداقل 80 درصدشان ایرانی ها بودند که از همه جای دنیا به آنجا آمده بودند. موقع پخش سرود ملی ایران از بلندگوها سرود مسخره سر زد از افق پخش شد ولی همزمان حداقل 80 هزار نفر ایرانی یکصدا ایستاده بودند و سرود ای ایران را میخواندند که البته فرانسوی ها و آمریکاییهای تماشاچی را خیلی گیج کرده بود!!! پخش سرود احمقانه سر زد از افق در بازیهای ورزشی توهین به ملت ایران است...


Tuesday, April 12, 2005

باز هم درب توالت باز شد!!!

بالاخره جناب نوری همدانی هم درب توالتش را باز کرد و ما را با سخنان گوهر بارشان مورد عنایت قرار داد!!! خوب البته معلوم است که باید با یهود جنگید تا امام زمان ظهور کند! با جنگ با یهود دنیا پر از خون ریزی و بلبشو میشود و حاکمان کشورهای اسلامی به بهانه جنگ با اسرائیل به مردمان کشورشان ظلم میکنند و بدین طریق زمینه آمدن امام زمان آماده میشود!!! چرا که گفته میشود که امام زمان زمانی می آید که دنیا پر از ظلم و فساد شده باشد!!! چقدر راحت بعضی ها خود را لو میدهند که با انجمن حجتیه تعلق دارند...

اصل خبر:
http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=23105


Sunday, April 10, 2005

تغییر نام جزایر ارومیه از ترکی به فارسی

به عنوان یک فارس زبان از تمام هموطنان ترکی زبان معذرت میخواهم. نمیدانم که این چه کار احمقانه ای است که ما بیاییم و نام جزایری را که همیشه نامشان ترکی بوده است به فارسی برگردانیم؟ دلیلمان از این کار چیست؟؟؟ به هر حال این کار احمقانه مانند تغییر نام سپاهان به اصفهان و یا آذر آبادگان به آذربایجان توسط اعراب است! ایران اولین کشور چند فرهنگی و چند ملیتی دنیاست. بیایید همه همدیگر را دوست داشته باشیم و به فرهنگ و زبان و مذهب همدیگر احترام بگذاریم. بازهم از هموطنان عزیز ترک زبان عذر میخواهم. شما را به خدا این مسائل را از دست فارس زبانان نبینید. فارس زبانها و به خصوص تهرانیها هیچوقت فراموش نمیکنند که فردای 18 تیر در تبریز و برای نشان دادن اتحاد با دانشجویان تهرانی و اعتراض به رژیم چه خبر بود...
سائنا


Friday, April 01, 2005

نوشته ای برای طرفداران معین

درود بر شما.
خاتمی کار شما را بسیار سخت کرد... او با تلاش فراوان برای نجات حکومت اسلامی و بدون توجه به رای اکثریت مردم ایران باعث منفور شدن خود شد. نتیجه آنست که امروز هیچ کسی به انتخابات (انتصابات) علاقه ای ندارد. شما کار بسیار بسیار سختی در پیش دارید. جلب کردن اعتماد ملتی که به طرز فجیعی به اعتمادش خیانت شده کار آسانی نیست. اگر واقعا نیتتان خدمت به (اکثریت) ملت ایران است راه سنگلاخی را در پیش دارید. اگر مثل خاتمی قصد گول زدن ملت ایران را دارید به هیچ وجه شانسی ندارید چرا که ملت ایران تابحال اینقدر آگاه نبوده است و خیانت مجدد را نخواهد پذیرفت...

خواسته های ملت ایران واضح هستند سه تای مهمترین آنها عبارتند از:آزادی. آزادی و آزادی!

آزادی بیان, آزادی مطبوعات و رسانه های گروهی دیگر ,آزادی اینترنت, آزادی زنان , آزادی انتخاب لباس , آزادی آداب و معاشرت و خنده, آزادی مذهب, آزادی اجرای مراسم جشن شخصی و ملی!, آزادی زندانیان سیاسی , آزادی انتخابات بدون شورای نگهبان, آزادی, آزادی فعالیت اقتصادی بدون قوانین دست و پاگیر و قوانینی که تبصره های آن را فقط آقازاده ها میتوانند استفاده کنند. آزادی و آزادی و آزادی...
اقتصاد و بهبود روابط خارجی و جلوگیری از فرار مغزها و ایجاد کار البته بسیار مهم هستند ولی همگی معلول عدم آزادی هستند چراکه آزادی و دموکراسی پایه هر پیشرفتی است
اگر دستیابی به این خواسته ها را در قدرت خود میبینید برای ملت ایران و برای شما آرزوی موفقیت میکنم. اگر نه ویا با دهها تبصره و شاید! , همین الان میدان را خالی کنید که سنگین تر هستید و بدانید که این ملت را دیگر نمیتوان گول زد
سائنا 1 آپریل 2005


Tuesday, March 01, 2005

سخنرانی سفیر ایران در پاریس در مورد کشورهای عرب

بالاخره یک نفر در رژیم جمهوری اسلامی پیدا شد که به غیر از نماز و اصول دین و دزدی کار دیگری هم بلد باشد. به ایشان تبریک میگویم. هر چند خیلی دیر است. عربها مدتهاست سوار گردن ما شده اند و حتی به هیکل مه هم ...شیده اند! ولی ماهی را هر چند وقت از آب بگیری تازه است. زمان آن رسیده که بدانند که ملت ما خر نیستند و دولتمردان ما هم به غیر از نماز و قرآن و دزدی و کلک کار دیگری هم بلد هستند... آقای سفیر ایران: دست شما را صمیمانه میفشارم درود بر شما...

اصل خبر:

http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=22353


Sunday, February 27, 2005

به کی بگم ، به گوش چه کسی داد بزنم که

واسه ما ایرانیها این یه عادت شده که میگذاریم زمان بگذره و بعد که بلا نازل شد شروع میکنیم به حرف و سخنهای همیشگی که چه کنیم. سرزمینی که یک روز در تمام دنیا آقایی میکرد و تمام ملل و حکومت ها سر تسلیم در مقابلش خم میکردن امروز به جایی رسیده که یه مشت عرب ملخ خور به خودشون این جرات رو میدن که با تاریخ و غرورش بازی کنن . امروز مردم دنیا در بهترین حالتش ایران رو با فرش ایرانی - گربه ی ایرانی - فوتبال ایرانی و صد البته تروریست های ایرانی میشناسن . امروز ایران به جایی رسیده که تو لیست بهترینهای فقیر فقرا جا گرفته !مردم دنیا امروز ما رو در خفت بارترین مقایسه ی دنیا با عرب ها یکی میدونن . دقت کنید ما رو نه همسایه ی اعراب که جزئی از اعراب و هم نژاد عرب ها میدونن . روز ها و ساعت هایی که باید صرف میکردم تا به دوستانم ثابت کنم که ایران با کشور های عربی یکی نیست رو هرگز فراموش نکردم . چهره ی دوستی که میگفت بعد چند ماه رفاقت با دوست پسرش ، وقتی با ماشین شخصیش به دنبالش رفته و دوست پسرش با تعجب پرسیده مگه شما تو ایران با شتر مسافرت نمیکنید رو هرگز از یاد نمیبرم .تقصیر رو به گردن مردم دنیا نندازیم ، اکثر مردم اروپا و آمریکا بر عکس تصور ما به شدت کم سواد و نادانند ( یادمه در یک نظر سنجی که در فرانسه انجام شده بود ، هفتاد درصد مردم فرانسه گفته بودند خورشید به دور زمین میچرخه ) حالا فکر میکنید با این وضع باید چه انتظاری از مردم دنیا داشت . شناخت مردم جهان از ایران همون خبر ها و برنامه هایی هست که در خبرها و شوءها نشون داده میشه . اونها همیشه چهره های خشن و ژولیده و لباس های کثیف و نامرتب مقامات ایرانی رو سند شناختشون از ایران میکنن . اونها مردم ما رو وحشی میدونن چون عرب ها وحشی هستن . اونها ما رو تروریست میدونن چون عربها تروریستن . اونها ما رو عقب افتاده میدونن چون ما رو با عربها یکی میدونن . ما نیز اسلام گراییم !
همه ی این مقایسه ها شکل میگیره چون ما این اجازه رو دادیم ، ما خودمون رو هم سطح عرب ها گذاشتیم ، ما خودمون اجازه دادیم دنیا به یک چشم ببینتمون . امروز ایران در چشم دنیا سیاه و وحشت انگیزه چون فکر میکنن ما عربیم . اگه امروز دنیا به خودش این اجازه رو میده که با تاریخ و غرور ما بازی کنه به این دلیل هست که ما این اجازه رو دادیم .اگه به خودشون این اجازه رو دادن که تاریخ رو تغییر بدن و جزء جزء سرزمین و مردممون رو به مسخره بگیرن ما مسئول هستیم . امروز اگه معتبر ترین موسسه ی جغرافیایی جهان خلیج فارس رو خلیج عربی ثبت میکنه باید چراش رو از اونایی پرسید که حاظر بودن واسه ی خوش آمد عرب ها اسم این خلیج رو خلیج اسلامی بذارن به خاطر چی ؟ راضی شدن الله یا گفتن به عربها که ما هم مثل شما اسلام گراییم ؟ اگه روز اول دهن کثیف عربی که به خودش جرات داد اسم ایران رو بدون احترام ببره با خون میبستیم امروز شاهد این جسارت ها نبودیم . تمدن و تاریخ خودمون رو به دست چه کسایی دادیم ؟ تا کی می خوایم بگیم خدایا شکرت ! تا کی میخوایم بگیم یا حسین مددمان کن ! بسه . بسه دیگه ! بهر حال هرچه که بوده گذشته ، از امروز باید به فکر آینده باشیم و یادمون باشه که کی بودیم و از کجا اومدیم و به کجا داریم با این طرز فکرمون می ریم . امروز باید دل و جراتی به خودمون بدیم و بگیم : ایران من آمدم !نوشته شده توسط نيکنام در پنجشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۳

این مطلب از سایت
http://kaafar.mihanblog.com/
نقل شده است...


مصر هم از انتصابات به سوی انتخابات میتازد

حسنی مبارک رئیس جمهور مادام العمر مصر که از 24 سال پیش رئیس جمهور این کشور است دستور انتخابات آزاد و تغییرات لازم در قانون اساسی برای اجرای انتخابات آزاد چند حزبی را صادر کرد. مصر کشوری است که مردم آن هنوز بسیار سنتی و مرتجع هستند. همین چند وقت پیش در آلمان در یک برنامه مستند داشت قاهره را نشان میداد و اینکه چگونه یک زن در این شهر به خود این اجازه را داده که رانندگی کند و عکس العمل مردها را در این شهر به این مسئله نشان میداد!!! با ایران خودمان مقایسه کنید که رانندگی زنان حتی در دهاتها هم امری طبیعی است و عکس العملی را به دنبال ندارد. تازه مصر گل سرسبد کشورهای عربی است مشهور است که مثلا شهروندان سعودی به مصر میروند تا احساس آزادی کنند!!! حال مصر در حال کنار کذاشتن انتصابات و روی آوردن به انتخابات است و نمایندگان ما در ایران کار مهمتری ندارند به جز اینکه سر ماشینهای اهدایی به نمایندگان مجلس دعوا کنند و یا بودجه توریسم را به مدارس آموزش قرآن و امثال آن اختصاص بدهند !!! واقعا که برای ما مردم ایران که از لحاظ فکری و شعورو درک دموکراسی از همه کشورهای مسلمان 10 سرو گردن بالاتریم مایه سر افکندگی است که کشورهایی مثل مصر و قطر و حتی افغانستان و عراق به سوی دموکراسی و حکومت مردمی میروند و ما در ایران به بیش از 100 سال سابقه مبارزات آزادیخواهانه هنوز با ملاهای ایران درگیریم و نمایندگانمان کار مهمتری ندارند از اینکه در مجلس دعوا کنند که چرا رئیس دفتر رئیس مجلس مادرش را در بازدید رسمی به هند برده و نوبتی هم که باشد نوبت بقیه نمایندگان است!!!
اگر این آخوندهای ما به اندازه یک خر خاکی عقل در آن کله های پوک و خشکشان داشتند رهبریت اصلاحات و آزادیخواهی را در جهان اسلام به دست میگرفتند تا اولا مردم ایران یک روز از درختها آویزانشان نکنند! و شاید بتوانند گندی را که در طول 26 سال پیش زده اند کمی جبران کنند ثانیا کشورهای مسلمان لااقل با کمک یکدیگر به سوی آزادی خواهی بروند نه با زور کتک! آمریکاییها
حیف ما ملت ایران که آخوندها بر ما حکومت میکنند

به امید اینکه روزی ما هم در ایران آزادی را ببینیم. . ایران برای همه ایرانیان از فارس , کرد, , ترک, بلوچ و عرب گرفته تا سنی و کلیمی و زرتشتی و مسیحی

سائنا
www.entesabat.blogspot.com


Sunday, February 20, 2005

کما

اشکال نداره . قرار بود که اینجا در مورد انتصابات نوشته بشه ولی خوب چیکارش کنیم وقتی که دل آدم میگیره وقتی که آدم احساساتی میشه دوست داره در مورد همه چیز بنویسه.
همین الان فیلم کما رو داشتم نگاه میکردم که به همه شما هم سفارش میکنم حتما این فیلم رو ببینین. راستی چقدر از مغزهای کشور چقدر از دوستتاران واقعی ایران چقدر از جوونهایی رو که میتونستند این مملکت رو درست کنند رو فراری دادند و میدن؟

آخر فیلم که حاجیه تو خونش که مثل قصر میمونه تنها ی تنها نشسته و میلش نمیکشه که صبحونشو کوفت کنه دلمو خیلی خنک کرد. یاد جناب آیت الله روحانی افتادم که پسر بزرگش خودشو از دست باباش و خجالتی که از بابت داشتن همچین پدری میکشید کشت. ولی خوب این حاج آقا ها اینقدر پوست کلفتند که فکر نمیکنند بابا حالا مردم به درک حتی بچه های خودشون هم چشم دیدنشونو ندارند. بالاخره خودشون هم دارند تو این مملکت زندگی میکنند . اگه یه بلایی سر مردم بیارند که مردم مجبور بشن اینها رو با لگد از ایران بندازند بیرون اونوقت چیکار میکنند؟ کجا میرن؟ سومالی؟ یمن؟ عربستان؟ بابا سنی ها هم که دل خوشی از این آقایون ندارند...
با شما هستم حاج آقا: با این مردم کنار بیاین و آروم بکشین کنار تا مردم هم شما رو ببخشند... وگرنه آینده وحشتناکی در انتظارتون است.


Tuesday, February 15, 2005

کشته شدگان مسجد ارک چکار کرده بودند؟

اگر بر طبق منطق آخوندهاي ايران باشد پس بايد افرادي که در مسجد ارک تهران کشته شده اند غرق در لذتهاي دنيوي و جنسي بوده باشند که همچين بلايي سرشان آمده است!!! شايد هم دليلش بي دين بودن بوده است! واقعا که آخونده هاي ما کساني که آنها را باور کنند از آنها احمق تر. ولي عقل سليم ميگويد که اين يک اتفاق بوده که به دليل عدم رعايت اصول ايمني اتفاق افتاده است. سرنوشت پارتي بازي سرش نميشود و با کسي هم سر لج ندارد. مسلمان ترين آدم ها به دليل عدم رعايت اصول ايمني ممکن است جانشان را از دست دهند همانطور که بي دين ترين آدمها ممکن است از بدترين موقعيتها جان سالم به در ببرند چرا که ايمني و استاندارد را رعايت کرده اند! به همين راحتي!!!


Monday, February 14, 2005

جنگ زرگري

استالين( مهم نيست چه كسي راي را به صندوق مي اندازد مهم اينست كه چه كسي آنرا از صندوق خارج ميكند ) ما همه مي دانيم كه راي و انتخابات بازي است كودكانه و قديمي كه ملايان براي بقاي خود به راه انداخته اند و گر نه رييس جمهور و كابينه آن نيز تا الان معلوم شده و تمام اين دعواها جنگ زرگري است


Sunday, February 13, 2005

سایت انتصابات عمومی شد

به مناسبت نزدیکی به انتصابات ریاست جمهوری در حکومت اسلامی, تصمیم گرفتم که این سایت را تبدیل به سایت عمومی کنم تا علاقمندان بتوانند مقاله های خود را در این سایت منتشر کنند.
برای عضویت لطفا یک ای میل برای من بفرستید.

مقاله های ارسالی باید:
1. سیاسی و یا اجتماعی باشند
2. ترجیحا در این ایام در مورد انتصابات جمهوری اسلامی باشند
3. در تبلیغ جمهوری اسلامی! و یا کمونیسم و یا توده و تروریسم نباشند
4. در صورتی که نویسنده مقاله کس دیگری است, باید با ذکر منبع و نام نویسنده اصلی باشد



اگر مایل به عضویت هستید باید به آدرس من یک ایمیل با موضوع عضویت در انتصابات بفرستید.
پس از آن من برای شما یک دعوت نامه خواهم فرستاد که در آن باید بر روی یک لینک کلیک کنید و اگر عضو سایت بلاگ اسپات نیستید باید در اینجا در این سایت عضو شوید.

پس از این کار باید با آی دی تان در سایت بلاگ اسپات لاگ این کنید.

به همین سادگی. پس از این میتوانید در سایت انتصابات مقاله بگذارید...

به امید روزی که به جای انتصابات , انتخابات واقعی و آزاد با شرکت همه ایرانیان بدون
محدودیت مذهبی و قومی در ایرانمان برگزار کنیم

سائنا


Monday, November 29, 2004

تجارت با مسلمان نمایان

بارها و بارها این را امتحان کرده ام و تقریبا همیشه نتیجه آن یکسان بوده است. هر بار که با شخصی ارتباط تجاری دارید و آن شخص ادعای مسلمان بودن میکند کاملا مواظب باشید چون به احتمال زیاد سرتان کلاه خواهد رفت. بدترین و دغل بازترین و کلک ترین افراد در همه موارد به خصوص تجارت افرادی هستند که ادعای مسلمان بودن میکنند و جانماز آب میکشند. این تجربه شخصی من است و تقریبا 90 درصد موارد درست از آب در آمده. به همین دلیل است که مدتهاست به هیچ وجه با کسانی که ادعای اسلام و مسلمانی میکنند معامله نمیکنم چرا که به احتمال زیاد سرم را کلاه میگذارند... نظر شما در این مورد چیه؟

شاید یک دلیلش این باشه:
خیلی از عراقی هایی که تو آلمان زندگی میکردند پس از رفتن صدام رفتند و از بانکها با پاسپورت پناهندگیشون هزاران یورو وام گرفتند و زدن با چاک و رفتن به عراق... نتیجه اش اینه که با پاس پناهندگی که کلی ارزش داشت حالا دیگه خروس قندی هم نمیدن...
یکی از دوستام از یکی از این عراقیها پرسیده بود آخه مرد حسابی مگه تو مسلمون نیستی؟ این کار که دزدیه؟ او عراقیه جواب داده بود: تو دین ما کلاه برداری از بی دین ها مجاز و حلال است و به عبارت دیگه همه چیز بی دین ها به ما تعلق داره و ما میتونیم برش داریم!
این یه نمونشه. شاید این آخوند ها هم ایران مارو. حراج کردند چونکه اعراب ایرانیها رو مسلمون به حساب نمیارن...

اینها سر خدا رو هم کلاه میگذارند. مثلا میگن که خوب گناه کلاه برداری برفرض 70 تاست و ثواب نماز در شب قدر ملیونها بار!!! پس سر مرد کلاه میگذارم و عوضش شب قدر نماز میخونم و گناه ها با ثواب ها پاک میشه و کلی هم سود میکنم!!!
نمیدونم چطور میشود این منطق را متوجه شد... اگر کسی میداند به من هم بگوید شاید من هم متوجه شوم!


Wednesday, November 17, 2004

دهان ها را نمیتوان بست. دوشنبه همه ما پیک ایرانیم.

بیایید یکبار دیگر هم به جمهوری اسلامی درس عبرتی بدهیم. دفعه قبل ما وبلاگر ها اسممان را برای یکروز به "امروز" تغییر دادیم با اینکه امروز از اصلاح طلبان (بدنه جمهوری اسلامی) بود. اینبار پیک ایران مهمترین رسانه اینترنتی را فیلتر میکنند.

پس یکبار دیگر: از همه دوستان بلاگر از اینجا میخواهم که همان کاری را که برای "امروز" انجام دادیم اینبار بسیار گسترده تر برای پیک ایران انجام دهیم تا به قیچی بدستان سانسورچی رژیم پیرهای خرفت درس عبرتی داده باشیم. از همه دوستان خواهش میکنم از روز دوشنبه 22 نوامبر به مدت سه روز به صورت سمبلیک اسم سایت خود را پیک ایران بگذارند و اخبار آن را در سایت خود منتشر کنند.
لطفا بقیه دوستان را هم از این پیشنهاد آگاه کنید.

سائنا
www.tir-e-akhar.blogspot.com
www.entesabat.blogspot.com


Friday, November 12, 2004

در مورد لیست سایت سپاه اسلام

در سایت www.islamic-army.blogspot.com یه عده دلقک تعداد زیادی از وبلاگر ها از جمله من را تهدید کرده اند که کلی باعث خنده و سرگرمی ما شد.
ولی متاسفانه لینک اشتباهی بر روی اسم من (saena ردیف 105 داده اند) که از اینجا از آقایان خواهش میکنم که حالا که لطف کرده اند و بنده را هم ملحد و مفسد اعلام کرده اند, لااقل لینک را درست کنند که نوچه هایشان لااقل اگر دستشان به ما نمیرسد لااقل سایتمان را بتوانند پیدا کنند!!!

لینک سایت من www.tir-e-akhar.blogspot.com است که در سایت islamic army به جای akhar نوشته اند akhr .
دوستان مسلمان و سربازان گمنام امام زمان: لطف کنید قبل از لطف کنید و با پتک بر کله ما بکوبید, لینک سایت بنده را درست کنید!

قربان شما
سائنا


Saturday, October 02, 2004

مهدی بیا مهدی بیا

یا امام زمان - يا مهدی: ما تا ميتوانيم ظلم ميکنيم و دنيا را به کثافت ميکشيم دزدی ميکنيم تجاوز ميکنيم سر ميبريم شلاق ميزنيم باتوم ميزنيم پنجه بکس میزنیم زنها را به دوبی صادر میکنیم و ... تا دنیا هرچه سریعتر پر از کثافت و فساد شود تا تو ظهور کنی... یا مهدی ما تمام سعی خود را ميکنيم الله و اکبر گويان سر ميبريم و خلاصه هر کاری که بتواند دنيا را به يک فاضلاب تبديل کند انجام ميدهيم تا تو زودتر ظهور کنی و کثافتهای ما را پاک کنی... با اینکه اینهمه گند زده ایم و ظلم کرده ایم هنوز ظهور نکرده ای. بیشتر از این فکری به خاطرمان نمیرسد که چطور دنیا را به گند بزنیم و به منجلاب تبدیل کنیم. یا مهدی تو را به جد بزرگوارت به به خواب ما بیا و به ما نشان بده و بگو که دیگر چکار کنیم تا دنیا پر از کثافت شود و راه برای آمدن تو هموار شود.


سقوط ارزشهای اخلاقی و اجتماعی در حکومت اسلامی

یادم میاد که چندین سال پیش که یک شخص مریض در آمریکا به نام جفری دامر چندین نفر را کشته بود و خورده بود, روزنامه های جمهوری اسلامی خودشان را جر میدادند که ببینید در غرب چقدر ارزشها سقوط کرده و خلاصه سعی داشتند از این موضوع بیشترین سو استفاده تبلیغاتی را ببرند. زمانی در ایران آدم میشنید که کسانی از اروپا و آمریکا به ایران بر میگردند چرا که میگفتند میخواهیم بچه هایمان در ایران بزرگ شوند. حال به لطف جمهوری کثیف اسلامی به جایی رسیدیم که نمونه هایی از آن جفری دامر آدمخوار هر روز در ایران اتفاق می افتد با آنکه جمعیت ایران نسبت به جمعیت اروپا و آمرکا بسیار کماست, دست تمام کشورهای غربی را از لحاظ جنایت و بزهکاری بسته ایم! در پاکدشت به دهها بچه تجاوز میشود و کشته میشوند, در مشهد به دهها زن تجاوز میشود و در انتها کشته میشوند و در کرج به دخترانی که باید به آنها کمک شوند, توسط خود ملایان تجاوز میشود. تجاوز و اعتیاد و دزدی و فحشا و فقر بیداد میکند. الان برعکس آنزمان خانواده های ایرانی که دستشان به دهانشان میرسد, زمانی که بچه دار میشوند سعی میکنند به اروپا و آمریکا مهاجرت کنند تا بچه هایشان در ایران این مهد اسلام ناب محمدی! فاسد نشوند... در اروپا یک زن و یا یک بچه تنها میتواند در همه اوقات روز در همه جا تردد کنند بدون آنکه فردای آنروز با سر بریده در کنار یک سگ در یک گودال پیدا شود, در حالی که در ایران در روز روشن در وسط تهران آدم میدزدند... به ملایان و حزب اللهی های ایران از این بابت تبریک فراوان میگویم. همینطور که پیش برویم اسلام را به تمام دنیا صادر خواهیم کرد!!!


Wednesday, September 29, 2004

مدینه فاضله

این روزها همینطور که در اخبار پیک ایران هم میتوان دید, آمار خودکشی ها به شدت افزایش یافته که اکثر آنان هم جوانان هستند. به جمهوری اسلامی بابت این امر تبریک فراوان میگویم... ظاهرا روز به روز داریم به مدینه فاضله نزدیک میشویم فقط فرقش این است که این لفت فاضله آن از فضل نمی آید بلکه ظاهرا از فاضل آب و یا فضولات ریشه گرفته است!!! ای مردم ایران ای جوانان تو رو به خدا خودتان را نکشید عوض اینکار بیایید دست در دست هم این فضولات اسلامی را از سرزمین پاکمان بیرون بیندازیم. قرار ما روز جمعه در خیابانهای تهران و تمام ایران...

http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=18857


Monday, September 20, 2004

اعتراض به دستگيری‌های اخير وب‌لاگ‌نويسان و نويسندگان سايت‌های اينترنتی

چند ماه پيش که نخستين سنگ بنای تاسيس کانون وب‌لاگ‌نويسان ايران را بنا می‌کرديم احتمال نمی‌داديم به اين زودی مجبور باشيم در دفاع از وب‌لاگ‌نويسانی که دستگير شده اند بيانيه بدهيم. متاسفانه اخیرا" گروهی از وب‌لاگ‌نويسان به جرم داشتن انديشه‌یی متفاوت با انديشه‌ی بخشی ازحاکميت دستگير شده اند. در میان آنها سعيد مطلبی، پدر سینا مطلبی، تنها به جرم مطالبی که فرزندش می‌نويسد بازداشت شد که با اعتراض گسترده نسبت به اين موضوع به طور موقت آزاد شده است.


به اين دستگيری‌ها جدا از نوع "انديشه" يا "بيان" دستگيرشده‌گان اعتراض داريم و از تمام مجامع مدافع "آزادی بيان" می‌خواهيم با فشار آوردن به حکومت ايران آزادی فوری و بدون قيد و شرط دستگير شده‌گان را فراهم آوردند.


بی‌شک رئيس جمهور ايران نسبت به اين دستگيری‌ها مسئول است و نمی‌تواند از مسئوليت خود شانه خالی کند. مردم ايران حق خود می‌دانند او را به عنوان بالاترين مقام اجرایی کشور مسئول اين دستگيری‌ها بدانند و در روزی که شرايط محاکمه‌ی عادلانه فراهم شود به جرم دستگيری و سانسور شديد حاکم بر فضای کشور او را به پای ميز محاکمه بکشند.


آزادی انديشه و بيان جزو بديهی‌ترين و جهان‌شمول‌ترين آزادی‌های فردی و جمعی است که با خود عهد می‌بنديم هرگز برسر آن با هيچ حکومت و دولتی معامله نکنيم.


جمعی از اعضای کانون وب‌لاگ‌نويسان ايران (در حال تاسيس)


امروز همه ما امروزیم

در یک حرکت سمبولیک و به اعتراض به فیلتر سایت اینترنتی امروز و صدها سایت دیگر امروز دوشنبه بیش از صد سایت ایرانی در یک اقدام هماهنگ نام سایتهای خود را عوض کردند و امروز نام گذاشتند تا قاضی مرتضوی و جمهوری ننگین اسلامی بفهمند که با این روشهای سانسور هیچ کاری که از پیش نمیبرند و تازه باعث اتحاد ما و محکمتر شدن ما میشوند. از تمام کسانی که امروز با ما همراهی کرده اند صمیمانه سپاسگزارم.

به امید آزادی - به امید پیروزی
www.tir-e-akhar.blogspot.com (امروز)


Tuesday, September 07, 2004

هزینه یک زندانی در زندانهای ایران

خواننده ای در پیک ایران نوشته که چطور ممکن است که هزینه یک زندانی 10000 تومان در روز باشد؟

جواب ایشان این است: از دزدی های آقایان که بگذریم به هر حال باید در نظر گرفت که هزینه زندان فقط غذا و سلول و هزینه های جنبی دیگر نیست... هزینه های هنگفت دیگری هم وجود دارد مثلا:

1. ابزار شکنجه متاسفانه در ایران تولید نمیشود و باید با قیمت بالا از خارج از کشور وارد کرد.
که انشاالله در این زمینه به زودی به خود کفایی میرسیم.

2. هزینه اینهمه برادران زندانبان به خصوص بازجویان و شکنجه گران محترم که گاه تا پاسی از شب در حال خدمت به ملت ایران هستند هزینه کمی نیست...

3. ما تعداد زیادی زندانی غیر رسمی داریم که هزینه آنها را بر روی زندانیان رسمی باید حساب کنیم تا حساب و کتابمان درست از آب در بیاید.

4. هزینه های هنگفت دار زدن و یا سنگسار کردن را هم نباید فراموش کرد.

5. همین چند سال پیش یک دستگاه گیوتین از فرانسه خریدیم که کلی هزینه اش شد....

6. فکر نکنید که فقط پول برق لامپ سلولها را باید بپردازیم. پول برقی که به زندانیها وصل میکنیم و از این قبیل را هم باید حساب کرد.


اصل خبر در پیک ایران

http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=18304

سائنا


Saturday, September 04, 2004

500 سایت آزادیخواه

تعداد پیوندهای سایت ها و گروههای آزادیخواه در سایت www.tir-e-akhar.blogspot.com از مرز 500 سایت گذشت.

سایت تیر آخر بزرگترین فهرست سایتهای آزادیخواه ایرانی است. در این لیست سایتهای ایرانی آزادیخواه معتقد به دموکراسی در 21 بخش مختلف لیست شده اند. به عنوان مثال:
سایتهای خبری- سایتهای سیاسی- وبلاگهای سیاسی - سایتهای زنان - آهنگ ها و نماهنگ ها - جنایات جمهوری اسلامی - گروههای حقوق بشر - گزارشهای صوتی و تصویری و...


Thursday, September 02, 2004

سيلي به صدر اعظم آلمان

چند وقت پيش يک معلم بيکار آلماني در جريان يک گردهمايي در اعتراض به سیاستهای دولت آلمان درباره ایجاد کار برای بیکاران, سيلي محکمي به شرودر صدر اعظم آلمان زد که اين جريان در تمام روزنامه ها هم عکسش منتشر شد...



چند روز پيش اين فرد براي اين کار به چهار ماه حبس تعليقي و 100 ساعت کار عام المنفعه محکوم شد. تازه از اين کار خودش اظهاي ندامت هم نکرد و در خود دادگاه مشغول پخش کردن اعلاميه درباره اشتباهات حزب سوسيال دموکرات بود...



به اين ميگويند دموکراسي. اگر اين معلم به من خارجي مقيم آلمان هم همان سيلي را ميزد قطعا همين مجازات را دريافت ميکرد. چند وقت پيش يک نفر در اعتراض به رفسنجاني در نماز جمعه چند جمله اي با صداي بلند فرياد زد... او را بلافاصله اطلاعات با کتک از آنجا بيرون برد... اميدوارم که هنوز (در زندان) زنده مانده باشد...


Sunday, August 29, 2004

نسبت دیکتاتورها با ایدیولوژی آنها

دیشب کمی داشتن در مورد کمونیسم و سوسیالیسم فکر میکردم. ناگهان به ارتباطی میان دیکتاتورها و ایدیولوژی آنها افتادم:
هیتلر یک ناسیونال سوسیالیست بود
استالین یک کمونیست بود
صدام یک سوسیالیست بود
فیدل کاسترو یک کمونیست است
چائوشسکو یک کمونیست بود
میلوسوویچ سوسیالیست بود
هونیکر (دیکتاتور آلمان شرقی) کمونیست بود
جمهوری اسلامی با شعارهایی آمد که بسیار سوسیالیستی بودند
.
نتیجه اخلاقی: اگه میخوای به تله نیفتی هیچوقت به کمونیستها و سوسیالیستهای تندرو رو نده
.
نتیجه سیاسی: اکثر دیکتاتورهای جهان یا کمونیست بودن یا سوسیالیست تندرو.
نتیجه اینترنتی: هیچ وقت به کمونیستها و تندروهای سوسیالیست لینک نده!


Wednesday, August 25, 2004

یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم...

یک ایرانی به نام دکتر یزدی که یکی از بهترین متخصصان راه اندازی فرودگاه در جهان است مسئول راه اندازی سیستم هوایی عراق شده است... آنوقت ما تو ایران از ساختن فرودگاه و راه اندازی آن عاجز مانده ایم. خیلی جالب است اگرزندگینامه این شخص را بخوانید:www.yazdi.orgدر سایت ایر ایراک آمده است که دکتر یزدی تا دوسال پیش تنها کسی بود که در آمریکا تخصص کافی برای راه اندازی خطوط هوایی داشت... با خواندن این خبر چه احساسی به آدم دست میدهد؟ از یک طرف آدم به همچین ایرانیی افتخار میکند و از طرف دیگر به حال ایران خودمان گریه اش میگیرد که تمام متخصصان را فراری داده و باید دست گدایی کمک به ترکها دراز کنیم... لینک سایت ایر ایراک این است:http://www.airiraqco.com/about.htm


Monday, August 02, 2004

طرحهای تفکیک جنسی

پیشنهاد میکنم در راستای تفکیک جنسی, ایران را به دو قسمت مردانه و زنانه تقسیم کنیم تا دیگر اسلام به خطر نیفتد! پیشنهاد های دیگر هم مفید و قابل است:
طرح تفکیک اتاق خواب زن و شوهر هاطرح تفکیک دوقلوهای دختر و پسر در شکم مادر!!! طرح تفکیک پیاده رو های تمامی خیابانهاطرح تفکیک گوسفندهای تر از ماده در گله گوسفند و همینطور گاوهای نر و ماده و باقی حیوانات برای جلوگیری از به خطر افتادن اسلام طرح تفکیک مغازه ها و تبدیل مغازه ها به مغازه های مردانه و زنانه! طرح تفکیک خواهران و برادران توسط پدر و مادرهایشان... اصلا خانواده هایی که هم دختر و هم پسر دارند میتوانند با خوانواده های مشابه دیگر بچه هایشان را عوض کنند تا فقط پسر و یا فقط دختر داشته باشیم.طرح تفکیک قبرستانها... برای جلوگیری از نزدیکی مرده های مونث و مذکر باید این طرح هر چه سریعتر به اجرا در بیاید. طرح تفکیک اداره ها و تبدیل همه اداره های دولتی به اداره های زنانه و مردانه مثلا: شهرداری زنانه منطقه 8 تهران!!! یا وزارت مردانه کشور!
از آنجایی که بعضی گیاهان هم مونث و مذکر دارند باید طرحهایی مثل طرح جدایی درختان خرمای مذکر از مونث را هر چه سریعتر اجرا نمود!
ار آنجایی که در باغ وحشها گه گاه بعضی از حیوانات حرکات مغایر شوونات اسلامی انجام میدهند باید هر چه سریعتر طرح تبدیل باغ وحشها به باغ حیوانات مذکر و باغ حیوانات مونث اجرا شود. بدیهی است که باغ حیوانات مذکر فقط برای برادران قابل دیدن خواهد بود باغ حیوانات مونث فقط برای خواهران...


Sunday, July 11, 2004

حکایت طوفان و خورشید

یادم میاد زمانی که بچه بودیم در کتابهای درسی ما افسانه ای آموزنده آمده بود. در این افسانه خورشید و باد که در آن بالا حوصله شان سر رفته تصمیم میگیرند با هم شرط بندی کنند. مردی را میبینند که لباسهای زیادی تنش کرده است. شرط میبندند که هر کدام به روش خود, کاری کنند که او لباسهایش را در بیاورد. باد میگوید من تبدیل به طوفان میشوم و با همچنان قدرتی شروع به وزش میکنم که باد تمام لباسهای او را ببرد... خورشید میگوید اول تو شروع کن که من احتیاج به زحمت زیادی ندارم.
باد شروع میکند به وزیدن. وزیدن باد تاثیری نمیگذارد پس تبدیل میشود به طوفان و با تمام قدرت میوزد و میوزد. آن مرد نه تنها لباسهایش را از دست نمیدهد بلکه با حالتی بسیار عصبانی لباسهایش را آنقدر محکم نگه میدارد که دیگر بزرگترین طوفان دنیا هم نمیتوانست لباسهایش را در بیاورد. طوفان نفس نفس زنان می آید پیش خورشید و میگوید: فراموش کن من با اینهمه قدرتم نتوانستم کاری کنم تو هم نمیتوانی... خورشید میگوید خوب حالا تو نگاه کن چون به هر حال نوبت نوبت من است... خورشید شروع با تابیدن میکند. هنوز چند دقیقه نگذشته آن مرد خوشحال از هوای آفتابی و خوب لباسهایش را در می آورد...

اگر تندروها و به ظاهر مسلمانان فقط این داستان کودکانه را خوانده بودند و از آن پند گرفته بودند وضع ما بسیار بهتر از الان بود. آنها (طوفان) فکر میکنند که با بیشتر وزیدن و به عبارتی فشار هر چه بیشتر بر روی مردم میتوانند به هدف خود برسند غافل از اینکه مردم دقیقا برعکس عمل میکنند. هیچکس هم تابحال عاشق طوفان نشده است. در این شوراشور فراموش کرده اند که اگر به جای وزیدن بتابند بسیار زیباتر و سریعتر به هدف خود میرسند و چرا که همه عاشق گرما و تابش خورشید هستند... اما مشکل این است که آنها فقط وزیدن و غریدن بلد هستند...

این داستان را به عنوان مثال با وضعیت شهر قم مقایسه کنید. اینهمه سختگیری و فشار باعث شده که به عنوان مثال بیشترین میزان فرار جوانان از منزل را داشته باشند. فحشا در این شهر مذهبی بیداد میکند. همین هفته پیش یک عده جوان را هنگام نماز جمعه دستگیر کردند چرا که به آنجا میرفتند تا با شنیدن حرفهای امام جمعه و چرت و پرتهایی که به خورد مردم میدهند بخندند. در این شهر سالیان سال خورشید نتابیده است بلکه طوفان وزیده است! حالا به جای آنکه بنشینند و فکر کنند که چه اشتباهی کرده اند میخواهند این شهر را به مدینه فاضله! تبدیل کنند...روش آن از قبل معلوم است. فشار بیشتر و بیشتر. طوفانی کوبنده تر و وحشی تر. و زهی خیال باطل که موفق خواهند شد...


سائنا – 11 جولای 2004 – آلمان
www.entesabat.blogspot.com


Monday, July 05, 2004

مناظره من با یکی از حزب اللهی های ذوب شده در ولایت وقیح

این مناظره را حتما بخوانید. خیلی جالب است و اوج عقب افتادگی ذوب شدگان در ولایت وقیح رو نشون میده...



نويسنده: عليرضا

دوشنبه، 15 تير 1383، ساعت 13:46

جناب آقای آهنگر! هر موقع شما صداقت داشتی بعد بيا صحبت کن! تقيه ای که شما می فرمائيد و مدنظرتون هست بر ما حرام است. اون تقيه که صحبتش را می کنيد خودتون و امثال خودتون انجام می دهيد! مثلا همين ۳۰ - ۴۰ ميليون نفری!!! که اشاره کرديد! يادت نره امروز حتما استقبال مردم را نگاه کن و خدا وکيلی ديگه به اين مردم تهمت و ... نبنديد. ياعلی

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
دوشنبه، 15 تير 1383، ساعت 13:28

شماها همیشه هر جا به نفعتون باشه اشتباه میکنید و ارقام رو وارونه میکنید. تو انتخابات هم همینطور بود... حالا یه چند تا صفر کمتر یا بیشتر چه فرقی میکنه؟ صفر که ارزشی نداره... این خبر رو بخون: http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=16517 نماینده مجلستون هم به جای ۳۰ - ۴۰ ملیون نفر گفته سی چهل نفر... کی به کیه کنتور که نمیندازه... تازه اینها دروغ که نیست بلکه تقیه است!!!‌ راست نمیگم؟

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است





نويسنده: عليرضا
دوشنبه، 15 تير 1383، ساعت 12:11

جناب آقای آهنگر! آدم اشتباه هم می کنه! من اشتباهی قيد کردم ميليارد دلار! اينقدر معرفت دارم که عذرخواهی کنم و بگم که اشتباه کردم ولی امثال شما هرگز اينگونه نيستید. راستی حتما امروز يادت نره استقبال مردم شهر همدان را از رهبر عزيزمان نگاه کنی. ببين چه خبره؟ نشستی اونجا هر چی اين ماهواره های ضد انقلاب می گویند را بلغور می کنی و می نويسی! يادت نره حتما نگاه کن! و به اربابانت هم بگو یادشون نره حتما نگاه کنند! تا متوجه بشید واقعيت چيست؟ اللهم عجل لوليک الفرج.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
دوشنبه، 15 تير 1383، ساعت 11:48

بابا تو که ماشاالله خیلی اطلاعاتت کامله مخصوصا اینکه ۲۰ ملیون دلار رو با ۲۰ میلیارد اشتباه میگیری که البته زیاد مهم نیست... سرتونو مثل کبک کردین تو برف و دارین همون چیزهایی رو که واستون تعریف کردن روباره به ما تحویل میدین... حتی تو مناظره هم قوی نیستی و داری حرفهای خودمو به خودم تحویل میدی... آره عزیز جان ایران هم خیلی پولداره فقط با وجود حمالهایی مثل تو و رهبر فرزانه ات همه پول هدر میره و به مردم بدبخت ایران هیچی نمیرسه... خدا کنه که لااقل اینقدر خر نباشی و این حرفها رو فقط واسه من تعریف کنی و لااقل سهم خودتو دریافت کنی... ماشاالله حزب الله!!!‌

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است





نويسنده: عليرضا
دوشنبه، 15 تير 1383، ساعت 9:53

در خصوص رفراندوم صحبت کردی. هر وقت ديدی که مردم در راهپيمائی روز ۲۲ بهمن شرکت نکردند! يا به استقبال مسئولين در شهرها نرفتند! (جالبه امروز مقام معظم رهبری دارند می روند همدان، پيشنهاد می کنم حتما فيلمش را نگاه کنيد که چقدر مردم استقبال خواهند کرد) يا در انتخابات شرکت نکردند! اونوقت نوبت رفراندومه. فعلا احتياجی به برگزاری رفراندوم نداريم. خودت گفتی که اگر چنين کنيد ما ... می گيريم، چون الان بايد هم اينکار را انجام دهيد، چون اصلا مردم با امثال شما هيچ گونه کاری ندارند. ولی رو که نيست سنگ پای قزوينه. ياعلی

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: عليرضا
دوشنبه، 15 تير 1383، ساعت 9:49

سلام. جناب آقای آهنگر. وقتی بهت می گم از اينطرف بهت اطلاعات نادرست و غلط می دهند! باز بگو نه!!! ممکنه حالا چند تا راننده تاکسی هم پيدا بشه اين کار رو بکنه دليل نمی شه بگی همه راننده تاکسی ها! ضمنا اون بنده خدا راننده تاکسی می خواد کسب رزق و روزی کنه! اگه یک پاچه ورماليده هم بره سوارش می کنه!!! ضمنا آره داداش آمريکا خيلی پول داره... اگر پولدار نبود نمی آمد ۲۰ ميليارد دلار برای مبارزه با حکومت جمهوری اسلامی ايران هزينه کنه.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: مارکـو پلو
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 23:45

عجب ! که اينطور

E-mail: وارد نشده است
URL: marko-poloo.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 19:26

اگر اینقدر قلیل هستند خوب رفراندوم اعلام کنید تا روی همه کم بشه... اونوقت دیگه ما هم خفه خون میگیریم. اگه کم هستند چرا اینقدر پلیس تو خیابونها ریخته؟ اگه کم هستند خوب بگذارین ۱۸ تیر راحت راهپیمایی کنن تا همه ببینن چقدر کم هستند و آبرو و حیثیتشون بره... بابا خیلی خودتونو دارین به مریضی و خری میزنید... اللهم اشف کل مریض!!!‌

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 19:22

ببینم تویی که اینهمه دم از پشتیبانی ملت ایران میزنی یک بار خودت با آن ریش و پشمت (تنها) به یک محله تهران برو و مردم اونجا رو ارشاد کن ببین چه اتفاقی واست میوفته... راستی اگه مردم ایران اینقدر عاشق آخوندها هستند چرا هیچ راننده تاکسیی آخوندها را سوار نمیکنه؟ نکنه راننده تاکسی ها رو هم آمریکا خریده؟ بابا این آمریکا چقدر پول داره...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 19:22

اين را هم بگويم و بعد بروم. آقای آهنگر ما در ضرب المثل داريم که کافر همه را به کيش خود پندارد. بله امثال شما در اينجا وجود دارد ولی خيلی قليل هستند. مردم ایران منتظر هستند که ببینند آمريکا اصلا جرأت می کنه به ایران حمله کنه یا نه؟ این را خود اربابانت در آمریکا گفته بودند که ما از طریق حمله به ایران به نتیجه نمی رسیم باید فرهنگ را تغییر دهیم! که صد البته بد راهی را انتخاب کردند. ياعلی

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 19:18

خوب من ديگه بايد برم کلی کار ديگه دارم که برنامم بهم ريخت. پيام بگذار من بعدا جوابت را می دم. اللهم عجل لوليک الفرج.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 19:17

کمک به صدام اشتباه بزرگی بود که اینها مرتکب شدند و دلیلش هم این بود که میخواستند از این طریق جلوی خمینی و ماجراجوییهایش را بگیرند. ما از آمریکاییها و ناتو انتظار نداریم که ما را آزاد کنند چرا که حق شما را خودمان کف دستتان میگذاریم. البته با گندهایی که شما ها میزنید هیچ بعید نیست که آمریکاییها هر لحظه به ایران حمله کنند. و خودتان بهتر میدانید که شما در بین مردم ایران بسیار منفور تر هستید از صدام بین مردم عراق و اگر آمریکاییها حمله کنند متاسفانه یا خوشبختانه مردم ایران با شاخه های گل از آنها پذیرایی میکنند...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 19:16

آمريکاش هنوز دو دله که بخواد به اين مملکت حمله کنه!!! اسرائیل که جای خودش را داره!!! از حکومت و از آخوند هم نمی ترسن از مردم ايران می ترسن. می دونند که شيعه علی (ع) و در کنارش رگ ايرانی! هرگز به تجاوزگران اجازه چنين غلطی را نخواهد داد. امثال شما هنوز عقايد و مقدسات ايرانی جماعت را به خوبی نشناخته ايد.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 19:13

نه برادر! آخه مشکل تو وجود من نيست! گفتم که نمی دانی اين تفکر را اکثر مردم ايران دارند! تو بايد بشينی و دعا کنی که چنين اتفاقی بيفتد تا از شر (بنا به گفته خودت) کل مردم ايران خلاص بشی. می گم مردم را خوب نشناختی همين است. ضمنا عزيز دل برادر! کشورهای عربی هم مردمش مثل جنابعالی و امثال جنابعالی بوده اند که اون توانست باهاشون اينکار را بکنه (راستی اين اطلاعات را از کجا آوردی منکه بلد نبودم!!!)

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 19:10

هه میگه پشه چیه که فشار خونش چی باشه... خیلی باحالی کلی خندیدم... همین پشه هه سال ۱۹۶۸ تمام کشورهای عربی بهش حمله کردند و در عرض ۶ روز جنگ رو خاتمه داد و نیروهای همشونو در هم کوبید. نیروی هوایی مصر رو در عرض ۲ ساعت اول جنگ نابود کرد. معلومه که مطالعه نداری و شستشوی مغزیت دادن. یه خورده به جای قربون صدقه یکدیگر رفتن تو سایتهای خودتون تو اینترنت بگرد و اطلاعاتتو بالا ببر. من به هیچ وجه قصد حمایت از اسرائیل و اعمال غیر انسانیشان ندارم ولی آدم کشی و تروریستهای فلسطینی را هم محکوم میکنم. راستی اگر اینقدر به مرگ علاقه دارید چرا همین امروز به فلسطین نمیروید و نمیجنگید و نمیمیرید تا هم شما به آرزوی خود رسیده باشید و هم ما از شر شما ها خلاص شده باشیم...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 19:10

مطمئن باش که اربابانت نخواهند گذاشت که صدام حقايق را فاش کند. يا او را خواهند کشت و يا اينکه او را فراری خواهند داد و دوباره بازی ديگری را از سر می گيرند تا به امثال تو بگويند که ما برای حقوق بشر و دموکراسی به دنبال صدام هستيم!

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 19:7

جناب آقای آهنگر! کم آوردی داری ناسزا می گوئی! صدام و تمام اربابانش بايد با هم محاکمه شوند! اين ديگه خیلی ... (جای سه نقطه هر چی دلت خواست بگذار) هستش که بگيم صدام تنها بود. نه خير برادر! همه خوب می دانند که چه کسی به صدام پر و بال داد! همان کسانيکه جنابعالی منتظر حجوم حمله هواپيماهای آنان بر سر حرم مطهر امام حسين (ع) و به قول خودت آزادی را برايت به ارمغان بياورند.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 19:2

ضمنا اون داستانی که شما شنيده ايد با اينی که من تعريف کردم (در خصوص بازديد ايشان از خانواده معظم شهدا) زمين تا آسمون فرق داره. نخير هم فقط به منزل اين شهيد گفته بودند فلان روز و فلان ساعت منزل باشيد! ايشان هم گفت که وقتی در باز کردم با کمال تعجب ديدم که ايشان پشت درب ايستاده اند و شوکه شدم و ايشان با کمال ادب گفتند اجازه می دهيد داخل شويم يا نه؟ جالب است بدانيد ايشان با يک پيکان و يک پاترول به منزل اين شهيد رفته بودند.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 19:1

راستی محاکمه صدام رو دیدی؟ چند وقت دیگه هم رهبر فرزانه شما و رفسنجانی و جنتی و مشکینی و باقی مارمولکها به همین طریق محاکمه خواهند شد... دیدی که مثل موش شده بود؟ رئیس اطلاعاتشون موقع جنگ رو سقف یک هتل ایستاده بود و میگفت که کی میگه آمریکاییها نزدیک بغداد هستند؟ ما همشونو اینجا خاک میکنیم ووو یک ساعت بعد همون هتل دست آمریکاییها بود!!!‌ خیلی منو یاد حرفها و زرت و پرتهای شما می انداخت... تا آخرین لحظه دروغ!!!‌ ببینم دروغ در اسلام مجاز است؟ اگه نه پس چرا شماها اینقدر دروغ میگین؟ آهان این تقیه است دروغ نیست!!!‌خر خودتی...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:59

در خصوص حمله اسرائيل به ايران صحبت کردی!!! اسرائيل ها خودشون يه حرفی زدند و توش هم مودند خواهشا شما ديگه تکرار نکنيد. به قولی پشه چي هست! فشار خونش چی باشه! ولی با اينحال اصلا من و امثال من اين دنيا برامون خيلی کوچيکه خيلي دوست داريم زودتر از شر اين دنيا خلاص بشيم. اگر احيانا بی عقلی کرد و حمله کرد ما هم ازش استقبال گرمی خواهيم کرد.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:55

جناب آقای آهنگر می گويم بحث را مغلطه نکن به همين خاطر است. من و امثال من هم در حد توان خود کمک کرده ايم. (خدا آگاه است) ما در دين مبين اسلام داريم که علم را بياموز حتی در چين!!! نمی دانم شايد برای شما نامفهوم باشد يا اينکه تازگی داشته باشد. در چنين مواقعی هم اين را مطمئن باش هيچکدام از مراجع در خصوص نجس بودن اين ها چيزی نگفته اند. شما می خواهيد آب را گل آلود کنيد و از آن ماهی بگيريد. در ثانی اصلا آقای خامنه ای حکم به طهارت افراد غير مسلمان داده است. عکس های ايشان را در خانواده ارمنی من دارم. که ايشان در منزل اين شهيد ارمنی چای و شکلات ميل کرده اند. بدون اطلاعات کافی هرگز سخن نگوئيد.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:51

پس فردای قيامت بايد بابت رأی دادن به آن شخص جوابگو باشند. در کارهای خوب و بد اون شخص شريک می شوند. اين را مردم به خوبی از دين اسلام الهام گرفته اند و به همين خاطر می گويم که مردم به همين سادگی به هر کسی رو نمی دهند. شما ها اگر خودتان را هم بکشيد باز هم نمی توانيد در اعتقاد و مقدسات اين مردم خدشه ای وارد کنيد.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:51

پس چرا مردم بم از این کمکها چیزی به دستشون نمیرسه؟ تو خودت چقدر کمک کردی؟ چیکار کردی؟ من از اینجا حدود دو ملیون تومن خودم و همکارهام جمع کردم و خانواده ام در بیمارستانهای ایران شخصا پول را پخش کردند... تو چیکار کردی نه بالا غیرتا چیکار کردی؟ من تازه همون روز زلزله به بنیادهای کمک آلمانی زنگ زدم و میخواستم باهاشون با گروه ت ها و بیام ایران که قبول نکردند چونکه میگفتند دوره ندیده ام... تو و رفیقهات چیکار کردین؟ همکارهای من که کمک کردند آلمانی و آمریکایی و حتی اسرائیلی بودند... و شما اونها رو تازه دشمن میدونین و نجس... برین تو افکارتون یه خورده تجدید نظر کنین که شما خودتون بزرگترین دشمن ایران و اسلام هستید...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:49

باز هم فکر کرديد همه مردم مثل شما هستند که دیگران بتوانند با وعده های پوچ و خيالی و با ۵۰۰۰ تومان رأيشان را بخرند. نخير عزيز برادر گفتم که هنوز مردم و دين مبين اسلام را نشناخته ايد، به همين خاطر است. مردم با الهام گيری از دين اسلام به اين اعتقاد دارند که رأيشان به هيچ وجه فروختنی نيست. زيرا معتقدند که هر کس که مسئوليتی را با رأی آنان بدست می آورد.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:46

می گم که همينطوری صحبت می کنی و اطلاع و آمار نداری، بگو درست می گی! شما هنوز کاملا مردم را نشناخته ايد و نمی دانيد اين مردم مشکلشون چيه؟ فکر کرده ايد مشکل مردم اينه که چطوری بگردن؟ لخت باشند يا پوشيده. شلوارشون چی باشه. دخترا چطوری بگردند و ... که البته همانطور که قبلا گفتم اگر قرآن را خوانده باشيد (چه عربی و چه ترجمه فارسی آن را!!!) متوجه می شويد که تمام حدود و مرزهای انسانی در آن تعريف شده است.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:44

خودت بهتر میدونی که در شهرهای بزرگ همه جا افتضاح بود... در دهات ها هم تازه خیلی خوب نبود و رای مردم را با ۵۰۰۰ تومن پول نقد خریده بودن و یا آرا رو دست کاری کرده بودند طوری که در بعضی از مناطق رای گیری و دهات میزان مشارکت مردم ۱۲۰ درصد بود!!!!‌ حتما بیست درصد اضافی رو هم امام زمان ریخته تو صندوقها... اگه راست میگین اعلام رفراندوم کنید تا ببینید چقدر از مردم شرکت میکنن...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:43

جناب آقای آهنگر تو حرفای خودت هم ضد و نقيض داری! از يه طرف می گی کمک مردم کجا رفت؟ بعدش می گی که امت هميشه در صحنه کجا بود که کمک های خارجی رسيد. عزيز برادر مغرضانه حرف زدن را کنار بگذار و کمی هم واقعيت را قبول کن. هنوز که هنوزه اينقدر کمک ها زياد بوده است، کميته امداد و جمعيت حلال احمر نتوانسته اند کار خود را انجام دهند. هنوز برای تقسيم کردن کمک های مردمی عاجزند و درخواست کمک دارند.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:41

نه عزیز جون ما با اسلام مشکلی نداریم... پس چرا قبل از انقلاب کسی حرفی ضد اسلام و آخوند نمیزد؟ شما خودتون بزرگترین ضربه رو به اسلام زدین و دارین میزنید... بله عزیز دل برادر کرم از خود درخته...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:40

در ثانی مردم؛ فقط مردم تهران محسوب نمی شوند. به کل جمعيت ايران مردم می گويند. البته بماند شما جماعتی را که موافق شما باشند مردم حساب می کنيد. ضمنا خدمت شما عرض می کنم خيلی ها نتوانستند آن روز پای صندوق های رأی حضور بهمرسانند.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:39

راستی جریان ارمنیه روشنیدم بهشون فبلا زنگ زده بودن و گفته بودن که رهبر میاد خونتون و شما بهش بگین که تو خوب دیده بودین که ایشان تشریف میارند!!! داستانت قدیمیه... در ضمن چرا رهبر فرزانه تون با لباس مبدل رفته بود بم؟ با لباس خودش میرفت خوب... شرودر هم تو نمایشگاه به خدا با لباسهای خودش اومده بود... اگه رهبرتون راست میگه الان یه بار دیگه بره اونجا... تازه رفتنش چه فایده ای کرد؟مردم بدبخت هنوز هم دارن تو چادر زندگی میکنن در حالی که با کمکهای مردم ایران و کمکهای بین المللی میشد ده تا شهر بم رو ساخت... پولها کجا رفت؟ شما امت همیشه در صحنه چرا تو بم در صحنه نبودین؟ چرا اول ایتالیایی ها اونجت بودن اونهم با 6000 کیلومتر فاصله؟

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:38

مشکل شما و امثال شما با اسلام است و نا با جماعت آخوند. شما که آزادی را با بمباران هواپیماهای اف ۱۴ و بی ۵۲ بدست می آوری و عکس حرم امام حسین (ع) را زیر هواپیمای بی ۵۲ که در حال بمباران است گذاشتی! مشخصه هدف چیست و این را هم مردم به خوبی فهميده اند و در جلوی ياوه گوئيهای شما ايستاده اند. فرموديد که در تهران ۲۸ درصد مردم پای صندوق های رأی آمدند! که هرگز آمار رسمی اينگونه نبوده است. درصد حضور مردم در تهران بين ۴۰ تا ۴۵ درصد بوده است.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:32

جناب آقای آهنگر اولا که شما کم آوردی! شما داری صحبت های من را با مغلطه پراکنی جواب ميدی. دوما گفتم که از کلی گوئی و شايعه پراکنی خودداری کنيد. چون ديگه حنای شما برای مردم رنگی نداره و مردم چهره واقعی شما را شناخته اند.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:24

حالا جواب بده به گوشم...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:23

کم آوردی؟ راستی معلومه که بهت پول میدن که بنویسی... برای اینکه این موقع روز همه تو ایران سر کارند و جناب عالی داری تو اینترنت مینویسی... اگه من دارم مینویسم دلیلش اینه که امروز یکشنبه است و اینجا هم تعطیل... شما داری روز یکشنبه ساعت ۵:۳۰ به وقت ایران چیکار میکنی؟ یا بیکاری و یا بهت پول میدن که بنویسی...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:20

عزیز دل برادر اگر منظورت از رشد ساختن بمب اتمی است که اولا آنرا دارند روسها و پاکسنیها برای ما میسازند و نشانه پیشرفت هم نیست چرا که هیچ دردی از دردهای مردم بدبخت ایران دوا نمیکند. دوما تنها کسی که مانع پیشرفت ما ایرانیان میشود شماها و عقاید پوسیده تان است. با روضه خوانی و سینه زنی نمیتوان پیشرفت کرد عزیز من... ببینم تو که اینهمه دم از پیشرفت میزنی چند تا زبان بلد هستی؟ در چه رشته ای درس میخوانی؟ چند تا کشور پیشرفته دنیا را دیده ای؟

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:16

جناب آقای آهنگر، هر موقع صحبت های شما تمام شد بگو تا من جواب بدهم.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:16

اولا جنگ تا دو سال اول دفاع بود و از اون به بعدش فقط باعث ادامه حکومت آخوندها میشد و اصلا هم مقدس نبود. دوما مگه حجاریان و آقاجری و عبدالله نوری معلول و خانواده شهید نبودند؟ با اونها چه معامله ای کردید؟ تو همین آلمان با یه خلبان ّاف ۱۴ آشنا شدم که تمام زمان جنگ خدمت کرده بود و الان مجبور شده بود بیاد اینجا پناهنده بشه...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:14

در آخر هم عرض می کنم در دنيا اگر کسی (دشمنان اين انقلاب و مردمان آن) بخواهد جلوی رشد و پيشرفت ما ايرانيان را بگيرد، بداند که دشمن ما محسوب می شود. در دين مبين اسلام به شدت در خصوص مبارزه با ظالم تأکيد و سفارش شده است. و حال اين ماجرا در بين ما شيعيان بسيار جدی تر است تا جماعت سنی. باز هم تأکيد می کنم شما و امثال شما هنوز به درستی مردم را نشناخته ايد!!! مردم با تمام مشکلات پای نظام ايستاده اند و انشاءالله به فضل پروردگار مشکلات برطرف خواهد شد و شاهد درست شدن امور زندگی مردم خواهيم شد. تا خواری باشد در چشم دشمنان واقعی اين ملت.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:11

اون سمت بالای همسایه های شما احتمالا منظورت کار در سفارتخانه های ایران است نه؟ چند سال پیش تو انگلیس سفیر ایران را در یک فروشگاه به جرم دزدی دستگیر کردند... راستی دو نفر از کارکنان دفتر منافع ایران در نیویورک را اخراج کردند... نکنه همسایه های تو باشند؟

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:10

الان بطور آزاد به ايران رفت و آمد می کنند و هيچ گونه مشکلی ندارند. تازه اين سری هم کلی جهانگرد با خودشون برای بازديد از ايران آورده بودند. شما فرموديد که اين عده (شما و امثال شما) وطن پرستند. سؤال من اين است اگر اين عده وطن پرست بودند تو ۸ سال دفاع مقدس کجا بودند؟ اينها وطن پرستند يا جوانانی که با خون خودشان از تماميت عرضی و جان و مال و ناموس مردم دفاع کردند؟ منکه جواب نمی خواهم ولی خدا وکيلی؛ بين خودت و خدا خلوتی کن و ببين حق با کيه؟

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:8

این مجلس هفتمی هم که اینهمه سنگش را به سینه میزنید همه شان مزدور هستند. رای ملت پشتشان نیست و همان حداد عادلشان همچنان قیافه غلط اندازی دارد که معلوم است که عملی حرفه ای است... فعلا که اسرائیل گفته که میخواد به ایران حمله کنه و امروز هم تو اخبار گفتند که معلوم شده که ایران داره تو عراق تروریستها رو ساپورت میکنه... ظاهرا مثل اینکه اولین دستاوردهای مجلس هفتم داره معلوم میشه... اگه همینطور پیش برین امام زمان به زودی میاد ولی با هواپیماهای ب۲ و اف ۱۶ و از جانب عراق و افغانستان و خلیج فارس و ... اینطوری میخواین ایران را آباد کنین؟ خیلی تبریک میگم بهتون...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:7

جناب آقای آهنگر در خصوص آيت الله گيلانی صحبت کرديد و سؤالی طرح کرديد! مهم در جواب سؤالی طرح می کنم آيا شما نيز با عقايد خود کامل هستيد و هيچگونه اشتباهی نداريد؟ خدمت شما عرض کنم در خصوص بازگشت به ايران صحبت نموديد! احتمال خيلی زياد شما و امثال شما مشکلاتی داريد که نمی گذارند و يا نمی خواهد به ايران وارد شويد! چند تن از همسايگان ما در آلمان، آمريکا ساکن هستند و هر کدام هم دارای سمت های بالا در اين دو کشور هستند.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:4

آقای آهنگر شما که اطلاعات نداريد لطفا سخن نگوئيد، آقای خامنه ای برای ديدار از خانواده شهدا بدون هیچگونه تشريفاتی در سطح شهر حضور بهم می رسانند. اين را يک خانواده ارمنی که پسرشان در جنگ شهيد شده بود و در محله ما بود. به صراحت تعريف کرد. (چون آقای خامنه ای بدون اطلاع قبلی به خانه اين شهيد سر زده بودند). در ثانی مثل اينکه حضور ايشان را در شهرستان بم منکر می شويد، که با لباس مبدل در بين مردم حضور بهم رساندند تا شاهد کم و کاستی ها باشند.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:2

عزیز من من مسلمان هستم ولی گوسفند نیستم. خداوند به ما عقل داده تا گه گاهی هم که شده این کله مان را کمی به کار بیندازیم... شما که اینقدر دم از قصاص میزنی آیا تابحال خودت هیچوقت کوچکترین خطایی نکرده ای؟

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:0

عزيز دل برادر صبر کن من نوشته هام تمام بشه بعد شما نظر بده. ضمنا بختيار هم از غماش شما بود!!!

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 18:0

اگه رهبر شما اینقدر محبوب است چرا جرات نمیکند به میان مردم (نه بین خود شما) در خیابان بیاید و کمی قدم بزند؟ من اینجا در آلمان در نمایشگاه .... یکدفعه گرهارد شرودر و یوشکا فیشر رو دیدم. فاصله شون با من ۴-۵ متر بود. نه جیب مارو گشتند نه بدنمون رو جستجو کردند و نه ۵۰ نفر محافظ همراهشون بود... اگه این رهبر فرزانه تون راست میگه یک روز بیاد بدون محافط تو خیابونهای تهران راه بره...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 17:59

جناب آقای آهنگر اگر شما مسلمان هستيد پس ديگر نبايد نسبت به آيه های قرآن ايرادی بگيريد! قصاص نيز جزو دستورات صريح قرآن است. در قرآن کريم خداوند متعال می فرمايند: که مشرکان برای بدست آوردن رزق و روزی دنيوی آيات قرآن را تکذيب و تحريف می نمايند. خدا کنه شما جزو اون دسته نباشيد!!! اين بحث جواب منطقی نيز دارد که اگر خواستيد دليل قطع دست و ... را خدمتتان عرض خواهم کرد. البته گفتم که اگر مسلمان واقعی باشيد هرگز در صدد اين نيستيد که نسبت به آيات قرآن کريم ايراد بگيريد.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 17:57

آقای هاشمی فکر میکند که کل ایران ارث پدری ایشان است. عزیز دل برادر. خیلی شستشوی مغزیتان داده اند... عکسها را که دیدی. فیلم سنگسار و بازجویی زن سعید امامی را چه میگویی؟ آن هم جعلی است؟ کتابی را که بهت گفتم خوندی؟ یا کتاب هم جعلی است؟ بختیار هم آخر انقلاب میگفت: اینها همش نواره...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 17:54

ضمنا هر کسی که دزدی می کنه، در آن دنيا نيز بايد جوابگو باشه. عقاب فقط برای اين دنيا نيست که بگيم فرار کرد و يا از سمتش استفاده کرد و ... بلکه اصل ماجرا اون دنيا هستش!!! راستی، من خودم چون از وضع زندگی رهبر عزيزمان کاملا با خبرم و اين را هم می دانم که ایشان بين مردم از محبوبيت بالاتری نسبت به مابقی مسئولین برخوردارند و مردم نیز تا حد زیادی از وضعیت زندگی ایشان با خبر هستند. شایعه پراکنی های امثال شما را بلکه قبول نمی کنند، برای آن پچیزی هم ارزش قائل نیستند.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 17:53

یک نمونه دلسوزانه کار کردنشون رو هم توی زلزله بم دیدیم. اینقدر دلشون برای جیب خودشون سوخته بود که هزاران نفر زنده به گور شدند. اصلا شماها خجالت نمیکشید که اولین گروهی که با تجهیزات کامل میان کمک مردم گروههای نجات ایتالیایی و آلمانی بودند؟ اونهم از اونسر دنیا و تازه موقع سال نویشان. خاک بر سر الاغ همه تان بکنم که شماها شستشو مغزی نشده اید بلکه دچار قطع مغز شده اید!!!‌ چطور میتوانی اینقدر بی منطق باشی؟ بله در هر حکومتی فساد پیدا میشه ولی در حکومت عدل علی شما بوی گند کثاقت و فساد دنیا رو پر کرده...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 17:50

فرموده بوديد که مردم از آخوندا متنفر شده اند و حتی نمی خواهند سر به تنشان باشد. که من معتقدم مردم چنين برداشتی که شما داشتيد را حداقل نسبت به آخوندها نخواهند داشت. ضمنا من شستشوی مغزی نشده ام. شايد شما شده باشيد!!! اين لينک های به اصطلاح سند را باز کردم. خدا وکيلی آدم از مضحک بودن اين اسناد خنده اش می گيره! غمه زدن، چشم درآوردن و ...! غمه زدن را که مراجع ما هم اکثرا حرام اعلام کرده اند! حال نفهمیدم دليل قرار دادن عکس ها چه بود. در خصوص ما بقی به قول شما شکنجه ها! شما يه قطعه عکس برای من بفرست. همچين شکنجه هائی واست درست کنم که خودت هم وقتی ببينی از ترس ضعف کنی و غش کنی!!! در خصوص وجود فساد در دستگاههای دولتی نوشتيد. قبلا هم عرض کرده بودم که هيچ کس منکر وجود اين قضايا نيست و صد البته هم به اندازه بزرگنمائی جنابعالی و امثال جنابعالی نيست! من حرف آقای هاشمی را بيشتر از شما و اربابانتان که با شايعه پراکنی قصد تخريب افکار عمومی را نسبت به مسئولين مملکتي داريد، قبول می کنم، ايشان اظهار کرده اند که دارائيهای فعلی ايشان همگی ارث پدری بوده که به ايشان رسيده است.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 17:47

برادر عليرضا. عزيز دل برادر! يا خيلی خر هستی و يا خودت را به خری ميزنی... آن انتخاباتی را ه حرفش را ميزنی طبق آمار خودتان در تهران ۲۸ درصد مردم در انتخابات شرکت کردند... حالا کاری به تقلب ها و عوض کردن ارقام و رفتن به انتخابات با شناسنامه های جعلی چاپ پاکستان نداریم. ولی تازه از این 28 درصد هم نصف آن باطل بوده جنیفر لوپز و مایکل جکسون و فوتبالیستهای انگلیسی بیشتر از همه رای آورده اند... ماشاالله رو که نداری سنگ پای قزوینه. شنیدم که آخوندها ترتیب طلبه های جدید رو شب اول میدن تا روشون بازشه و بتونن پای منبر هر چرت و پرتی را به خورد مردم بدن. بله عزیز جان اینقدر دلسوزانه دارند کار میکنند که بوی گندش تا اینجا هم رسیده.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 17:41

اين مردم در حق بودن حکومت جمهوری اسلامی ايران شکی ندارند و به همين خاطر منتظر هستند که مسئولين مملکتی دلسوزانه برايشان کار کنند. تا بحال هم کرده اند ولی در هر حکومتی فساد و ضعف پيدا می شه. انشاءالله که مجلس هفتم به دور از دعواهای سياسی و جريانات سياسی به درد مردم رسيدگی می کند. که صد البته خيلی ها نمی خواهند اين امر تحقق پيدا کند و برای ايجاد اخلال به هر گونه کاری دست خواهند زد و اصلا مردم براشون مهم نيستند، بلکه رسیدن به عقايد شوم شان هدف اصلی شان است و در اين راه مردم را هم به بدبختی و سيه روزی خواهند کشاند.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: عليرضا
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 17:37

سلام خدمت همگی. جناب آقای آهنگر. من داشتن تحصيلات شما را تحصين می کنم. ولی مثل اينکه شما فکر کرده ايد که عقل کليد و ديگه هيچ کس مثل شما پيدا نمی شه! نخير برادر من؛ بزرگتر از اونائی که پيش شما هستند هنوز تو اين مملکت وجود دارند و دلسوزانه دارند کار می کنند. جناب آقای آهنگر! اين ملتی که که می گوئيد کجا هستند؟ من منکر وجود مخالف نمی شوم. ولی در انتخابات مختلف ديده ايم که با حضور خود دهان ياوه گويان و دشمنان اين نظام را به هم دوخته اند. اين مردم پای تمام ارزش ها و اهدافی که در ذهن خود داشتند و انقلاب کرده اند، ايستاده اند و حاضر نيستند به همين راحتی اين انقلاب را به هر نا کسی بسپارند.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 13:41

اين لينک هم جالبه و صحنه های بسیار زیبایی از آداب اسلامی را نشان میدهد که به خاطر این صحنه های زیبا هزاران مسیحی انشاالله مسلمان خواهد شد. من خودم شخصا پس از دیدن این فیلمها به مسلمان بودن خودم افتخار کردم... http://atheistroom1.tripod.com/videoaudio.htm

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: سید محمد
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 13:33

از من داستان میخ را سوال نکنید ... از سینه بی بی بپرسید که آن میخ با او چه کرد ... درب ، دیوار و خون شهود صادق من هستند ... عرض تسلیت دارم به مناسبت ایام شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها

E-mail: وارد نشده است
URL: manzoomeh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 13:27

ميتوانی به اين آدرس هم مراجعه کنی: http://atheistroom1.tripod.com/photos/photos1.htm این سایت شامل عکسهای بسیار زیبایی از حکومت عدل اسلامی و دستاوردهای عظیم و والای آن میباشد...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 13:22

در روی قسمت جنایات جمهوری اسلامی در سایت تیر آخر همه جور لینک وجود دارد. در مورد شکنجه کتاب (خوب نگاه کنید راستکی است) را بخون لینکش در سایتم موجود است. فیلمهایی هم از قصاص است که آنها را میتوانی در سایت کاوه آهنگر ببینی. به امید ایرانی بدون قصاص و آخوند و جنایت و خونریزی...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: خامنه ای
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 6:41

برادر مسلمان،‌ کاوه اگر ممکن است لينک فيلم شکنجه را مجدد بنويسيد. من روی آن که گفتيد کليک کردم. جواب نداد. من خيلی مايلم اين فيلم را ببينم. يا حق.

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 2:42

راستی در سايت من نوشته ای : انشاءالله خداوند ريشه دشمنان اسلام را در هر لباسی که هستند از روی زمين پاک کنه. انشاالله. بايد بگویم که هیچکس مثل آخوندها نمیتوانستند اینهمه به اسلام صدمه بزنند. هیچ کس مثل آخوندها نمیتوانستند اینقدر مردم را از دین اسلام بیزار کنند. هیچکس تا بحال موفق نشده بود برای مدت نسبتا کوتاهی موفق بشه که اینهمه مردم از دین بیان بیرون. هیچکس تاکنون به اسم اسلام اینقدر جنایت و دزدی نکرده است که آخوندها کرده اند. اکثر کسانی که الان ضد اسلام مینویسند پدر و مادرشان خیلی هم مذهبی بوده اند. اگر این انقلاب لعنتی نمیشد آیا مردم اینقدر از دین نفرت پیدا میکردند؟ پس من هم میگویم خداوند گردن همه دشمنان اسلام را بشکند در هر لباسی که هستند... انشاالله

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 2:28

داشتن یک دولت دموکراتیک و آزادیخواه و قوانین درست و حسابی پایه سازندگی است... اصلا ما چطور میتوانیم سازندگی بکنیم در حالی که یک عده عمله با افکار احمقانه شان تمام دنیا را تبدیل به دشمن برای ما میکنند و با حرکاتی مثل نام نویسی برای انجام عملیات انتهاری باعث میشوند که آمریکا بهانه پیدا کند و همه سازندگی ما را با خاک یکسان کند... ایرانیهای آمریکا تحصیل کرده ترین اقلیت آمریکا هستند و اکثرا هم بسیار موفق هستند میدانی چرا آنها از ایران رفته اند؟ برای آنکه یک حمالی مثل خلخالی شروع به کشت و کشتار کور کرده بودند. خیلی از آنها حتی سیاسی هم نبودند. برایت یک مثال میزنم: یک سنگ پرت کن بین یک گروه گنجشک حتی اگر سنگت به هیچکدام هم نخورد همه گنجشکها پر میزنند و میروند... یه خورده رو حرفهام فکر کن... شاید ما هم یه خورده حق داشته باشیم...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 2:16

قرار نیست که ما بیایم حمالی و شما هم با چماقتون هر چند وقت یک بار یه حالی به ما بدین... چند سال پیش داشت در مسیر درستی پیش میرفت تا اینکه شماها و رهبرتون با زور همه چی رو برعکس کردین. تازه داشتیم فکر میکردیم که میشه به ایران برگشت. تازه داشتیم فکر میکردیم که میشه اینهمه جنایت را بخشید و با یک آشتی ملی سازندگی را شروع کرد که همه چیز را خراب کردید و برای ملت ایران راهی به غیر از سرنگونی و کشتن جنایتکاران رژیم نگذاشتید... تمام اینها را برایت مینویسم چرا که آرزو دارم که شماهایی که شستشو مغزی شده اید روزی به خودتان بیایید و همراه با ما شروع به سازندگی کنید.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 2:8

با امکاناتی کم به ایران برگردند و به ایران خدمت کنند... اگر بدانی دارای چه سرمایه فکری و مدارک علمی هستند موهای تنت سیخ میشود ولی برنمیگردند میدانی چرا؟ به خاطر اینکه نمیخواهند یک گردن کلفت پای دخترشان را در گونی سوسک کند برای اینکه نمیخواهد یک حاج آقایی فردا خانه شان را مصادره کند... به خاطر اینکه میخواهند به عنوان یک نفر در ایران حق رای داشته باشند و آنهم نه از نوع مجلس هفتم... دوست عزیز اگر قرار شد که ما همگی به ایران بیاییم شما هم باید گونی سوسکت و چماق و کلتت را دور بیندازی و بیایی پای به پای ما سازندگی کنی...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 1:58

و در مورد سازندگی نوشتی و اینکه با هم درگیر نشویم و ایران را با هم بسازیم گفتی... حرفهای قشنگی است معلوم است که کمی هنوز هم کمی خون ایرانی در رگهایت است و به همین دلیل هم من برای تو وقت میگذارم و مینویسم. دوست عزیز ما هم همگی دوست داریم که به ایران برگردیم و خدمت کنیم... اصلا چرا ما باید برای این خارجیها حمالی کنیم و اینجا رو آباد کنیم؟ لغت دشمن رو خیلی ساده به کار میبری... چرا شما فکر میکنید که همه دنیا با ما دشمن هستند؟ چرا با همه دنیا قصد دشمنی داریم؟ به نظر شما ۹۸ درصد مردم ایران هم دشمن هستند... به خدا اکثر ایرانیهای اینجا وطن پرستند. به خاطر شغلم ایرانی هایی را میشناسم که در شرکتهای بزرگ تکنولوژی در آمدهای ملیونی (دلار) دارند ولی حاضرند

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 1:46

این قوانین قصاص علاوه بر اینکه بسیار قدیمی شده و به درد جامعه امروزی نمیخورد بسیاو هم وحشیانه است. و البته از آن سوء استفاده های بسیار هم شده و میشود... اصولا چطور ممکن است که یک نفر در مورد زندگی و مرگ انسان دیگری تصمیم بگیرد و تکلیف چیست اگر او اشتباه کند؟ همین آیت الله گیلانی در اوایل انقلاب صدها مجاهد را در دادگاههای عمومی چند دقیقه ای به جوخه مرگ سپرده است. چطور میشود در عرض یک دادگاه ده دقیقه ای با این نتیجه رسید که دهها نفر همه با هم باید محکوم به مرگ شوند؟ خیلی ها بیگناه اعدام شدند... کتاب خوب نگاه کنید راستکی است رو بخون تا ببینی چی میگم...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 1:20

خودتان هم بهتر میدانید که از این قوانین قصاص بسیار تابحال سوء استفاده شده است... اگر میدانستید که من کی هستم و کجا زندگی میکنم بلافاصله مرا هم به زنای محصنه و اذیت و آزار نوامیس مردم و یک تن از این اتهامات محکوم میکردید تا از شرم خلاص شوید... فیلم معروف سنگسار را (لینکش در سایتم هست) ببینید تا بفهمید منظورم چیست. در این فیلم هر سه قربانی ارتشی هستند و هر سه به زنای محصنه و جرمهای کاملا مشابه محکوم شده اند که معلوم است که همه اش دروغ است. چرا که غیر ممکن است که سه نفر هر سه ارتشی و هرسه جرم یکسان انجام داده باشند و هر سه با هم گیر بیفتند!!!‌ معلوم است که شخصی از آخوندها ظاهرا میخواسته از شر آنها خلاص شود که نه اسلامی است و نه از نظر شرعی درست است و نه انسانی...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: جواد
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 1:18

http://www.roshd.org/multimedia?code=4

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 1:11

و در مورد قصاص: این قوانین ۱۴۰۰ سال پیش با توجه با آن زمان وضع شده است. خودتان میبینید که در عرض ۲۵ سال پیش چقدر ایران و دنیا تغییر کرده و حالا آن را در ۵۶ ضرب کنید تا ببینید این قوانین چقدر قدیمی و ابتدایی است. البته باید در نظر گرفت که این قوانین برای اعراب وحشی آنزمان که دختران خود را زنده به گور میکردند وضع شده است. سنگسار هم در دین یهود بوده است و از این دین به اسلام وارد شده است... اصلا چطور میشود دست یک دزد را که برای خاطر سیر کردن شکم زن و بچه اش دزدی کرده را برید؟ این بیچاره بدبخت بعد از این مسئله باید زن و دخترش را به فاحشگی بفرستد تا از گرسنگی نمیرند... اصولا چطور میتوان دست یک انسان را برید که در یک جامعه میتواند در صورت اصلاح شدن به سازندگی کشور کمک کند؟

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 0:39

در ضمن از آنجا که از من سند برای شکنجه خواستی سری به بخش جنایات جمهوری اسلامی در سایت من بزن... میتوانی این کتاب را هم بخوانی: http://hemid.com/edam/2xub.pdf و یا مقاله مرا در سایت انتصابات در مورد شکنجه در ج ا. بخوان. درست است که قصاص در اسلام آمده است پس اگر اینطور است چرا دست آقازاده هایی که اینهمه دزدی میکنند را نمیبرید؟ لابد میگویی که رفسنجانی بسیار فقیر است و یا رفیق دوست از بنیاد مستضعفان دزدی نمیکند و همه پول را خرج فقرا میکند!!!‌چند وقت پیش اینجا لیستی از دارایی سران رژیم ایران (رهبر فرزانه هم توش بود) منتشر شد که شماره حساب بانکي و نام بانک و میزان موجودی آنها در آن آمده بود... میتوانی حتما در گوگل پیداش کنی...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 0:25

عزيز جان خدارو شکر که به خاطر تحصیل و داشتن کار عالی به هیچ کس احتیاج ندارم که به من پول بدهد و نظر و اندیشه مرا با آن پول بخرد. از نفس این مسئله که فکر میکنی (من مطمئن هستم) که درچند سال دیگر ما موفق خواهیم شد معلوم است که شما و همفکرانتان اشتباهات بزرگی را مرتکب شده این چرا که این ملتی که خمینی را آورد این ملتی که قبل از انقلاب اینقدر مذهبی بود و اینقدر به آخوندها احترام میگذاشت به جایی رسیده که میخواهد سر به تن آنها نباشد. پی اگر کمی عقل داشته باشید و فکر کنید میفهمید که اشتباهات بسیار بزرگی را مرتکب شده اید. دوست عزیز علیرضا اگر با تو بحث میکنم دلیل آن این است که فکر میکنم شاید کاملا شستشوی مغزی نشده باشی و شاید به جمع وطن پرستان ملحق شوی...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.entesabat.blogspot.com





نويسنده: خامنه ای
يكشنبه، 14 تير 1383، ساعت 0:0

جناب ملا عليرضا، شما برادر مکتبی کاوه آهنگر را به عدم شناخت صحيح شيعه جعفری متهم کرده ايد. به اين معنی که خودتان عالميد ! اگر شما عالميد چرا تمام سوالات مرا در مورد مهدی بی پاسخ گذاشتيد ؟ (مثلا اگر مهدی ماموره چرا باید حکم خدا را امضا کنه ؟) اين برادر حقيقت گويمان کاوه حداقل خرافات را نفی ميکند. شما که هيزم بر آتش حماقت مشکينی ميگذاريد و مهدی موعود (عجله) را به دخالت و فضولی در اجرای حکم خدا ميکنيد. اگر چه برادر کاوه دينداريشان (ریا) به پای شما نميرسد ولی دیگر هذيون دينی مشکينی را هم تاييد نميکند. يا مهدی بيا.

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است





نويسنده: خامنه ای
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 23:52

بسمه تعالی، جناب ملا عليرضا ادعا فرمودند که يک زن ارمنی مشروب خوره گوشت خوک خوره نجس، بعد از شنيدن، آوای خر کننده آهنگران (واحد تبلیغات بهشت) هوس کرد که مسلمان بشه ! سوال من اينه که چند صد هزار ارمنی همان آواز را شنيدند و به ريش شما خنديند ؟ اگر با يک مورد حماقت، بشه برای مسلک خودمان دره نوشابه باز کنيم ! بنده هم بگويم که هزاران مسلمان بعد رفتن به کازينو دينشون را از دست دادند !! يا عزيز فاطمه بيا.

E-mail: وارد نشده است
URL: وارد نشده است





نويسنده: حميدرضا
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 20:16

بسمه‌تعالی. سلام داداش عليرضا، از اينکه سرافرازمون کردی حسابی ممنوم، همیشه منتظرتم. بعدشم داداش جون، آقا علیرضای گل، ... و عباد الرحمن الذين ... اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما ... (اگه فضولی بود، منو ببخش). بازم می‌گم: خيلی باحالی ... نوکرتم. يا علی (ع).

E-mail: وارد نشده است
URL: zolal121.persianblog.com





نويسنده: الهدي
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 19:49

سلام.......اينجا چه خبره؟؟؟الهدی به روز شد...ياعلی.ع.

E-mail: وارد نشده است
URL: al-hodaa.persianblog.com





نويسنده: عليرضا
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 19:12

با عرض پوزش از خوانندگان محترم. شخصی با اسم شاه پيام گذاشته بود (البته چرت و پرت) و به مقدسات ما شيعيان توهين کرده بود که من پاکش کردم. اين بدبختا فکر کرده اند می توانند با عقايد و مقدسات ما ايرانيان بازی کنند. خوب است بنويسيد که مردم دقيقا با چهره واقعی شما آشنا شوند. اللهم عجل لوليک الفرج. ياعلی

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: عليرضا
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 18:49

جناب آقای آهنگر! اگر من و شما بجای صرف این زمان برای اينگونه جدال ها (که دشمن از اين جدال ها بسيار خشنود می شود و اصلا خودش پايه ريز چنين مسائلی است و می خواهد بین مردم تفرقه ایجاد کند)، اين زمان را برای برطرف کردن مشکلی صرف می کرديم ديگر شاهد چنين مشکلاتی نبوديم. انشاءالله خداوند ريشه دشمنان اسلام را در هر لباسی که هستند از روی زمين پاک کنه. ياعلی، التماس دعا.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: عليرضا
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 18:38

جناب آقای آهنگر! همانطور که قبلا گفتم شايد بتوانيد در چند سال آينده کاری بکنيد!!! بازهم با اينحال؛ عقيده ای دارم و تا پای جان در رسيدن به اين عقيده خود ايستادگی می کنم. همانطور که امام (ره) فرمودند: اگر تمام عالم يک طرف باشند و من هم يک طرف باز هم حرف خودم را می زنم. در آخر هم احکام اسلام را زير سؤال برده ايد؛ گفتم که مسلمان نيستيد!!! قصاص و سنگسار و ... احکام صريح قرآن است. نکنه قرآن را هم اين آخوندا دستکاری کردند؟؟؟ که اگر چنين جوابی دهی ديگه واقعا ... بجای اينکه بشينيم با هم درگير شويم و ... بيائيم برای آبادانی و پيشرفت ميهن عزيز اسلامی مان ايران کوشش کنيم.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: عليرضا
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 18:33

سلام. جناب آقای آهنگر! اين همه واسه خودت بافتی!!! حداقل يه سند ارائه می کردی! بهت بابت نوشتن پول می دهند، شکنجه، رهبر انقلاب هواپيمای ۱۲۰ ميليون دلاری خريده و ... !!! لطفا و خواهشا بی پايه و اساس صحبت نکنيد! مدرک و سند بياريد اگر راست می گوئيد! ضمنا جناب آقای آهنگر؛ چرا مسلمانی به نماز و رزه است به این موضوع در اکثر احادیث و روایات دقیقا اشاره شده است. گفتم که مشکلت اینه که هنوز مسلمان واقعی نشده ای! اگر شما داری تقليد می کنی و نماز و روزه می گيری و شناخت پيدا نکردی که به چه خاطر نماز و روزه می خوانی بله داری ادای ميمون را در می آوري!!! هيچ موقع خودت را با ديگران مقايسه نکن!!!

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 18:10

بيايد و چشمهاتونو بازکنید که دارن از همه شما سوء استفاده میکنن. حمالی وکتک زدن (و خوردن) به عهده شما و جیب پر کردن به عهده آنها و آقا زاده هایشان همین رهبر فرزانه تان اگر تقی به توقی بخوره سوار هواپیمایی که از سلطان برونئی به قیمت 120 ملیون دلار (حدود 100 میلیارد تومن) واسش خریدن, میشه و فلنگ رو میبنده میره سومالی و یا یمن و یا یه سوراخ موش دیگه... شما ها میمونین و ملت ایران و روسیاهی تان جلوی آنها. البته نگران جونتون نباشید چرا که اگر چند روز اول انقلاب خودتوند قایم کنید دیگه براتون اتفاق خاصی نمیوفته چرا که ما از آدم کشی و سنگسار و فصاص و دار خسته شدیم. فقط روسیاهی و یک همر سر افکندگی براتون میمونه...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.entesabat.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 18:1

شما ها همه مردم در ایران رو به خودی و غیر خودی تقسیم کردین و حتی بین خودی ها هم بازهم تقسیم و تقسیم تا اینکه شاید ۲ درصد مردم ایران جزء خودی ها به حساب بیان. ارمنی ها و یهودی ها و زرتشتی ها رو مجبور به ترک وطن کردید و سنی ها رو هم زیر فشار قرار میدید... ایران ما با وجود همه مذاهب و همه اقلیتهای بومی ایران شده است.همین یهودی ها ۲۵۰۰ سال پیش اصفهان را بنیان گذاشتند. ایران فقط مال شما نیست بلکه برای بقیه مذاهب هم هست همانطور که برای کردها و ترکها و بلوچها و لر ها و عربهای ایرانی هم هست. ایران مثل یک باغ میماند که در آن همه جور درخت میوه هست از سیب و آلبالو و گیلاس گرفته تا هلو و زرد آلو. یک ایران فقط شیعه آنهم از نوعی که شما و رهبر فرزانه تان توصیه میکند برعکس مانند باغی میماند که در آن فقط و فقط کدوی حلوایی عمل می آید...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.entesabat.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 17:52

مشکل شما همینه عزیز جون... خیلی از مردم ممکنه به خاطر شندیدن یک خاطره زیبا از صلح مسلمون بشن ولی از خاطرات جنگ کسی مسلمون نمیشه... جنگ فقط مرگ و خونریزی و بدبختی را به دنبال دارد. شما که اینقدر عاشق جنگ هستید چرا کمی به معلولین جنگ نمیرسید چند وقت پیش همونی که تو سرود ملی شما! عکسش هست از زور فقر خودکشی کرد! چرا شما اینقدر علاقه به جنگ دارید؟ چرا دست از سر ملت بدبخت ایران بر نمیدارید؟ ما به صلح و آبادانی احتیاج داریم و نه به جنگ و خرابی... اگه بر فرض محال اون زن ارمنی میخواسته به خاطر یک خاطره از جنگ مسلمون بشه چقدر از مردم ایران به خاطر این جنگ طلبی های شما بی دین شدن؟ نکنه بیچاره ارمنیه رو کتکش زده بودید تا این حرف رو زده؟

E-mail: وارد نشده است
URL: www.entesabat.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 17:31

مسلمان بودن در قلب انسان است و در رفتار انسان نه به نماز و روزه که آنرا اگر به میمون هم یاد بدهی انجام میدهد!!!‌ مسلمان واقعی در رفتار آن همکارمسیحی و آمریکایی من است که در زمان زلزله بم به من زنگ میزند و میپرسد که چگونه میتواند کمک مالی خود را به زلزله زدگان برساند... مسلمان بودن به اشهد خواندن نیست. اگر زمانی این جنایتکاران از ایران رفتند و به نام دین اینقدر جنایت نشد و مسلمان بودن مایه افتخار شد مسلما ما هم نام خود را مسلمان خواهیم گذاشت و ما هم به مسجد خواهیم رفت. خانواده من هم مذهبی است ولی پدر بزرگ ۷۵ ساله من که از زمانی که من خودم را میشناسم هر روز صبح ساعت ۴:۳۰ بلند میشود و تا ۷ صبح نماز و قرآن میخواند از ۲۵ سال پیش به مسجد نرفته است... آخر ما بر فرض به نماز جمعه برویم تا چه چیزی را بشنویم؟

E-mail: وارد نشده است
URL: www.entesabat.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 17:31

اینکه امام زمان لیست نمایندگان مجلس هفتم را امضا کرده؟ شما خودتان هم میدانید که تمام اینها چرت و پرت است و اصلا ربطی به اسلام ندارد. حضرت علی میفرماید: حکومت با کفر میماند ولی با ظلم نمیماند. و حتما شنیده ای: ولا اکراه فی الدین... آره عزیز جون ما هم قرآن میخونیم و هم رساله میخونیم و دقیقا به همین دلیل است که مخالف این مدل عجیب و غریب اسلام شما هستیم. اگه شما عربی بلدی من هم آلمانی و انگلیسی و فرانسوی بلدم که به درد پیشرفت ایران میخوره و اگر هم قرار شد قرآن بخونم اونو به فارسی میخونم تا لااقل بفهمم چی توش نوشته نه اینکه مثل طوطی تکرارش کنم.... و اگه در مورد ارباب من نوشتی ما هیچ اربابی نداریم و برعکس شما نه از کسی بابت نوشته هامون حقوق میگیریم و نه بابتش بهمون برنج و روغن میدن... ما فقط میخوایم که شرمنده نسل آینده ایران نباشیم. به آدم احساس نفرت دست میده موقعی که میبینه که گروهی در ایران به نام انجمن حجتیه نظرشون اینه که باید ظلم کنند تا امام زمان زودتر ظهور کنه. برو مقاله منو در مورد دلایل گریز مردم از مذهب در سایت انتصابات بخون تا بفهمی چی میگم...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 17:4

مسلمون واقعی به نظر شما کیه؟ لصفا بگین شاید ما هم مسلمون واقعی شدیم... حقیقت اینه که اینقدر شما بچه مسلمونهای واقعی به اسم اسلام جنایت کردین و آدم کشتین و شکجه کردید و تجاوز کردید و شلاق زدید و جیبهای خودتوتو پر کردید و قتلهای زنجیره ای راه انداختید و مراسم عمر کشان (لینکش تو سایتم هست. سمت راست) و تیر بارون کردین و آدمهای بیگناه رو کشتید و تو زلزله بم کمکهای مردم رو بالا کشیدید و روزنامه ها رو بستید و حتی به خودتون (منتظری, عبدالله نوری, اشکوری و غیره) هم رحم نکردید که ما دیگر شرم میکنیم روی خودمان اسم مسلمان بگذاریم

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: عليرضا
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 16:57

شما گفتيد که نمی خواهيد با فرهنگ شهادت طلبی آشنا شويد! و آن را به ۳۵ ميليون نوجوان و جوان نسبت داديد!!! بيچاره تو و امثال تو! که يک زن ارمنی با شنيدن يک خاطره زيبا از جنگ می خواهد مسلمان شود!!! يا حداقل فکر مسلمان شدن به سرش خورده! واقعيت؛ موضوع ديگری است که جنابعالی و اربابانتان خوب می دانید!!! ولی واقعيت تلخه. امثال شما اگر بتوانند کاری بکنند! شايد برای چند سال آينده بتونيد کاری بکنيد. اللهم عجل لوليک الفرج.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: عليرضا
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 16:53

سلام خدمت همگی. جناب آقای آهنگر! جنابعالی در فرمايشاتتان فرموده ايد که مسلمان درست و حسابی نيستيد!!! خوب ديگه مشکلتون هم همينه. انشاءالله خداوند اول من و بعد امثال شما را به راه راست هدايت کنه. شما از طرف اربابان خودتون در خارج از کشور صحبت کنيد و نه مردم! مردم با تمام مشکلات پای اين حکومت ايستاده اند. و جنابعالی و امثالهم هيچگونه جايگاهی در اذهان مردم نداريد.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.shieh.persianblog.com





نويسنده: کاوه آهنگر
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 16:24

خیلی ممنونم که در سایت من نظرتو گذاشتی... میشه لطفا ترجمه اش رو هم بگذاری؟ ما ایرانیها عربی بلد نیستیم...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 16:20

از تمام کسانی که قطره ای خون ایرانی در رگشان است و از همه دوستانی که ممکن است شستشوی مغزی شده باشند خواهش میکنم که از قسمت جنایتهای جمهوری اسلامی در سایت تیر آخر دیدن کنید... شاید ما هم کمی! حق داشته باشیم... شاید اسلام این نیست که در ج ا. اعمال میشود. شاید مردم ایران بدون این ظالمها مسلمان تر باشند. شاید خداوند این عقل را به ما داده است تا حداقل گه گاهی خودمان برای خودمان فکر کنیم. شاید 95 درصد باقی مردم ایران هم حق داشته باشند. شاید خیلی از مخالفان انسان تر و حتی مسلمان تر باشند. به امید آزادی

E-mail: وارد نشده است
URL: www.tir-e-akhar.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 16:12

امام زمان اینها اول آبروی اسلام رو بردن حالا دیگه دارند از امام زمان هم مایه میگذارن. لابد امام زمان هم شناسنامه جعل کرده یا دستور جعلشو داده تا اینها انتخاب بشن... اصلا اگه امام زمان قبلا لیست رو امضا کرده و دست این آخوندها داده پس چرا اینها از ما خواستند که رای بدیم؟ خوب یهو میگفتند که امام زمان اینها رو میخواد و ما رو خلاص میکردن... واقعا خجالت داره همچین تهمت هایی به امام زمان. منی که همچین مسلمون هم نیستم از شنیدن همچین تهمتها و نسبت دادن همچین چرت و پرتهایی به کسی که برای مسلمانان شیعه بسیار مهم است شرم میکنم.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.entesabat.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 16:12

لابد به دستور امام زمان هم به مقتدا صدر 80 ملیون دلار کمک میکنند تا آدم بکشد!!! شاید هم به دستور امام زمان به دخترهای کم سن و سال اوایل انقلاب در زندانها تجاوز میکردند و شاید به دستور امام زمان است که دختران ایرانی را در امارات مبفروشند... در ضمن جناب خزعلی هم اعلام نموده که شرایط برای ظهور امام زمان آماده است... بله امام زمان قرار است موقعی بیاید که جهان پر از ظلم و ستم باشد. اگر آخوندها یه کم دیگه هم به مردم ظلم کنند حتما امام زمان می آید. البته ترس من و مردم ایران این است که امام زمان!!! از عراق و افغانستان و خلیج فارس و آذربایجان با جنگنده های ب 2 و یا اف 16 به ایران بیاید!!! در انصورت جناب خزعلی و مشکینی و بقیه مارمولکها را باید در سوراخ موشها جستجو کرد... به امید آن روز...

E-mail: وارد نشده است
URL: www.entesabat.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 16:11

راه حل نماینده مجلس هفتم نماینده ای از نمایندگان زوری مجلس هفتم فرموده اند که برای از بین بردن فاصله بین دو نسل باید جوانان هر چه بیشتر با رشادتهای رزمندگان اسلام و آرمان شهدا آشنا شوند. جواب ما این است: جناب نماینده, چرا باید 35 ملیون جوان با آرمانهای شکست خورده شما تعداد انگشت شمار آشنا شوند؟ کمی چشمهای خود را باز کنید و به جای فرمایشات آنچنانی سعی کنید شما با آرمانهای 35 ملیون جوان ایرانی آشنا شوید... آنها آزادی, سربلندی, و کار میخواهند از شهید شدن در راه امثال خامنه ای و خمینی و مشکینی و غیره خسته شده اند.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.entesabat.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 16:11

و اگر هم اینهمه سنگ رزمندگان اسلام را به سینه میزنید کمی به فکرشان باشید. یکی یکی از زور بدبختی و شرمندگی جلوی زن و بچه شان خودکشی میکنند. اگر خیلی به شهادت علاقه دارید, خودتان بروید و در عراق و اسرائیل شهید بشوید تا هم شما به آرزویتان برسید و هم ما از دست شما خلاص شویم. تازه در آنصورت دیگر لازم نیست کارنامه اعمالتان را هفته ای دو بار به حضرت مهدی بفرستید بلکه با ایشان محشور میشوید!!! جوانان ایران دیگر با دریافت کلید پلاستیکی بهشت بر روی مینها نخواهند رفت و دیگر برای هیچ و پوچ شهید و معلول نخواهند شد. بروید و فکری به حال خودتان بکنید که این ممه را لولو برد.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.entesabat.blogspot.com





نويسنده: کاوه آهنگر
شنبه، 13 تير 1383، ساعت 16:8

آیت الله مکارم شیرازی و اینترنت بازهم یکی از مارمولکهای رژیم نطق فرمودند. اینها اینقدر احمق و بی شعور تشریف دارند که نمیفهمند که اینقدر گند زده اند که با هر گونه تبلیغ برای اسلام بدتر باعث انزجار هر چه بیشتر مردم از دین میشود. اینها اینقدر خر تشریف دارند که نمیفهمند که تبلیغ اسلام نام نویسی برای آدم کشی در عراق و اسرائیل نیست. بهترین تبلیغ برای اسلام این است که این آقایان مرجع تقلید و آیت الله ها و باقی مارمولکها مثل آدم رفتار کنند و آدم نکشند و مال مردم نخورند و به دختران مردم تجاوز نکنند و یا آنها را نفروشند. بهترین تبلیغ برای اسلام به نظر بنده این است که اینها خفه خون بگیرند و هیچ چیز دیگر نگویند که از قدیم گفته اند: گه را هر چه بیشتر هم بزنی بوی گندش بیشتر بلند میشود.

E-mail: وارد نشده است
URL: www.entesabat.blogspot.com


Sunday, July 04, 2004

محاکمه صدام از سایت ابطحی

محاکمه صدام



ديدن تصاوير صدام حسين در دادگاه، ديروز را روزي تاريخي براي من کرد. طبيعي ترين دليل آن اين بود که ديکتاتور بزرگي مثل صدام که بشريت و منجمله مردم صبور ايران جنايات او را ديده بودند، اين بار او را در پاي ميز محاکمه مي ديدند.

اما درکنار اين مهم چند نکته جانبي توجه مرا به خود جلب کرد:



1- صاحب قدرتمندترين ارتش منطقه و پيچيده ترين سلاحها با آهنين ترين مشت، در قفس چوبي محاکمه مي شد و بالاخره روزي مي رسد که هر مشت آهني در دست مردم خورد خواهد شد.

2- کسي که يکبار در عمرش حاضر نبود به قانون توجه کند، حتي براي جناياتش مثل اشغال کويت مجبور شده بود که به قانون استناد کند!

3- صدام هروقت حرفي را نمي پسنديد، محترمانه ترين کاري که مي کرد اين بود که دستور اعدام صاحب حرف را مي داد و يا اگر اعتراض جمعي مي شنيد، فوري نتيجه اش گورهاي دسته جمعي بود ولي ديروز در همان چند دقيقه اي که صدايش را پخش کردند، مجبور شد به قاضي جوانش بگويد: من فضلک، يعني لطفاً.

4- هنوز، حتي در محاکمه صدام، ايران و جناياتي که صدام در حق مردم ايران کرد، در فرهنگ عربي ناديده گرفته مي شود. شايد به دليل آنکه همه آنها، جنايات صدام عليه ملت ايران شريک بودند و شايد هم به دليل روحيه ضد ايراني شان.

5- گذري بر اخبار تلويزيوني شبکه هاي اختصاصي کشورهاي عربي –و نه شبکه هاي ماهواره اي جهاني عربي- در مورد اخبار محاکمه صدام خيلي با مزه بود. خيلي با ترس و لرز به اين خبر پوشش دادند. شايد به دليل آنکه مردم منتظر بودند بدانند رئيس بعدي که در اين قفس مي تواند جاي بگيرد، کداميک از آنها هستند.

6- نحوه پوشش خبري صدا و سيماي ما هم عجيب بود. تنها خبري که روي آن تاکيدي شد اين بود که صدام گفت مسئول همه جنايات بوش است. اين نوع تهيه خبر، نوعي جانبداري از جلاد و ديکتاتور عراق محسوب مي شود. بوش جنايتکار است ولي صدام جنايتکار تر. لااقل براي مردم ايران که صدها هزار شهيد را در جنگ تحميلي تقديم کرده اند. و حتي همين امروز هم جنازه صدها تن از آنها بعد از گذشت بيش از يک دهه از پايان جنگ تشييع مي شوند.

7- شخصاً اعتقاد دارم که اين دادگاه بايدکساني فراتر از قضات عراقي بر آن نظارت کنند. صدام جنايتکاري نبود که فقط به مردم عراق ستم کرده باشد، لااقل ايران و کويت که سالها مستقيماً از جنايات صدام آسيب ديده اند، در محاکمه صدام صاحب حق هستند.

8- هنوز باورم نمي شود که اين همان صدامي است که وقتي قرار بود جنگ شهرها پايان يابد، مي گفت به شرطي که آخرين موشک را من برسر مردم مظلوم ايران بزنم، به قاضي مي گويد لطفاً.

9- نه بابا، دنيا حساب و کتاب دارد. دير و زود دارد ولي سوخت و سوز هرگز.


Friday, July 02, 2004

خدا پدر ایرج میرزا را بیامرزد

بيا گويم برايت داستانی... که تا تاثير چادر را بدانی ، در ايامی که پاک و ساده بودم....دم کرباس در ايستاده بودم ، زنی بگذشت زآنجا با خش و فش...مرا عرق النساء آمد به جنبش ، به زير پيچه ديدم غبغبش را ...کمی از چانه قدری از لبش را ، چنان کز گوشه ابر سيه فام... کند يک قطعه از مه عرض اندام ، شدم نزد وی و کردم سلامی ...که دارم با تو از جايی پيامی ، پری رو زين سخن قدری دو دل زيست...که پيغام آور و پيغام ده کيست ، بدو گفتم که اندر شارع عام..... مناسب نيست شرح و بسط پيغام ، تو دانی هر مقالی را مقامی است... برای هر پيامی احتراميست ، قدم بگذار در دالان خانه...برنگ آر از شعف بنيان خانه ، پری رو رفت تا گويد چه و چون..منش بستم زبان با مکر و افسون ، سماجت کردم و اصرار کردم ...بفرمائيد را تکرار کردم ،بدست آويز آن پيغام واهی...به دالان بردمش خواهی نخواهی ، چو در دالان هم آمد شد فزون بود...اطاق جنب دالان بردمش زود ، نشست آنجا به صد ناز و چم و خم...گرفته روی خود را سخت محکم ،
شگفت افسانه ای آغاز کردم..در صحبت برويش باز کردم ، گهی از زن سخن گردم گه از مرد...گهی کان زن به مرد خود چه ها کرد ، سخن را گه ز خسرو دادم آيين...گهی از بی وفايی های شيرين ، گه از آلمان بر او خواندم گه از روم...ولی مطلب از اول بود معلوم ، مرا دل در هوای جستن کام....پری رو در خيال شرح پيغام ، به نرمی گفتمش کای يار دمساز...بيا اين پيچه را از رخ بر انداز ، چرا بايد تو روی از من بيوشی ... مگر من گربه ميباشم تو موشی ، من و تو هر دو انسانيم آخر ... به خلقت هر دو يکسانيم آخر ، بگو بشنو ببين برخيز و بنشين...تو هم مثل منی ای جان شيرين ، تو را کاين روی زيبا آفريدند ... برای ديدن ما آفريدند ، به باغ جان رياحينند نسوان ...به جای ورد و نسرينند نسوان ، چه کم گردد ز لطف عارض گل ... که بر وی بنگرد بيچاره بلبل ، کجا شيرينی از شکر شود دور ... پرد گر گرد او صد بار زنبور ، چه بيش و کم شود از پرتوی شمس ... که بر يک شخص تابد تا به يک جمع، اگر پروانه ای بر گل نشيند ... گل از پروانه آسيبی نبيند ، پري رو زين سخن بي حد بر آشفت ... ز جا بر جست و با تندی به من گفت
، که من صورت به نا محرم کنم باز ... برو اين حرفها را دور انداز ، چه لوطيها در اين شهرند واه واه!! ... خدايا دور کن الله الله ، به من گويد که چادر واکن از سر ... چه پر روئيست اين الله اکبر، جهنم شو مگر من جنده باشم ... که پيش غير بی روبنده باشم، از اين بازی همين بود آرزويت ... که روی من ببينی تف به رويت ، الهی من نبينم خير شوهر ... اگر رو واکنم بر غير شوهر ، برو گمشو عجب بی چشم و روئی ... چه رو داری که با من همچو گويی ، برادر شوهر من آرزو داشت ... که رويم را ببيند شوم نگداشت ، من از زنهای تهرانی نباشم ... از آنهايی که ميدانی نباشم ، برو اين دام بر مرغ دگر نه ... نصيحت را به مادر خواهرت ده، چه عنقا را بلند است آشيانه ... قناعت کن به تخم مرغ خانه، کنی گر قطعه قطعه بندم از بند ... نيفتد روی من بيرون ز روبند ، چرا يکذره در چشمت حيا نيست ... به سختی مثل رويت سنگ پا نيست، چه ميگويی مگر ديوانه هستی ... گمان دارم عرق خوردی و مستی، عجب گير خری افتادم امروز ... به چنگ الپری افتام امروز ، عجب برگشته اوضاع زمانه ... نمانده از مسلمانی نشانه،
نميدانی نظر بازی گناه است ... زما تا قبر چهار انگشت راه است ، تو ميگويی که قيامت هم شلوغ است ... تمام حرف ملاها دروغ است ، تمام مجتهدها حرف مفتند؟ ... همه بي غيرت و گردن کلفتند؟ ، برو يک روز بنشين پای منبر ... مسائل بشنو از ملای منبر ، شب اول که ماتحت در آيد ... به بالينت نکير و منکر آيد ، چنان کوبد به مغزت توی مرقد ... که ميرينی به سنگ روی مرقد ، غرض آنقدر گفت از دين و ايمان ... که از گه خوردنم گشتم پشيمان ، چون اين ديدم لب از گفتار بستم ... نشاندم باز پهلويش نشستم ، گشودم لب به عرض بی گناهی ... نمودم از خطاها عذر خواهی ، مکرر گفتمش با مد و تشديد ... که گه خوردم غلط کردم ببخشيد ، دو ظرف آجيل آوردم ز تالار ... خوراندم يک دو بادامش به اصرار ،
دوباره آهنش را نرم کردم ... سرش را رفته رفته گرم کردم ، دگر اسن حجاب اصلا نبردم ... ولی آهسته بازويش فشردم ، يقينم بود کز رفتار اين بار ... بغرد همچو شير ماده در غار ،بگيرد سخت و پيچد خايه ام را ... لب بام آورد همسايه ام را ، سر و کارم دگر با لنگه کفش است ... تنم از لنگه کفش اينک بنفش است ، ولی ديدم به عکس آن ماه رخسار ... تحاشی ميکند اما نه بسيار ، تغير ميکند اما به گرمی ... تشدد ميکند اما به نرمی ، از آن جوش و تغيرها که ديدم ... به عاقل باش و آدم شو رسيدم ، شد آن دشنامهای سخت و سنگين ... مبدل بر جوان آرام بنشين ، چو ديدم خير بند ليفه سست است ... به دل گفتم که کار ما درست است ، گشادم دست بر آن يار زيبا ... چو ملا بر پلو مؤمن به حلوا ، چو گل افکندمش بر روی قالی ... دويدم زی اساقل از اعالی
، چنان از حول گشتم دست پاچه ... که دستم رفت از پاچين به پاچه ، از او جفتک زدن از من تپيدن ... از او پر گفتن از من کم شنيدن ، دو دست او همه در پيچه اش بود ... دو دست بنده در ماهيچه اش بود ،بدو گفتم تو صورت را نکو گير ... که من صورت دهم کار خود از زير ، بزحمت جفت لنگش وا نمودم ... در رحمت به روی خود گشودم ، کس چون غنچه ديدم نو شکفته ... گلی چون نرگس اما نيم خفته ، برونش ليموی خوشبوی شيراز ... درون خرمای شهد آلود اهواز ،کس بشاش تر از روی مؤمن ... منزه تر ز خلق و خوی مؤمن ، کس هرگز نديده روی نوره ... دهن پر آب کن مانند غوره ، کس بر عکس کسهای دگر تنگ ... که با کیرم ز تنگی ميکند جنگ ، به ضرب و زور بر وی بند کردم ... جماعی چون نبات و قند کردم ، سرش چون رفت خانوم نيز وا داد ... تمامش را چو دل در سينه جا داد ، بلی کير است و چيز خوش خوراک است ... ز عشق اوست کين کس سينه چاک است ، ولی چون عصمت اندر چهره اش بود ... از اول تا به آخر
چهره نگشود ، دو دستی پيچه بر رخ داشت محکم ... که چيزی نايد از مستوريش کم ، چو خوردم شير از آن شيرين کلوچه ... حرامت باد گفت و زد به کوچه ، حجاب زن که نادان شد چنين است ... زن مستوره محجوبه اين است ، به کس دادن همانا وقع نگداشت ... که با روگيری الفت بيشتر داشت ، بلی شرم و حيا در چشم باشد ... چو بستی چشم باقی پشم باشد ، اگر زن را بياموزند ناموس ... زند بی پرده بر بام فلک کوس ، به مستوری اگر بی برده باشد ... همان بهتر که خود بی پرده باشد ، برون آيند و با مردان بجوشند ... بتذهيب خصال خود بکوشند ، چو زن تعليم ديد و وانش آموخت ... رواق جان به نور بينش افروخت ، به هيچ افسون ز عصمت تر نگردد ... به دريا گر بيافتد تر نگردد


Tuesday, June 29, 2004

در جواب به بیانات گوهر بار خانم فاطمه آليا نماینده مجلس هفتم

ایشان تعداد زوجات را در اسلام حمایتی میدانند. خواستن از ایشان سوال کنم که شوهرشان چند همسر دیگر اختیار نموده است؟ هنگامی که با شوهرشان و زنهای دیگر شوهرشان در یک تخت همگی لخت هستند چه احساسی به ایشان دست میدهد؟ آیا گه گاه با زنهای دیگر شوهرشان در تخت خوابشان همکاری میکنند؟ جنبه شرعی آن چگونه است؟ چرا که اسلام همجنسبازی را حرام میداند... ما که در این زمینه تجربه ای نداریم و از ایشان که صاحب نظر هستند تقاضا میکنم که به سوالات منطقی بنده جواب دهند... به خصوص که ایشان نماینده انتخابی بنده و ملیونها ایرانی دیگر هستند!!!

البته در مورد توضیحات ایشان در مورد سخنانشان باید بگویم که ایشان نتوانسته اند منظور خود را به درستی بیان کنند که بنده به ایشان کمی کمک میکنم: در حقیقت منظور ایشان این بوده است که جوانان مشکل کار و مسکن دارند و نمیتوانند دو و یا چند زن اختیار کنند و به همین دلیل باید این امر خطیر را به پیر تر ها به خصوص آخوندها که هم توانایی مالی آن را دارند و هم تجربه کافی, بسپارند تا بی دلیل حواسشان از کار و تولید پرت نشود!!! در اینصورت چندین مشکل حل میشود:
1. دختران دم بختی که به علت بی پول و بدبخت بودن پسران هم سن و سالشان قادر به ازدواج نیستند به سر و سامان میرسند
2. پسران تمام حواسشان را به کار و تولید جمع میکنند و به این ترتیب مشکل اقتصادی ایران حل میشود
3. پیر تر ها, هم دم مرگی یک صوابی میکنند و هم
به وظایف دینیشان عمی میکنند.
4. جلوی فساد و فحشا گرفته میشود
5. در جنگ بعدی با آمریکا, موقعی که تعداد زیادی از پسران شهید شدند, کسی هست که دستی به سر و روی دختران اضافی بی شوهر بکشد و به همین خاطر هم میتوان جوانان را بدون دغدغه خاطر به جنگ فرستاد چرا که چه کسی بهتر از روحانیان میتوانند از همسر و خواهران آنها مراقبت کنند؟

با این همه مزیت من که با پیشنهاد خانم فاطمه آلیا موافقم تا بقیه خوانندگان چه بگویند؟

اصل خبر:
http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=16364


Monday, June 28, 2004

پاسخ به زر زر نامه کیهان

باز هم روزنامه کیهان در فاضلاب را باز کرد تا دماغ ما ایرانیان را با بوی بیانات گوهر بارشان بیازارد...

اینبار به آمریکاییها تهمت میزنند که خودشان سر گروگانها را میبرند. همچین بیاناتی واقعا خنده دار است. لابد برای سربازان آمریکایی کلاس تقویتی عربی گذاشته اند تا با لهجه غلیظ عربی اول مرگنامه قربانیان را بخوانند و بعد هم با لهجه غلیظ عربی هنگام سر بریدن الله و اکبر بگویند... بنده سعی میکنم پیش خود تصور کنم که چگونه یکی از فرماندگان ارتش آمریکا در حال یاد دادن روش صحیح ضبح اسلامی است!!! البته این طور فرمایشات از (زر رز نامه) کیهان انتظار میرود. از قدیم گفته اند که کافر همه را به کیش خود پندارد. همین کیهانیان و همفکرانشان سینمای رکس آبادان را آتش زدند و در حرم امام رضا بمب گذاشتند و به روایات بسیار در کربلا همین چند ماه پیش بمب گذاشتند تا آن را به گردن آمریکاییها بیندازند. پس روش اینطور کارها را خوب بلد هستند. اصلا گیریم بر فرض محال آمریکاییها خود سر شهروندان خودشان را میبرند تا اسلام را بدنام کنند. چرا این آیات عظام یک فتوا صادر نمیکنند و به شدت این اعمال را محکوم نمیکنند؟ کرم از خود درخت است....
سائنا

http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=16309


Thursday, June 24, 2004

اعترافى سريع در خارج از ايران در مورد رفسنجانى.

مجله اقتصادی و معتبر "فوربس"، شايد نخستين نشريه در نوع خود باشد كه گزارش مستندی در
باره مافيای قدرت و ثروت در جمهوری اسلامی منتشر كرده
است. اين گزارش در شماره هفته نخست (اول ماه جولای 2003) انتشار يافت و گمان می رود
بخشی از آن گزارش تلويزيونی باشد كه شبكه سی بی اس وعده
پخش آن را داده بود(ومن خودتبليغ پخش شبكه سی بی
اس را با رها ديده بودم) اما زير فشار سياسی و باحتمال بسيار زياد
با پرداخت رشوه از پخش آن منصرف شد.
اهميت اين گزارش در آن است كه حاصل
تحقيق و گفتگوهائی در داخل ايران است و تهيه كنندگان آن به همان واقعياتی دست يافته
اند كه بندرت در تمام اين سالها بدانها توجه شده بود. گزارش را در زير می
خوانيد:
"چه كسی ايران امروز
را در كنترل خود دارد؟ مسلمان اين شخص محمد خاتمی نيست كه دوبار در انتخابات به
پيروزی رسيد. مجلس اصلاح طلبان هم كشور را تحت كنترل خود ندارد. حتی رهبر كشور، آيت
الله خامنه ای كه بعنوان روحانی ای نه چندان برجسته 14 سال پيش به جانشينی آيت الله
خمينی رسيد نيز در كنترل كشور نقشی ندارد. قدرت واقعی در حقيقت در دست تعدادی
روحانی و وابستگان آنهاست كه در سالهای اخير به ثروتی افسانه ای دست يافته
اند
اقتصاد فعلی ايران شباهت
زيادی به اقتصاد سرمايه داری روسيه پس از فروپاشی شوروی سابق دارد. پس از انقلاب ۱۳۵۷ روحانيون هر چه را كه دارای ارزش
بود- از بانكها، هتلها، كارخانه های اتومبيل سازی گرفته
تا صنايع شيميائی، داروسازی و لوازم مصرفي- از آن خود كردند. آنچه كه ايران
را در اينمورد شاخص نشان می دهد اين است كه اين سرمايه ها به بنيادهای خيريه كه توسط روحانيون اداره می شد منتقل گرديد.
براساس گفته تجار و مديران اجرائی سابق يكی از همين بنيادها، بنگاه های خيريه در
حال حاضر در خدمت مالی روحانيون و حاميان آنها قرار
دارند.
در ايران فقط برنامه های اتمی
بعنوان راز وجود ندارد. دراين كشور سلاح مخفی ديگری نيز وجود دارد بنام
ديكتاتوری. همه مصاحبه هائی كه با صاحبان مشاغل، تجار، اقتصاد دانان و وزرای
سابق و ديگر مقامات رسمی عاليرتبه دولتی انجام گرفته افشاگر همين واقعيت است. اينكه
ايران توسط يك دولت سايه اداره می شود و از طريق سياست
خارجی سايه به گروه های تروريستی در خارج از كشور كمك های مالی می رساند. اقتصاد
اين ديكتاتوری تحت سلطه امپراطوری های سايه قرار دارد و قدرتش از سوی ارتش سايه
حمايت می شود.
دست برقضا، زبردست
ترين فردی كه استادانه اين ساختار قدرت را بكار گرفته
است شخصيت شناخته شده ايست بنام هاشمی رفسنجانی. او پدر
برنامه های خصوصی سازی ايران به حساب می آيد. در دوران رياست جمهوری وی بازار سهام
احياء شد، تعدادی از شركت های دولتی به خودی ها فروخته
شد، تجارت خارجی ليبراليزه شد و بخش صنعت نفت بر روی شركت های خصوصی گشوده
شد. به گفته اعضای مخالف اتاق بازرگانی ايران، بسياری از
املاك مرغوب و همينطور
قراردادهای پرمنفعت در دست روحانيون و وابستگان و همچنين خانواده رفسنجانی قرار گرفت كه تا پيش از انقلاب باغ كوچك توليد پسته را مالك بود.
رضا كه نخواست نام خانوادگی
اش افشاء شود و بعنوان كسی كه با برداران رفسنجانی در اوائل دهه هفتاد در دانشگاه
تهران درس می خوانده می گويد: آنها آدم های پولداری نبودند، از اينرو به سختی كار
می كردند و حتی با تدريس امور مذهبی به دانشجويان و آماده كردن آنها برای گذراندن
امتحانات خود پول دست و پا می كردند.
پس از
انقلاب
انقلاب 1979 خانواده
رفسنجانی را به سوی تجارت سوق داد. يكی از برادران رفسنجانی رئيس بزرگترين معدن مس
ايران شد، ديگری رياست راديو تلويزيون اين كشور را در دست گرفت.
برادر زن رفسنجانی و
يا شوهر خواهرش فرماندار كرمان شد و پسر عمو يا پسر خاله اش رئيس شركتی كه كارش
صادرات پسته است و 400 ميليون دلار سرمايه دارد.
برادر زاده يا خواهر زاده او و يكی از پسرانش مناصب كليدی را در صنعت نفت ايران در
اختيار دارند و پسر ديگر او رئيس شركت سازنده مترو ايران است كه تا كنون 700 ميليون
دلار در اين زمينه مصرف شده است. گفته می شود كه خانواده رفسنجانی صاحب يكی از
بزرگترين شركت های نفتی در ايران، كارخانه مونتاژ اتومبيل های كره ای " دوو" و بهترين خط هوائی خصوصی(ماهان) است
شايعات
در ايران ثروت خانواده هاشمی رفسنجانی را بيشتر از اينها می داند. براساس
يكی از اين شايعات اين خانواده ميلياردها دلار پول در بانك های
سوئيس و لوكزامبورك ذخيره كرده اند؛ بعلاوه كنترل اسكله
های مربوط به مناطق آزاد اقتصادی در خليج فارس و مالكيت هتل های سواحل دوبی، گوا و
تايلند نيز در اختيار آنهاست.
برخی مايملك خانواده رفسنجانی
در معرض ديد همگان قرار دارد. جوان ترين فرزند رفسنجانی بنام ياسر 30 هكتار زمين در
لواسان در شمال تهران دارد؛ جائی كه قيمت هر هكتار زمين به 4 ميليون دلار بالغ می شود. اما ياسر اين پولها را از
كجا بدست آورده است؟
او يك تاجر درس خوانده بلژيك
است كه كارخانه صادرات وارداتی را در اختيار دارد كه كارش توليد غذای كودك، آب
آشاميدنی در بطری و ماشين سازی صنعتی می باشد.
50
خانواده
انتقادهائی كه به ثروت اندوزی خانواده
رفسنجانی می شود هرگز در جائی بطور رسمی منتشر نشده است. يك روزنامه نگار كه بخود
اين جرات را داد تا در مورد بده بستان های مخفی رفسنجانی و نقش
وی در به قتل رساندن مخالفين تحقيق كند درحال حاضر در زندان بسر می برد(
اكـبــر گنـجـی ). وی آدم خوش شانسی بشمار می رود زيرا
دخالت در اين نوع امورسياسی و حكومتی در ايران می تواند به مرگ منجر
شود.
پنج سال پيش، تهران به خاطر قتل روزنامه نگاران و فعالين مبارزه با فساد به لرزه در آمد.
حمله به محل خواب دانشجويان، سرانجام به اعدام و ناقص العضو شدن عده ای از معترضين
ختم شد.
تا چند سال پيش ساده ترين راه برای
ثروتمند شدن تجارت ارز خارجی بود. اين تجارت تجارت راحتی بود. كافی بود شما می
توانستيد دلار را به قيمت 1750 ريال بخريد و آن را به هشت هزار ريال بفروشيد. حتی
كافی بود تا از طريق برخی افراد آشنا جواز واردات می گرفتيد.
سعيد ليلاز اقتصاد دانی كه در حال حاضر با
بزرگترين كارخانه اتومبيل سازی كار می كند می گويد: "تخمين می زنم در يك دوره 10
ساله، ايران بين 3 تا 5 ميليارد دلار در سال از
تقلب در خريد و فروش ارز ضرر ديد. منافع حاصل از خريد و فروش ارز به سوی پنجاه خانواده سرازير شد."
يكی از خانواده ها، خانواده
عسگراولادی است كه اجدادش يهودی بودند و به اسلام روی آوردند. عسگراولادي(نايب رئيس اتاق بازرگاني) به صادرات پسته،
زيره، ميوه خشك، ميگو و خاوريار و واردات شكر و لوازم خانگی اشتغال دارد. بانكداران
ايرانی ثروت او را با لغ بر چهار صد ميليون دلار
تخمين می زنند. . او دبيركل حزب سياسی حاكم بنام "موتلفه
اسلامی" است. وی همچنين همتای "مارك ريج"
تاجر كالائی بود كه به ايران كمك كرد تا تحريم های امريكا را دور بزند.
بخش ديگر اقتصاد ايران متعلق
به بنيادهای اسلامی است كه ده تا بيست در صد توليد
ناخالص ملی را تشكيل ميدهند و سال گذشته به رقمی معادل 115 ميليارد دلار رسيد. بنيادها نتيجه مصادره اموال و
كارخانجات افراد ثروتمند رژيم گذشته بود. ماموريت آنها تقسيم دوباره ثروت های فوق
بين مردم مستضعف بود. برای مدت يك دهه بنيادهای اسلامی از پولهای بدست آمده مسكن
برای كم در آمدها ساختند و كلنيك های درمانی تاسيس كردند، اما پس از در گذشت آيت
الله خمينی در سال 1989 آنها ماموريت گذشته خود را فراموش و مبدل به مراكز فعاليت
های تجاری شدند.
اين بنيادها تا اين اواخر از پرداخت
ماليات، تعرفه گمركی برای ورود كالا و بسياری از مقررات دولتی معاف بودند. آنها از طريق بانكهای دولتی به ارزهای خارجی
دسترسی مستقيم داشتند. آنها اجباری برای پاسخگوئی به بانك مركزی، وزارت دارائی و
نهادهای ديگر دولتی در خود نمی ديدند. اين بنيادها رسما
تحت نظر رهبری قرار دارند و بدون هرگونه نظارت و
بازرسی، تنها خود را به خدا پاسخگو می
دانند.
براساس سنت شيعه، تجار و كسبه بايد
بيست در صد سود خود را به مسجد محل و يا روحانی كه از وی تقليد می كنند تحويل دهند
تا برای كمك به فقرا مورد استفاده قرار گيرد، اما بنيادها بر عكس به باجگيرهائی كه
به زور از شركت ها اخاذی می كنند تبديل شدند. تقريبا تمامی
شهرهای ايران بنيادهای خود را دارند كه وابسته به روحانيون محلی اند. يك
اقتصاد دان مخالف حكومت كه نخواست نامش فاش شود گفت:
" بسياری از كسبه جزء از اين
گله دارند كه به محض بدست آوردن اندكی درآمد، روحانيون محلی به سراغشان می آيند و
برای سازمان و بسيج محلی تقاضای اعانه می كنند. اگر شما در مقابل اين خواسته مقاومت
كنيد، متهم می شويد كه مسلمان خوبی نيستيد. تعدادی شاهد در اين مورد تراشيده می شود
تا شهادت دهند كه شما به حضرت محمد اهانت كرده ايد و به اين ترتيب شما روانه زندان
خواهيد شد."
سازمان های خيريه، انسان را به ياد شركت های چند مليتی می
اندازد. بنياد مستعضعفان و جانبازان دومين شركت معظم تجاری است كه پس از شركت
ملی نفت ايران قرار دارد. اين بنياد تا اين اواخر توسط محسن رفيقدوست اداره می شد. رفيقدوست كه پسر يك تاجر
سبزی و ميوه است، بخاطر اينكه رانندگی اتومبيل آيت الله
خمينی را پس از بازگشت به ايران داشت توانست اعتباری برای خود كسب
كند.
اوبه سمت رياست سپاه پاسداران
و كميته ها منصوب شد . او بعدها نقش مهمی در سركوب نيروهای سياسی و خريد اسلحه مورد
نياز ايران برای جنگ در عراق بطور قاچاق داشت. زمانی كه رفسنجانی در سال 1989 به
رياست جمهوری رسيد، رفيقدوست رياست بنياد مستضعفان را
كه چهار صد هزار كارگر و بيش از ده ميليارد دلار
سرمايه داشت بر عهده گرفت. در ميان دارائی های اين
بنياد بايد از هتلهای هايت و هيلتون در تهران، شركت
نوشابه سازی زمزم ( كه زمانی پپسی ناميده می شد)، يك خط كشتيرانی بين المللی با
شركت های توليد محصولات نفتی و سيمان، ماشينهای كشاوزری و معاملات املاك نواحی
اطراف تهران نام برد.
در تئوری بنياد مستضعفان يك
سازمان رفاه اجتماعی بشمار می رود. در سال 1996 اين بنياد با گرفتن پول از دولت
توانست مخارج رفاه اجتماعی را جبران كند. بزودی اين بنياد از مسئوليت هايش به عنوان
يك سازمان اجتماعی فاصله گرفت و تبديل به يك شركت معظم
تجاری شد كه مالك آن حدس بزنيد چه كسی بود؟ جواب اين سئوال روشن
نيست.
ما از عباس ملكی مشاور سياست خارجی رفسنجانی پرسيديم كه دليل وجود
اين بنياد چيست؟ او گفت: " نمی دانم. از رفيقدوست بپرسيد!"
يك تاجر كه كارش بستن
قراردادهای تجاری با كشورهای خارجی برای بنيادها بود، تصوير گويائی از فعاليت های
اين بنيادها ترسيم كرد. او گفت:
" سازمان
هائی مثل بنياد مستضعفان، صندوق های عظيم پول نقد هستند كه از طريق آن ها
روحانيون حكومتی حمايت می شوند. اين حمايت می خواهد صرف
اختصاص اتوبوس برای آوردن هزاران كشاورز برای شركت در تظاهرات
مذهبی در تهران باشد يا بسيج حزب الله برای حمله به دانشجويان."
اين تاجر می گويد كه جريان كار بدين
قرار است:" بعضی از اين خارجی ها می آيند و به رئيس بنياد پيشنهاد عقد قرار داد می
دهند. رئيس می گويد" پيشنهاد شما خوب است، با آن موافقم. در مورد جزئيات آن با مدير
من صحبت كنيد. فرد خارجی می رود به سراغ مدير و مدير به او می گويد: همانطور كه
احتمالا خبر داريد، دراينجا دو نوع اقتصاد داريم. اقتصاد رسمی
و اقتصاد غير رسمی. برای اينكه در كارتان به موفقيت دست
يابيد بهتر است بخشی از اقتصاد غير رسمی باشيد. بنابراين بايد وديعه ای(
رشـوه) به اين مقدار و به شماره حساب زير در بانكی در
خارج از كشور واريز كنيد تا قرار داد به مرحله اجرا در آيد."
در حال حاضر رفيقدوست رياست
بنياد نور را برعهده دارد كه صاحب بلوك های
آپارتمانی است و از راه واردات مواد داروئی، شكر و
مصالح ساختمانی 200 ميليون دلار به جيب زده است. او در كوچك
نشان دادن ميزان ثروت خود بسيار تيز و تند است. می گويد:
" اگر اسلام به خطر بيفتد،
دوباره وارد ميدان شده و نقش مهم اجرائی به عهده خواهم گرفت."
به همين دليل است كه وی
به ذخائر سری پول كه می تواند در صورت نياز از آنهااستفاده كند دسترسی دارد. شايد
وقتی كه رفسنجانی اخيرا اعلام داشت كه جمهوری اسلامی نياز دارد كه سرمايه عظيمی به
عنوان ذخيره مالی دراختيار داشته باشد، منظورش همين بود. اما چه كسی مشخص می كند كه اسلام در خطر قرار گرفته
است؟
رفيقدوست به عنوان رياست سپاه
پاسداران در دهه هشتاد، نقش كليدی در حمايت از حزب الله لبنان بازی كرد كه به آدم ربائی خارجيان؛ هواپيما
ربائی، بمب گذاری در اتومبيل ها، حمل
و نقل هروئين و نيز ابداع بمب گذاری انتحاری
اشتغال داشت.
بنابر گفته "گريگوری
ساليوان" سخنگوی دفتر امور خاورنزديك در وزارت امور خارجه امريكا: بنيادها وسائل
حمل و نقل تمام عياری برای حمل سياست خارجی سايه در ايران هستند.( يكی از اين
بنيادها (15 خرداد) برای اجرای اجرای قتل سلمان رشدی
توسط آيت الله خمينی مبلغ 8ر2 ميليون دلار تخصيص داد). هر بار كه يك مظنون عمليات
تروريستی درعربستان سعودی، اسرائيل و يا آرژانتين به ايران می گريزد، دولت ايران
دخالت خود را در اين مورد انكار می كند. وزارت امور خارجه معتقد است كه عمليات
تروريستی ممكن است با حمايت يكی از همين بنيادها و واحدهای شبه مستقل سپاه پاسداران
انجام شود. اگر كسی به القاعده در ايران كمك می
كند، سپاه پاسداران بهترين جائی است كه بايد به آن
مشكوك شد.
بنيادها در ايران از قوانين
خاص خود پيروی می كنند. بزرگترين بنياد خيريه ( حداقل در رابطه با املاكی كه
دراختياردارد) بنياد قدس رضوی است كه قدمت آن به
چند قرن می رسد. اين بنياد مسئول نگاهداری حرم اما رضاست و در شمال مشهد قرار دارد.
اين بنياد توسط يكی از محافظه كاران معروف ايران بنام آيت
الله واعظ طبسی اداره می شود كه سعی دارد تا زياد مطرح نشود، اما گهگاه كه لازم
باشد دستور قتل ملحدين و ديگر مخالفان رژيم مذهبی را صادر
می كند.
بنياد
رضوی صاحب املاك وسيعی در سراسر ايران است كه از آن جمله می توان به هتل ها،
كارخانجات، مزارع و معادن آن اشاره كرد. تقريبا غير ممكن است كه بطور دقيق سرمايه
اين بنياد را محاسبه كرد، اما گفته می شود كه اين سرمايه بيش از 15 ميليارد دلار است. اين بنياد همچنين از كمك های مالی
ميليونها زائر كه هر ساله برای زيارت به اين مرقد می آيند نيز تغذيه می شود. اما
هيچكس نمی داند كه چه بر سر ميليونها – شايد هم ميلياردها-
دلاری می آيد كه اين بنياد هر ساله به در آمدش اضافه می شود. آنچه كه مشخص
است تمام اين پولها صرف تعمير و نگهداری مساجد، گورستانها، مدارس مذهبی و كتابخانه
ها نمی شود. در طول دهه گذشته، بنياد رضوی دست به خريد مشاغل و املاك زده و بانكهای سرمايه گذاری ( مشتركا با سرمايه گذارانی از
عربستان سعودی و امارات
متحده عربي) را تاسيس كرده كه از طريق در آمد آنها برنامه های خانه سازی و
قراردادهای بزرگ خارجی را امكانپذير ساخته است.
نيروی محركه در پشت تجارتی
كردن بنياد رضوی ناصر واعظ طبسی پسر آيت الله می
باشد كه مسئوليت منطقه آزاد تجاری سرخس در مرز
ايران با تركمنستان را برعهده داشت. در دهه 1990 بنياد رضوی صدها ميليون دلار پول
جهت بنای يك هتل بين المللی و ساختمان های اداری نمود. اين بنياد برای مراسم افتتاح
اين پروژه مبلغ 3ر2 ميليون دلار به يك شركت سوئيسی
برای ساخت يك چادر عظيم كه در آن مقامات ايرانی و
تركمنستانی حضور داشتند پرداخت كرد.
اما همه چيز ناگهان بهم ريخت.
در جولای 2001 ناصر واعظ طبسی به عنوان مدير منطقه
آزاد تجاری از كار بركنار شد و دو ماه بعد به جرم تقلب در شركت المكاسب كه مقر آن در دوبی قرار دارد بازداشت و آزاد شد.
جزئيات اين تقلب روشن نشد، اما چهار ماه پيش دادگاه عمومی تهران نتيجه گرفت
كه ناصر واعظ طبسی از قوانين تخطی
نكرده و آزاد می باشد!!
تعداد اندكی
از افرادی مثل ناصر واعظ طبسی به محكوميت و مجازات می رسند. در ميان اين
تعداد اندك بايد به يك روحانی محافظه كار بنام هادی غفاری
اشاره كرد كه متخصص مصادره اموال بود و شركتی مثل ستاره كه كارش توليد جوراب های زنانه بود را با قيميت
خوب بفروش رساند و منافعی به جيب زد. وی در اوائل دهه 1990 به جرم اختلاس محكوم
گرديد.
دراين ميان بايد گفت كه روحانيون نخبه در حاكميت ايران با اعمال خود موجب فقر عظيم در كشور شده اند. ايران با در دست داشتن 9 در
صد از نفت و 15 در صد گاز طبيعی جهان بايد كشوری ثروتمند باشد. اين كشور دارای
جوانانی تحصيل كرده است و سنتی كهنه در ابزار سازی و تجارت بين المللی دارد. اما
درآمد ناخالص ملی ايران درحال حاضر هفت در صد كمتر از دوران رژيم گذشته است. اقتصاد
دانان ايران همچنين می دانند كه هر ساله تا
حدود 2 ميليارد دلار سرمايه از كشور خارج و به
كشورهائی مثل دوبی و ديگر مناطق امن جهان سرازير
می شود. به اين ترتيب نبايد تعجب كرد كه چرا جوانان ومردم
با حاكميت ايران مخالفند.


Wednesday, June 23, 2004

آیت الله مکارم شیرازی و اینترنت

بازهم یکی از مارمولکهای رژیم نطق فرمودند. اینها اینقدر احمق و بی شعور تشریف دارند که نمیفهمند که اینقدر گند زده اند که با هر گونه تبلیغ برای اسلام بدتر باعث انزجار هر چه بیشتر مردم از دین میشود. اینها اینقدر خر تشریف دارند که نمیفهمند که تبلیغ اسلام نام نویسی برای آدم کشی در عراق و اسرائیل نیست. بهترین تبلیغ برای اسلام این است که این آقایان مرجع تقلید و آیت الله ها و باقی مارمولکها مثل آدم رفتار کنند و آدم نکشند و مال مردم نخورند و به دختران مردم تجاوز نکنند و یا آنها را نفروشند. بهترین تبلیغ برای اسلام به نظر بنده این است که اینها خفه خون بگیرند و هیچ چیز دیگر نگویند که از قدیم گفته اند: گه را هر چه بیشتر هم بزنی بوی گندش بیشتر بلند میشود.


Sunday, June 20, 2004

در مورد بیانات گوهر بار حسن عباسی رئیس مرکز دکتریتال امنیت...

ظاهرا مثل اینکه تازگیها دری وری گفتن مد شده و مسئولان حکومت اسلامی در اثبات احمقیتشان و در عین حال خیانت به ایران, گوی سبقت را از همدیگر میربایند. ایشان در چند جمله چندین کشور همسایه ایران را تهدید کرده و یادآوری میکند که ما 35 ملیون جوان شهادت طلب داریم... ببخشید کدام 35 ملیون؟

اینها مثل اینکه اینقدر به ما دروغ گفته اند که خودشان هم حالا دروغهای خودشان را باور کرده اند. اصلا من تعجب میکنم که چطور میشود اینطور آدم ها را آدم نامید؟ اصولا باید لغت آدم مجددا تعریف شود و موجوداتی که آی کیوی آنها کمتر از 10 باشد جزء انسانها به حساب نیایند!
ایشان میفرمایند که تا تا زماني كه ليبرال دموكراسي را نابود نكنيم، امكان ظهور (امام زمان) فراهم نمي‌آيد! حرفهای ایشان من را یاد انجمن حجتیه می اندازد. اینها باور دارند که باید اینقدر ظلم کنند تا امام زمان بیاید!!! به همه شان تبریک میگویم انشاالله اگر همینطور به ظلم کردن ادامه بدهند امام زمان خواهد آمد!!!

سائنا

http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=16038


راه حل نماینده مجلس هفتم

نماینده ای از نمایندگان زوری مجلس هفتم فرموده اند که برای از بین بردن فاصله بین دو نسل باید جوانان هر چه بیشتر با رشادتهای رزمندگان اسلام و آرمان شهدا آشنا شوند. جواب ما این است:

جناب نماینده, چرا باید 35 ملیون جوان با آرمانهای شکست خورده شما تعداد انگشت شمار آشنا شوند؟ کمی چشمهای خود را باز کنید و به جای فرمایشات آنچنانی سعی کنید شما با آرمانهای 35 ملیون جوان ایرانی آشنا شوید... آنها آزادی, سربلندی, و کار میخواهند از شهید شدن در راه امثال خامنه ای و خمینی و مشکینی و غیره خسته شده اند. و اگر هم اینهمه سنگ رزمندگان اسلام را به سینه میزنید کمی به فکرشان باشید. یکی یکی از زور بدبختی و شرمندگی جلوی زن و بچه شان خودکشی میکنند. اگر خیلی به شهادت علاقه دارید, خودتان بروید و در عراق و اسرائیل شهید بشوید تا هم شما به آرزویتان برسید و هم ما از دست شما خلاص شویم. تازه در آنصورت دیگر لازم نیست کارنامه اعمالتان را هفته ای دو بار به حضرت مهدی بفرستید بلکه با ایشان محشور میشوید!!!
جوانان ایران دیگر با دریافت کلید پلاستیکی بهشت بر روی مینها نخواهند رفت و دیگر برای هیچ و پوچ شهید و معلول نخواهند شد. بروید و فکری به حال خودتان بکنید که این ممه را لولو برد...

سائنا


مشکينی : اعمال ما هفته‌اي دو بار به دست امام زمان (عج) مي‌رسد

امروز : آيت الله مشكيني در ديدار با اعضاي ستاد گراميداشت شهداي هفتم تير گفت: حادثه هفتم تير بسيار بزرگ است كه تاريخ نبايد هرگز آن را فراموش كند. خداوند قصاص خون اين شهيدان و شهيدان انقلاب را از دشمنان اسلام خواهد گرفت و بدانيم كه اعمال ما هفته‌اي دو بار به دست امام زمان (عج) مي‌رسد. بايد مواظب اعمال و رفتارمان باشيم.


---------------------------------------------------
بازهم این مرتیکه شب قبل زیادی تریاک کشیده و داره پرت و پلا میگه.
واقعا برای من عجیبه که یک مجتهد درست و حسابی پیدا نمیشه جلوی این چرت و پرت گویی را بگیره...
قبلا گفتم باز هم میگم این مشکینی آمریکا رو با امام زمان اشتباه گرفته و البته اشتباهش اینه که کارنامه اعمالشون هر روز از طریق ماهواره عکسبرداری میشه.
اصلا اینها رو کی آیت الله کرده؟ اینها دارند با این پرت و پلا گوییهاشون مردم رو از این یه خورده اعتقادی هم که دارند میندازند.
البته به نوبه خودم از ایشان خیلی تشکر میکنم چونکه هیچکس مثل ایشان و هم بقیه دوستانشان در دیوانه خانه جمهوری اسلامی نمیتوانند مردم را از جمهوری اسلامی متنفر کنند.
ما مردم ایران با بی صبری منتظر ظهور امام زمان از مرزهای عراق و افغانستان و آذربایجان و خلیج فارس هستیم!

سائنا


Tuesday, June 15, 2004

ارتباط با حضرت مهدی

یک نکته یادم افتاد. خیلی از این به اصطلاح مسلمانان اعتقاد دارند که غیر مسلمانان کافرند. از یکیشان در تهران شنیدم که عقیده داشت که آدم نباید با میسحیان دست بدهد چون نجس میشود و اگر هم دست داد باید دستش را بشوید تا پاک شود. یک دفعه یادم آمد که بنا به گفته فاضل فاضلان جناب خزعلی حضرت مهدی و مسیح قرار است با هم ظهور کنند. این سوال برایم پیش می آید که از آنجایی که حضرت مسیح مسیحی است, حضرت مهدی کدام روش را به کار میبرد؟ آیا با او دست نمیدهد و یا اینکه پس از دست دادن دستهایش را خواهد شست؟!!!
البته نگرانی بنده این است که حضرت مهدی با حضرت مسیح دست بدهد و در این کارزار فراموش کند که دستهایش را بشوید و اولین نماز پس از ظهورش را با دستهای نجس به جا بیاورد!!!
به همین دلیل از حضور محترم آیت الله خزعلی تمنا میکنم از آنجایی که ایشان دائما با حضرت مهدی ارتباط دارند این مسئله را به ایشان یاد آور شوند تا خیال ما امت مسلمان!!! راحت شود.

سائنا


Sunday, June 13, 2004

امام زمان

اینها اول آبروی اسلام رو بردن حالا دیگه دارند از امام زمان هم مایه میگذارن. لابد امام زمان هم شناسنامه جعل کرده یا دستور جعلشو داده تا اینها انتخاب بشن... اصلا اگه امام زمان قبلا لیست رو امضا کرده و دست این آخوندها داده پس چرا اینها از ما خواستند که رای بدیم؟ خوب یهو میگفتند که امام زمان اینها رو میخواد و ما رو خلاص میکردن... واقعا خجالت داره همچین تهمت هایی به امام زمان. منی که همچین مسلمون هم نیستم از شنیدن همچین تهمتها و نسبت دادن همچین چرت و پرتهایی به کسی که برای مسلمانان شیعه بسیار مهم است شرم میکنم. لابد به دستور امام زمان هم به مقتدا صدر 80 ملیون دلار کمک میکنند تا آدم بکشد!!! شاید هم به دستور امام زمان به دخترهای کم سن و سال اوایل انقلاب در زندانها تجاوز میکردند و شاید به دستور امام زمان است که دختران ایرانی را در امارات مبفروشند... در ضمن جناب خزعلی هم اعلام نموده که شرایط برای ظهور امام زمان آماده است... بله امام زمان قرار است موقعی بیاید که جهان پر از ظلم و ستم باشد. اگر آخوندها یه کم دیگه هم به مردم ظلم کنند حتما امام زمان می آید. البته ترس من و مردم ایران این است که امام زمان!!! از عراق و افغانستان و خلیج فارس و آذربایجان با جنگنده های ب 2 و یا اف 16 به ایران بیاید!!! در انصورت جناب خزعلی و مشکینی و بقیه مارمولکها را باید در سوراخ موشها جستجو کرد... به امید آن روز...


Monday, June 07, 2004

دستگیری ماهیگیران ایرانی در آبهای ابوموسی

دولت امارات پس از مدتها تبلیغ و به دست آوردن حمایت برادران دیگر عربیشان, حالا پا را یک قدم جلوتر گذاشته و ماهیگیران ایرانی را در حوالی ابوموسی به جرم ماهیگیری در آبهای امارات دستگیر میکنند. رژیم ایران بازهم اینقدر سکوت میکنند تا کار از کار بگذرد. نکند پس از فروختن دختران ایرانی این بار نوبت به جزیره های ایرانی شده... آخوندها قیمتش را اعلام کنند شاید یک ایرانی پیدا شود که جزیره ها را بخرد تا به دست اعراب نیفتند!!!
بهتر از حکومت اسلامی ایران به جای فرستادن تروریست به خاک عراق, مقداری نیرو به این جزیره ها بفرستند قبل از آنکه امارات آرام آرام حتی کیش را هم به نام خودش کند!!!


Tuesday, May 18, 2004

تیر آخر

بالاخره موفق شدم...

این سایت را حتما ببینید

www.tir-e-akhar.blogspot.com


Tuesday, May 11, 2004

لینک مهمترین سایتهای سیاسی

18 تیر دوباره در حال رسیدن است و احساسات ما ایرانیان در حال طغیان. با وجود مشغله فراوان موفق شدم در 3 روز گذشته دستی به سر و روی تارنمایم بکشم. از کلیه دوستانی و سایتها و گروههایی که با منتشر کردن مقاله های من کمکی به آزادی ایران میکنند سپاس فراوان دارم. هر بار که مقاله ای از من منتشر میشود صندوق پست الکترونیکی من پر از ای میل هایی میشود که در آن همه جور ویروس وجود دارد. از قضا از این راه قصد دارند که صدای ما را خفه کنند. از فرستندگان این ای میل ها هم کمال تشکر را دارم چرا که از تعداد این ای میل ها متوجه میشوم که مقاله ام تا چه اندازه به مذاق جمهوری اسلامی تلخ می آید. جالب است بیشترین تعداد این ای میل ها را پس از انتشار مقاله آخرین تاکتیک جمهوری اسلامی دریافت کردم. از اینکه با وارد کردن نام مقاله هایم در سایت گوگل آنها را در تعداد زیادی از سایتهای دیگر پیدا میکنم, خستگی از تنم بیرون می آید.

بازهم تکرار میکنم که استفاده از مقالاتی که در این سایت با نام خودم (سائنا) منتشر میشوند در همه سایتهای اینترنتی, روزنامه ها و رسانه های عمومی حتی بدون استفاده از نام (مستعار) بنده آزاد است.

در سه روز گذشته سعی نمودم که با جمع آوری آدرسهای مهمترین سایتهای سیاسی آزادیخواه این سایت را تبدیل به مرکزی برای پیدا کردن سایتهای سیاسی کنم چراکه وجود همچنین محلی به ویژه در آستانه 18 تیر را بسیار مفید میدانم. اینکار را همچنان ادامه خواهم داد. از همه دوستان آزادیخواه هم از اینجا خواهش میکنم که در صورت امکان به من لینک بدهند. اگر شما فکر میکنید که نام سایتی یا وبلاگی حتما باید در لیست من باشد خواهش میکنم به من حتما خبر بدهید.

به امید آزادی ایران

قربان شما - سائنا

Saena_g@yahoo.com



Monday, May 03, 2004

گزارشی از زندان اوین و نحوه شکنجه در جمهوری اسلامی



یکی از آشنایان من در جریانات تظاهرات دانشجویی و مردمی دستگیر شده و برای مدتی افتخار اقامت در زندان اوین را داشته است. این گزارشی است از دیده های این شخص. متاسفانه به دلایل امنیتی از بازگو کردن مواردی که هویت این شخص و یا دوستان وی را فاش کند معذورم و مجبورم نوعی خود سانسوری انجام دهم. به خاطر داشته باشید که این شکنجه ها مربوط به سالهای 60 نیست بلکه این روشهایی است که همین چند ماه پیش در جمهوری اسلامی!!! اعمال شده است و هنوز هم میشود. موردی را که در مورد همین شخص متوجه شدم اینست که او (و باقی شکنجه شدگان) خیلی از موارد شکنجه را از روی شرم و یا به خاطر مراعات حال پدر و مادر و فامیل و ناراحت نکردن آنها, تعریف نمیکنند, که به نظر بنده کار بسیار اشتباهی است چراکه اگر افکار عمومی وکشورهای خارجی بدانند که چه چیزی در زندانهای حکومت اسلامی!!! ایران میگذرد دیگر اجازه نخواهند داد که آنها به این راحتی به این کارهای ناجوانمردانه و غیر انسانی خود ادامه دهند. بسیاری از این شکنجه ها را خود این زندانی تجربه کرده و تعداد دیگری را همسلولی های وی تجربه کرده اند. این گزارش طوری نوشته شده که از نوشته ها معلوم نشود که وی مجبور به تحمل کدام نوع شکنجه بوده است تا شکنجه دهندگان بعدها از این راه موفق به شناسایی وی نشوند. این گزارش را تقدیم میکنم به آیات عظام به خصوص آیت الله منتظری و آیت الله سیستانی و همچنین به سازمان ملل و حقوق بشر:

زندان اوین به مانند یک شهر است. موقعی که ما را وارد کردند ما حدود 10 دقیقه با چشمان بسته در یک راه پیچ در پیچ توی ماشین بودیم. بعد از آنهم تا زندان باید 5 دقیقه داهپیمایی میکردیم.

در بند 1 و 8 زندانیان سیاسی مرد نگهداری میشوند. بند 9 بند زنان است.

او از سلول هایی گزارش میدهد که در چندین طبقه زیر زمین شاخته شده و رهبران راهپیمایی ها و کسانی را که بسیار مشکوک میباشند و یا از آنها اعلامیه گرفته اند, به آنجا در سلول انفرادی میبرند. او از حدود 6000 زندانی سیاسی ( در آنموقع) گزارش میدهد. زندابانان در زندان اوین بسیار خشن هستند و زندانیان را با همه جور فحش رکیک و ناموسی بمباران میکنند.

جاسوسی از زندانیان:
در زندان اوین, به اصطلاح زندانیانی هستند که در بین زندانیان دیگر میگردند و صحبت سیاسی میکنند و میخواهند آنها را تخلیه سیاسی کنند. از یک پیر مردی تعریف میکند که دائما بین زندانیها صحبت سیاسی میکرد و سعی میکرد سر صحبت را با زندانیان باز کند...

شهرام جزایری:
در پایین دره ای در زندان اوین چندین ویلای و چندین آپارتمان شیک 4-5 طبقه وجود دارد. شهرام جزایری در یکی از این سوئیت ها به اصطلاح زندانی است. وی هر روز ساعت 12 شب با ماشین شخصی مدل بالا وارد محوطه زندان میشود و حدود ساعت 4 صبح مجددا با ماشین خود از زندان اوین خارج میشود.

نور چشمی ها:
او گزارش میدهد که در این سوئیت های شیک که در پایین دره قرار دارند تعدادی از نور چشمی ها هم که به اصطلاح زندانی هستند, زندگی میکنند. آنها آزادی کامل دارند که هر موقع که دلشان خواست به خارج زندان بروند. (او از مرتضی رفیق دوست صحبت نمیکند ولی من اینجا بی اختیار به یاد جناب آقای مرتضی رفیق دوست میافتم)

وکیل بندها:او تعریف میکند که وکیل بندها (وکیل بندها به مسئولین بند گفته میشود که اکثرا نامهای مستعار دارند) دوستهای خودرا که اکثرا از کارمندان عادی زندان بودند به بند سیاسی می آوردند تا سر به سر زندانی ها بگذارند این افراد که عموما از کارمندان عادی و به قول معروف هیچ کاره در زندان بودند خود را جای آدمهای مهم جا میزدند و از سر به سر گذاشتن زندانی ها لذت میبردند...

بازدید نماینده مجلس:
قرار بود یکی از نمایندگان مجلس به زندان بیاید تا با زندانیان مصاحبه کند. زندانبانان 10 – 15 نفر از زندانیان را جدا نموده و دقیقا به آنها گفته بودند که چه چیزی را باید تعریف کنند.و تعریف میکند که بند 1 را که تمیز تر از بند 8 است را خالی نموده بودند و زندانیان آنرا به بند 8 منتقل نموده بودند و بعد بند 1 را تمیز و مرتب نموده و به نماینده مجلس فقط بند 1 را نشان داده بودند و گفته بودند که ما فقط همین 10-15 نفر زندانی سیاسی را داریم...

او از بیدادگاهای جمهوری اسلامی تعریف میکند ومیگوید که در دادگاه به متهمان دستور داده میشود که پیراهنشان را
درآورند و قاضی شخصا آنها را بازرسی بدنی میکند... او تعریف میکند که زمانی که آنها را دستگیر کرده بودند در قرارگاه ... آنها را حتی در حضور عموم مردم و خانواده های دستگیر شدگان میزدند...

روشهای شکنجه:

چهار نفر در 2 متر مربع:
یکی از روشهای شکنجه اینست که چهار نفر را در یک سلول انفرادی به درازی 2 متر و عرض یک متر مربع برای مدت چندین شبانه روز زندانی میکنند. او تعریف میکند که خوابیدن در چنین سلولی تقریبا غیر ممکن است و زندانیان مجبورند مثلا به این صورت بخوابند که دوتای آنها بیدار باشند و در حال ایستادن تا جای کافی برای خوابیدن دو زندانی دیگر باشد و بعد جای خود را عوض کنند. او تعریف میکند که یا نور لامپ در تمام شبانه روز روشن است و یا در تمام شبانه روز خاموش...

آویزان کردن از پاها:در اوین یک ساختمان وجود دارد که پله میخورد و سه طبقه به زیر زمین میرود: در یک اتاق حدودا 6 متری که دیوار و کف آن از مرمر بود زندانیان را از یک حلقه دایره مانند از پاها آویزان میکردند و با باتوم و لگد میزدند... هنگام کتک خوردن زندانی شروع به تاب خوردن میکند و در اثر تاب خوردن آدم این احساس را پیدا میکرد که زانوها در حال شکسته شدن هستند... . او گزارش میدهد که بدترین چیز این نوع شکنجه, باتوم و یا لگدها نیست بلکه فشار بسیار زیادی است که طناب به پاها وارد میکند و البته به علت کله پا بودن پس از مدت کوتاهی این احساس به آدم دست میدهد که کله آدم در حال ترکیدن است. وی میگوید که زندانیانی که به این طریق شکنجه میشوند گاه تا چندین هفته قادر به راه رفتن نیستند.
به یاد بازدیدم از از اردوگاه داخائو در جنوب آلمان با اتاق های شکنجه و کوره های آدم سوزیش میافتم که الان تبدیل به موزه شده... همانند این حلقه را در این اردوگاه هم میتوان دید. هیتلر هم با همین روش شکنجه میکرد... در حیاط این موزه به چند زبان نوشته شده: دیگر هرگز تکرار نخواهد شد. به امید روزی که ما هم در ایران خودمان در "موزه اوین" همچنین تابلویی نصب کنیم...

شکنجه با برق: او از وصل کردن برق به زندانیان گزارش میدهد. در جواب من در مورد میزان ولتاژ آن جواب میدهد که از باقی زندانیان شنیده است که برق 110 ولت است. الکترود های برق به شکم زندانی وصل میشود و گاه برای مدت 1 الی 2 دقیقه جریان برق برقرار میشود. تعداد زیادی از زندانیان در طی این شکنجه بیهوش میشوند. او گزارش میکند که فرد شکنجه شونده احساس سرگیجه و ضعف شدید میکند و چشمهای وی سیاهی میروند. به دخترهای زندانی این الکترودها به نوک سینه ها هم وصل میشود... او تعریف میکند که اول برق وصل میکنند و پس از آنکه زندانی بیهوش شد او را سیلی میزنند تا او دوباره سرحال بیاید و بعد بر روی او یک سطل آب میریزند... بعد از مدتی که او دوباره خشک شد و سرحال آمد دوباره ادامه میدهند...

شکنجه با قطره آب: نوع دیگر شکنجه آنست که زندانی را لخت مادرزاد میکنند و وی را بر روی سنگ مرمر مخوابانند ودست و پای وی را میبندند و بعد برای ساعتها قطره قطره آب بر روی پیشانی زندانی میریزند.این در حالی است که اتاق شکنجه در تاریکی محض فرو رفته است. او تعریف میکند که به نظر او این یکی از بدترین نوع شکنجه هاست...

آویزان کردن وزنه از بیضه های زندانی:او گزارش میدهد که زندانی را روی یک صندلی مخصوص مینشانند و یک آفتابه خالی را به بیضه های زندانی میبندند
طوری که آفتابه به صورت معلق و با فاصله 10 الی 15 سانتیمتر تا زمین باشد. بعد در داخل این آفتابه قطره قطره آب میریزند و در حالی که آفتابه هر لحظه سنگینتر میشود و فشار بر بیضه ها بیشتر, از وی اعتراف میگیرند. او میگوید که در این حالت انسان به قتل دهها نفر و زنا با خواهر و مادر خودش هم اعتراف میکند و به عبارتی هر چیزی را که شکنجه دهنده بدان مایل است, زندانی به آن اعتراف میکند. یعنی اگر کسی اعتراف نکند این کار را تا زمانی ادامه میدهند که آفتابه به زمین بچسبد.

لطفا توجه داشته باشید که حتی بازگو کردن این مسائل باعث شده بود که عرق شرم بر روی پیشانی این دوست بنده بنشیند... من هم به نوبه خودم از خوانندگان گرامی معذرت میخواهم.

بازهم شکنجه با آب:زندانی را به صورت لخت مادرزاد در یک سلول مخصوص که کاملا تاریک است و زمین و دیوار آن با سنگ مرمر پوشیده شده قرار میدهند و هر چند دقیقه یکبار یک سطل آب سرد به روی او میریزند...

جنگ روانی:یکی دیگر از روشهای شکنجه اینست که نام زندانی ها را میخوانند و آنها را جدا کرده و 3 -4 ساعت در محوطه زندان زیر آفتاب نگهداری میکنند و به آنها میگویند که میخواهند آزادشان کنند و اینکه باید وسایلشان را جمع کنند. بعد آنها را تا دم در زندان میبرند و سپس مجددا بر میگردانند...

تجاوز به دختران:بند 9 متعلق به زنان است و صدای آنان را از بند 1 و 8 که بند زندانیان سیاسی (مردان) است میتوان شنید. او گزارش میکند که در این بند به دخترها تجاوز میشد و صدای آنها را میتوان شنید. مردان زندانبان دختران را در این بند به بهانه گرفتن اعتراف لخت میکردند و کتک میزدند و ...


بی خوابی دادن به زندانی:یک دست زندانی را با دستبند به یک حلقه میبندند به صورتی مجبور باشد تمام مدت بایستد و او را گاه برای چندین روز به این حالت نگه میدارند. زندانی به هیچ وجه قادر به خوابیدن نیست و به محض خوابیدن کلیه وزن او بر روی مچ دستش میافتد. گاه اتفاق میافتد که زندانی در اثر خستگی مفرط به خواب میرود در حالی که از مچ دستش خون جاریست...

نمونه دیگری از گرفتن اعتراف قلابی و پرونده سازی:دختری را با را با یک پسر غریبه در یک اتاق تاریک انداخته اند و پس از آن از هر دوتای آنها را مجبور کرده بودند که اعتراف کنند با هم رابطه جنسی داشته اند...

پس از شنیدن این روش کثیف ناخودآگاه به یاد سیامک پورزند میافتم و که زن میانسالی که دوست خواهرش بوده و این زن را مجبور کرده بودند که اعتراف کند که با سیامک پورزند رابطه جنسی داشته است و پس از گرفتن اعتراف برای آنکه صدایش بعدا در نیاید, زن بیچاره را در یک دادگاه نمایشی به سنگسار محکوم کرده بودند و حتی او را کفن پوشانیده اند و در حیاط زندان صحنه سنگسار را هم آماده کرده بودند. تا بالاخره یک حاج آقا (به ظاهر) پا در میانی میکند تا او را سنگسار نکنند به شرطی که به هیچ کس این جریانات را تعریف نکند....

در پایان این گزارش یادآوری میکنم که احتمالا خیلی از کسانی که در زندانهای جمهوری به اصطلاح اسلامی بوده اند احتمالا خواهند گفت که آنها شکنجه های بسیار خشن تر و بدتری را متحمل شده اند. من در اینجا سعی نموده ام که امانت در گفتار را رعایت کنم و گزارش این فرد زندانی را همانطور که او تعریف کرده بنگارم. از همه کسانی که در زندان به روشهای وحشیانه و غیر انسانی شکنجه شده اند ملتمسانه تقاضا میکنم که خاطرات خود را به نگارش در آورند و در اختیار عموم بگذارند تا چهره کریه حکومت اسلامی بیش از پیش بر همگان آشکار شود... از کسانی که به آنها تجاوز جنسی شده تقاضا میکنم که حتی به صورت گمنام هم که شده این کثافتکاریها را منتشر کنند تا حداقل بقیه مردم ایران و به خصوص مذهبی ها بدانند که در زندانهای جمهوری اسلامی چه میگذرد.

استفاده از این مقاله و یا قسمتی از آن در همه سایتهای اینترنتی, روزنامه ها و سایر رسانه های گروهی مجاز است.

سائنا – آلمان – 1 ماه می 2004


Thursday, March 11, 2004

اطلاع رسانی از طریق اسکناس

درست است که به 18 تیر هنوز 4 ماه مانده ولی از آنجایی که رژیم بار قبل از مردم ایران رودست خورد و مردم مدتها قبل از انتظار حکومت اسلامی به پیشواز 18 تیر رفتند, ولی موفق شدند در آخرین لحظه اتحاد مردم را با پارازیت انداختن بر تنها رسانه مردمی از بین ببرند.
اینبار باید از از این تجربه درس گرفت و بسیار زودتر خودمان را برای 18 تیر آماده کنیم و همچنین هممیهنانی که دسترسی به ماهواره را ندارند را نیز برای راهپیمایی و قیام سراسری در اینروز آماده ساخت.



بهترین راه اطلاع رسانی از راه اسکناس ها است چرا که اسکناسها را نمیتوان پارازیت انداخت!!!
برای رسیدن به هدف باید همین امروز شروع به کار کرد. پیشنهاد بنده به عنوان یک هم میهن عادی مثل بقیه, این است که ما با همکاری سایت های اینترنتی و در نهایت تلوزیونها و رادیو های حامی دموکراسی مردم را از همین امروز تشویق به نوشتن شعار بر روی اسکناسها کنیم شعارها باید ساده و کوتاه و یکسان باشد. مثلا:
18 تیر یادت نره
18 تیر روز قیام سراسری
قرار ما روز 18 تیر

برای اینکار احتیاج به هماهنگی زیادی است. اگر از کسی از خوانندگان میتواند یک لوگوی کوچک درست کند لطفا به من خبر دهد. بعد از آن ما از سایت های اینترنتی مختلف درخواست خواهیم کرد که این لوگو را برروی سایتشان قرار دهند. مضمون این لوگو باید مردم را به نوشتن شعار بر روی اسکناسها تشویق کند. آدرس پست الکترونیکی من
saena_g@yahoo.com است.

سائنا


دلایل رویگردانی مردم از مذهب

رویگردانی از اسلام و دین در حال حاضر به حد بالای خود رسیده است. بسیاری از ارزشهایی مذهبی که تا همین چند سال پیش برای مردم و جوانان مهم بوده است از بین رفته اند. این امر تا به آنجا رسیده که بسیاری از مراجع عظام از جمله آیت الله منتظری به وحشت افتاده و این امر را بسیار جدی بگیرند. این گونه دین گریزی نه تنها در شهرهای بزرگ که حتی در روستاهای کوچک و دور افتاده هم رواج پیدا کرده است که نمونه ای از آن را برایتان تعریف میکنم:
سه سال پیش که برای اولین بار پس از چندین سال به ایران رفتم با خانمم به شمال رفتیم. در روستایی در نزدیکی نمک آبرود به خانه یکی از محلی ها که اتاقشان را اجاره میداد رفتیم. بر خلاف معمول, در خانه آنان حتی یک آیه قرآن قاب شده روی دیوار و یا هیچ چیز دیگری که نشانی از مذهبی بودن این خانواده داشته باشد وجود نداشت. برعکس قاب عکسهای بزرگی با عکسهای خوانندگان معروفی همچون داریوش و یا هایده نظر ما را به خود جلب میکرد و در همان موقع صاحبخانه از ما پرسید که آیا دوست داریم با او کمی ودکا بخوریم. دوستانه درخواستش را رد کردیم و جواب دادیم که در گرمای شرجی 35 درجه آب یخ را ترجیح میدهیم. ولی از روی کنجکاوی سوال کردم: ظاهرا مثل اینکه خیلی مذهبی نیستید؟ آه بلند و معنی داری کشید و جواب داد: ما شش برادر هستیم که همگی در این کوچه زندگی میکنیم. قبل از انقلاب همیشه کوچه ما درروزهای محرم تبدیل به تکیه میشد و خلاصه از عذاداری امام حسین گرفته تا سفره ابوالفضل و جشن های مذهبی در کوچه ما و توسط ما شش برادر برگزار میشد. بعد ادامه داد: شش هفت سال قبل ما شش برادر دور هم جمع شدیم و قرآنهای خود را دور انداختیم!!! بعد شروع کرد به درد دل کردن. از این که قبل از انقلاب زندگیشان از از درآمدی که از توریستها داشتند خوب میگذشته و اینکه بعد از انقلاب هر سال بدتر شده است. از اینکه پسر و دخترانش بیکار هستند و از شالیزارشان در آمد کافی برای کل خانواده در نمیآید... در نهایت از این مسئله نالید که دخترش را بسیجی های آنجا به علت بد حجاب بودن اذیت کرده بودند! و با آنها درگیر شده است...
به راستی چقدر اشتباه باید کرد چقدر باید در قلبهای مردم بذر نفرت کاشت تا یک خانواده ساده و مذهبی روستایی هم متوجه شود که این اسلامی که آقایان میگویند فقط باعث بدبخت شدن آنهاست و در حقیقت دعوا سر لحلف ملا نصرالدین است و حتی قرآنشان را هم به دور بیندازند. این خانواده مسلما مشتی از یک خروار است و عمق نفرت مردم و رویگردانی آنان را از اسلام نشان میدهد.
هر انساني براي زنده ماندن احتياج به غذا و نوشيدني دارد. هر انساني هم غذاي مورد علاقه اي دارد. حال تجسم کنيد که کسي بيايد و غذايي را که شما هميشه دوست داشته ايد و با کمال ميل و به اندازه مورد نياز خود خورده ايد را با يک قيف بزرگ و نخراشيده در حلق شما بريزد! آنهم با يک پارچ بزرگ و بدون وقفه. نتيجه اين ميشود که شما آن غذايي را که هميشه با کمال ميل خورده ايد اينبار با کمال انزجار تمام آن را استفراق کنيد! جریان مردم ایران هم در حال حاضر همین است. در حالی که تا قبل از انقلاب مردم با کمال میل آخوندها را حتی به منزلشان دعوت میکردند تا برایشان روضه بخوانند, اکنون حتی راننده های تاکسی حاضر نیستند که وجود یک آخوند را برای یک مدت کوتاه حتی در قبال گرفتن کرایه در تاکسی خود تحمل کنند.
ملاهای ایران مسلما در اسلامی کردن ایران زیاده روی کرده اند. خودداری کردن راننده های تاکسی به سوار کردن روحانی ها, به مسخره گرفته شدن مراسمی همچون شام غریبان, خالی بودن مسجدها و غیره, همگی نشان دهنده آنست که مردم دیگر نمیخواهند بازیگر این بازی باشند همانطور که نمیخواستند که بازیگر تئاتر مسخره و بی مزه ای به نام انتخابات مجلس شورای اسلامی باشند. البته مردم ایران رای خود را خواهند داد ولی اینبار مردم رای خود را در روز چهار شنبه سوری و یا نوروز و سیزده بدر خواهند داد...آیا رایی از این واضح تر هم وجود دارد؟
www.entesabat.blogspot.com
سائنا – 10 مارس 2004 فرانکفورت


Wednesday, March 10, 2004

حداد عادل و طرح ژاپن اسلامی

آقای حداد عادل اعلام نموده اند که میخواهند ایران را تبدیل به ژاپن اسلامی کنند. از آنجایی که هیچ کس نمیداند ایشان این طرح!!! را چگونه میخواهد به مرحله عمل برساند, ما به این موضوع از آنطرف قضیه نگاه میکنیم شاید به حل کردن این معما کمک کند. فرض را بر این میگذاریم که ما میخواهیم به جای ژاپن کردن ایران اسلامی که هزینه بسیار دارد, میخواهیم ترجیحا ژاپن را مسلمان کنیم تا به همان نتیجه برسیم...

پس فرض را بر این میگذاریم که محافظه کاران اسلامی در یک انقلاب در ژاپن قدرت را در دست گرفته اند و از فردا میخواهند طرحهای زیر را به اجرا در آورند:

1. پادشاه ژاپن به کشوراوگاندا تبعید میشود.

نام کشور ژاپن به جمهوری اسلامی ژاپن تغییر میابد. 2.

یک الله جای آن کره سرخ رنگ پرچم ژاپن را میگیرد..3.

4. سرود ملی ژاپن با سرود " سر زد از فوجی موجی از حاجی" تغییر پیدا میکند.

5. یاکوزاهای ژاپن در یک اقدام هماهنگ با رهبر انقلاب اسلامی ژاپن بیعت میکنند...

6. یاکوزا های ژاپنی که شعار " یا مهدی ادرکنی" را البته به زبان ژاپنی به پیشانی خود بسته اند به خیابان میریزند و شعار یا روسری یا توسری را فریاد میزنند.

7. رهبر کبیر انقلاب ژاپن, هاراکیری را به عنوان فعل حرام (قتل النفس) ممنوع اعلام میکند. قرار میشود که هر کسی کار خلاف انجام داد خودش به یاکوزهای رهبری خبر دهد تا اولا به خاطر اقدام به خودکشی دچار
گناه کبیره نشود و دوما یاکوزاهای رهبری با سنگسار کردن وی کمی فیض ببرند!!!

8. نام های ژاپنی باید به نام های مشابه اسلامی تغییر پیدا کنند. مثلا نام هاشیموتو به هاشم اوغلی و یا نام کایو
به کبری و یا "ریزو" به رضا و "گونزو" به گل محمد تغییر پیدا میکند. نام هایی مثل" آکیرا" ویا "کنی" و مشابه آن به علت تشابه با لغاتی که با عفت عمومی مغایرت دارند ممنوع میشوند!

9. رهبر انقلاب که در دامنه کوه فوجی یاما اقامت دارد اعلام نمود: از آنجایی که اقتصاد مال خر میباشد کلیه شرکتهایی مثل سونی، فوجیتسو, تویوتا, میتسوبیشی و غیره باید به نفع بنیاد مستضعفان و جانبازان اسلامی ژاپن مصادره شوند تا سرمایه شان هزینه ساختن مراکز آموزش قرآن کریم و کمک به حزب الله لبنان شود.

10. در یک پروژه پنهانی کلیه ذخایر ارزی کشور خرج فرستادن یک کاروان عظیم از هنرمندان و نقاشان به کره ماه میشود تا عکس رهبر را در کره ماه نقاشی کنند تا ایندفعه مثل انقلاب ایران بعدا مشکلات عدیده ایجاد نشود! و جهانیان موفق به دیدن عکس امام شوند.

11. در متروی توکیو و شهرهای دیگر طرح جدایی زنان و مردان اجرا میشود. از آنجایی که مترو قبلا هم بسیار پر مسافر بوده این طرح باعث چند مشکل کوچک میشود که با دستور رهبر انقلاب در مورد لزوم ماندن زنها در خانه و شستن ظرفها, این مشکل نیز مثل مشکلات دیگر حل میشود و فقط واگن آخر هر مترو به زنان تعلق میگیرد. با اجرای این طرح مشکل زیادی بیش از حد مسافران برای همیشه حل میشود.

12. رهبر انقلاب از کشور بورکینافاسو و برونئی دیدار میکند و دیدار میکند و بر لزوم برقراری ارتباط سیاسی و اقتصادی فی مابین تاکید میکند!

13. یک کاروان 10000 نفره از آیات عظام وارد ژاپن میشوند تا حوزه علمیه ناکازاکی را افتتاح کنند.

14. از آنجایی که قرآن به زبان عربی نوشته شده و از طرف دیگر از آنجایی که علمای عظام زبان ژاپنی را نمیدانند قرار بر این شد که در دانشگاهها و مدارس تا اطلاع ثانوی فقط عربی و قرآن و تاریخ اسلام تدریس شود تا ملت شهید پرور ژاپن با مفاهیم والای اسلام آشنا شود.

15. رهبر کبیر ژاپن اسلامی اعلام کرد که به تمام خانواده هایی که به دین مبین اسلام گرویده اند و بچه دار میشوند 1000 متر مربع زمین اهدا میشود. از آنجایی که هر سانتیمتر مربع از خاک ژاپن قبلا استفاده شده است, اهدای زمین به پس از فتح آمریکا موکول میشود!!!

16. در دوره های فشرده آموزشی به جوانان ژاپنی مفاهیم کلمات بسیار مهم مثل بول, حیض, مخرج, دخول و لواط یاد داده میشود تا معانی والای رساله های آیات عظام را درک کنند!!!

17. پس از آنکه کلیه ژاپنی ها زبان عربی را فراگرفتند دولت اسلامی ژاپن درخواست عضویت در اتحادیه عرب را میکند.

18. در یک مراسم باشکوه تمام مردان ژاپنی ختنه میشوند...

19. با حضور امت همیشه در صحنه و حزب الله ژاپن (یاکوزای سابق) کلیه فاحشه خانه های مرکز توکیو جمع آوری میشوند. مراکز یاد شده تحت نظر تعدادی از حجج اسلام تبدیل به خانه عفت گردیده تا این امر خطیر به روش اسلامی انجام شود.

20, 21, 22, 23, 24, .... 187

سه سال بعد...

بورکینافاسو با درخواست کمک مالی به ژاپن اسلامی موافقت میکند. .بودجه شورای نگهبان ژاپن نسبت به سال پیش ده بربر میشود. کشور اسلامی ژاپن امسال سه ملیون حاجی به مکه میفرستد که حدود پنجاه هزار نفر آن در مراسم برائت از مشرکین زیر دست و پای حاجی های دیگر له میشوند که نسبت به 40 ملیون کودکی که در عرض سه سال پیش به دنیا آمده اند درصد بسیار کمی است. درسومین سالروز انقلاب اسلامی ژاپن رهبر انفلاب از ملت شهید پرور ژاپن درخواست کرد که کمربندهایشان را محکمتر ببندند تا گرسنه شان نشود. دولت اسلامی ژاپن موشک جدید تاکیشی 3 را با موفقیت آزمایش کرد. رهبر انقلاب تمامی 55 ملیون ژاپنی های فراری از ژاپن را مشتی خائن و بی دین خواند که به کفار پناهنده شده اند. رئیس اتحادیه خانه های عفاف با درخواست بالا بردن کمسیونیکه بابت ضیغه کردن, توسط حجج اسلام دریافت میشود موافقت نمود. آمریکا ژاپن را در ردیف کشورهای تروریست قرار داد. رهبر کبیر انقلاب امروز اعلام نمود که ما امروز با افتخار ژاپن را به عنوان یک کشور کاملا اسلامی اعلام نموده و مفتخریم که انقلاب به تمامی اهداف خود رسیده است...

سائنا – 9 مارس 2004 فرانکفورت






Sunday, March 07, 2004

آخرین تاکتیک جمهوری اسلامی

هر قتلی قاتلی دارد و هر قاتلی انگیزه ای. این یک اصل را تمام کارآگاهان دنیا میدانند. هیچکس بدون دلیل آدم نمیکشد. اخبار تکان دهنده بمب گذاری و کشته شدن دهها انسان را آنهم در روز عاشورا همه ما شنیدیم. همه از خود سوال میکنند چه کسی مسئول این جنایت است؟


ساده ترین راه آنست که بگوییم که القاعده مسئول این بمب گذاری بوده است. ولی با توجه با اصل بالا تئوری های زیر مطرح است:


1- مسئول بمب گذاری طرفداران صدام و یا نیروهای مقاومت عراقی هستند:
این گروه به هیچ وجه نمیتواند مسئول بمب گذاری باشد دلیل آنهم خیلی ساده است. این بمب گذاری نه فایده ای به غیر از ضرر برای آنان ندارد. این گروه ترجیح میدهد که تمام عراقیها چه شیعه و چه سنی را بر ضد آمریکاییها بسیج کند. اصولا با توجه به جمعیت 65 درصدی شیعیان خیلی احمقانه است که سنی های طرفدار صدام و یا نیروهای مقاومت سنی مذهب سعی در ایجاد کینه و دشمنی با شیعیان آنهم با جمعیت 65 درصدیشان کنند. بلعکس در مبارزه علیه آمریکا به وجود آنان و به اعتماد آنان نیاز دارند...


2- کار کار خود آمریکاییهاست!
جورج بوش در حال حاضر مشکلات فراوان داخلی دارد و خیلی از آمریکاییها جنگ با عراق را زیر سوال میبرند. جرج بوش در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قرار دارد و باید با رقیب قدری همچون جان کری دست و پنجه نرم کند که مخالف جنگ است. جرج بوش مجبور است برای توجیه جنگ و درست نشان دادن تصمیم های خودش تمام سعی خود را به کار بگیرد که به این جنگ یک Happy End بدهد. بهترین چیزی که میتواند برای جرج بوش اتفاق بیفتد این است که جنگ و اشغال عراق با موفقیت خاتمه پیدا کند و عراق دارای یک حکومت مردمی شود تا جرج بوش به ملت آمریکا و البته اروپاییها, با سربلندی ثابت کند که تصمیمش صحیح بوده است و در نتیجه دوباره انتخاب شود. بلعکس بدترین چیزی که میتواند برای آمریکا و جرج بوش اتفاق بیفتد آنست که شیعیان و سنیان عراق به جان هم بیفتند و در نتیجه تعداد بیشتری سرباز آمریکایی کشته شوند و جرج بوش با سرشکستگی مضحکه جهانیان شود که نه تنها قولش را عملی نکرده بلکه باعث یک جنگ داخلی هم شده است...


3- القاعده مسئول بمب گذاری است...
این ساده ترین جواب است و خیلی ها این جواب را دوست دارند... ولی این سوال به وجود می آید: القاعده از این جریان چه سودی میبرد؟ اصولا هدف القاعده ضربه به آمریکا و اسرائیل است در عین حال حلقه محاصره برای القاعده کوچکتر شده و آنها به تمام کشورهای اسلامی به خصوص جمهوری اسلامی شیعه مذهب برای بقاء خود نیاز دارند. اصلا چه دلیلی میتواند برای القاعده وجود داشته باشد که دست به چنین جنایتی بزنند؟ اگر آنها این کار را کرده باشد و موضوع ثابت شود آنها حتی بسیاری از طرفداران خود را که به هر حال مسلمان هستند را از دست خواهند داد. از طرفی این حقیقت که القاعده از طرف جمهوری اسلامی نیز حمایت میشود بر کسی پوشیده نیست. اگر القاعده مسئول این بمب گذاری و مرگ صدها نفر از شیعیان باشد باید در انتظار واکنش سخت جمهوری اسلامی باشد. از طرفی اصولا شیعیان چه در عراق و چه در ایران و یا لبنان و سوریه در حقیقت هدف مشترکی با القاعده دارند که آن ضربه زدن به آمریکا و اسرائیل و کمک به فلسطینیهاست. این بسیار کودکانه است که بگوییم القاعده مسئول این جنایت بوده است...


پس چه کسی مسئول این جنایت است؟ چه کسی از این بمب گذاری سود میبرد؟


جمهوری اسلامی در عمیق ترین بحران خود به سر میبرد و مشروعیت این رژیم به خصوص پس از تحریم گسترده مردم از شرکت در انتخابات و تقلب های انتخاباتی بسیار کاملا از بین رفته است و بعید به نظر میرسد که موفق شوند بیست و ششمین سالگرد انقلاب اسلامی را جشن بگیرند. از طرفی در صورتی که یک عراق دموکراتیک در همسایگی ایران ایجاد شود مشکلات آنها چند برابر خواهد شد و ترس از اینکه آمریکا پس از عراق به ایران که دائما در زمینه مسائل اتمی شیطنت میکند بیاید را باید به این مشکلات اضافه کرد. آخوندهای حاکم ایران به هیچ وجه قصد دست و پنجه نرم کردن با آمریکا را ندارند چرا که با علم بر اینکه هیچ مشروعیت و محبوبیتی در بین مردم ایران ندارند بعید نیست که مردم ایران به جای مقاومت حتی از آمریکاییها به عنوان آخرین راه حل استقبال کنند. باید این را هم در نظر گرفت که آمریکاییها زمانی به ایران خواهند آمد که کارشان را با موفقیت در عراق به اتمام رسانده باشند که همین امر باعث میشود که کمتر کسی مقاومتی بر علیه آنان نکند...
آخوندهای ایران به آمریکا قول داده اند که شیعیان عراق را رام کنند و البته بابت آن انتظار دارند که آمریکا از فشار بر روی آنها بکاهد. فشار های اخیر آمریکا بر روی جمهوری اسلامی و دلایل ذکر شده بهترین انگیزه برای جمهوری اسلامی است که دست به چنین جنایتی زند. در اینصورت در عین حال که کار را برای آمریکاییها مشکلتر میشود این امر به منزله یک اخطار به آمریکا از جانب جمهوری اسلامی محسوب میشود که اگر از فشار خود نکاهید شما را در میان یک جنگ قومی و مذهبی گیر می اندازیم. این مسئله را نباید از خاطر برد که این اولین بار نیست که جمهوری اسلامی از این نوع روشهای کثیف برای رسیدن به اهدافش استفاده میکند. بمب گذاری ضریح مطهر امام رضا توسط وزارت اطلاعات و تیم اکبر خوش کوش و انداختن مسئولیت آن به گردن سازمان مجاهدین یک نمونه آن است. نمونه دیگر هم به آتش کشیدن سینمای رکس آبادان و انداختن مسئولیت آن به گردن دولت آنزمان و شاه است که خوشبختانه سالها بعد توسط یکی از دست اندر کاران این جنایت واقعیت برملا شد. بازی کردن با احساسات مذهبی مردم یکی از حقه های قدیمی حکومتگران ایران است.


حتی در صورتی که دامنه جنگ میان شیعیان و سنی ها با ایران هم بکشد باز هم به نفع ملا ها خواهد بود چراکه بر خلاف جنگ با آمریکا, جنگ میان حکومت ایران و سنیان سالیان سال طول خواهد کشید و آخوندهای ایران گمان میکنند که در اینصورت موفق خواهند شد ملت ایران را بر ضد این دشمن خارجی (سنیان) متحد کنند و خودشان را از این بحران نجات دهند.


آخرین سوالی که مطرح است اینست که چرا حتی آمریکا هم ترجیح میدهد که القاعده به عنوان مسئول این جریان اعلام شود؟
جواب این سوال ساده است. آمرکاییها میدانند که اگر حقیقت را به مردم دنیا بگویند دو مشکل پیدا میکنند. مشکل اول این است که ایران شیعیان عراق را که تا کنون رام کرده به ناگهان به جان آمریکا می اندازد. مشکل دوم این است که اگر آنها اعلام کنند که ایران مسئول این بمب گذاری و حتی بسیاری از بمب گذاری ها دیگر است قاعدتا باید کاری کنند که در حال حاضر و با توجه به مشکلات بسیار در عراق ترجیح میدهند که فعلا قضیه را ماستمالی کنند و آنرا به گردن القاعده بیندازند ولی در عین حال با اعلام دستگیری چند ایرانی در خصوص این بمب گذاری به جمهوری اسلامی اخطار میکنند که اگر به این نوع کارها ادامه دهند برایشان مشکل ایجاد خواهند کرد.
اعلام دستگیری چند نفر ایرانی در جریان این بمب گذاری آرام آرام افکار عمومی جهانیان را برای رویارویی با ایران آماده خواهد ساخت.
به هرحال این آخرین تیر در ترکش جمهوری اسلامی است که اگر به هدف نخورد کمانه خوهد کرد و بنیان خودشان را خواهد سوزاند.


سائنا - هامبورگ - 4 مارس


قلعه حیوانات

جرج ارول کتاب بسيار پر محتوايی دارد به نام قلعه حيوانات
در ابتدای اين کتاب حيوانات مزرعه تصميم ميگيرند بر ضد صاحبان خود قيام کنند و خود را از استسمار آنان برهاند و البنه موفق ميشوند. رهبری قيام را خوکها به عهده دارند و پس از قيام موفقيت آميز قانونی تدوين ميکنند. از مواد قانون اينها را يادم مانده:
تمام حيوانات با هم برابرند (بخوانید ملت ایران)
هيچ حيوانی حق استفاده از خانه و وسايل انسانها را ندارد (بخوانيد کاخ و ماشين بنز)
هيچ حيوانی حق نوشيدن الکل و استفاده از لوازم آرايش انسانها را ندارد.
و الی آخر
پس مدتی که از قيام ميگذرد جريان عوض ميشود. خوکها به جای انسانها اينبار حيوانات را حتی بيشتر از قبل استسمار ميکنند. و حتی قانون تغييرات جزيی پيدا ميکند:
تمام حيوانات با هم برابرند ولی بعضی برابرترند!
هيچ حيوانی به جز خوکها حق استفاده از خانه و وسايل انسانها را ندارد
و الی آخر

در انتهای کتاب خوکها در يک پارتی بزرگ در خانه صاحبان مزرعه انسانهای زيادی را دعوت کرده اند و به جشن و خوردن مشروب با آنان مشغولند و لباس انسانها را به تن کرده اند و صدای خنده و قهقهه انسانها و خوکها همچنان با هم مخلوط ميشود که ديگر نميشود آنها را از هم تشخيص داد. در بيرون خانه چند نفر در حال سوار کردن باکستر اسب پير مزرعه که در قيام نقش بسيار موثری داشت به یک ماشین و حمل او به یک سلاخخانه هستند...

حال داستان را یک بار دیگر بخوانید و اسم خوکها را با آخوندها و حیوانات را با ملت ایران عوض کنید... نتیجه: تاریخ ۲۵ سال گذشته ایران!



Friday, February 20, 2004

به مناسبت اول اسفند روز انتخابات

زمانی که خمینی 25 سال پیش گفت که ارتش من در گهواره ها خوابیده اند, هیچگاه فکرش را هم نمیکرد که جمهوری اسلامی در نهایت توسط همین سربازان در گهواره سرنگون خواهد شد.
از آن زمان هم اکنون 25 سال گذشته است و بسیاری از چیزها در ایران عوض شده است به غیر از آخوندهای مرتجعی که بر ایران حکومت میکنند که به مانند وصله ناجور بر جامعه ایرانی حکومت میکنند. در حقیقت زمانی که پدران و مادران نسل جوان فعلی, انقلاب سال 57 را انجام دادند سطح آگاهی و اطلاعات ملت ایران بسیار پایین بود. فراموش نکنیم که ملیونها نفر ایرانی در کره ماه دنبال عکس خمینی میگشتند و در جستجوی ریش و پشم خمینی در میان صفحات قرآن بودند.

هم اکنون در جو فعلی ایران حتی تصور اینگونه خرافات هم برای نسل جوان سخت است و اگر کسی کوشش کند که به نسل جوان مشابه آن مزخرفات را بخوراند خود را تنها مضحکه نسل جوان خواهد شد و این دقیقا پاشنه آشیل جمهوری اسلامی است چراکه با بستن چشم خود سعی دارند مشابه همان مزخرفات و خرافات را به نسل جدید ایران که با اینترنت و ماهواره بزرگ شده اند, بخورانند و نتیجه این میشود که جوانان با تمسخر آنان آنها را کاملا ندیده بگیرند و دقیقا عکس آن را عمل کنند که آخوندهای پیر و مرتجع ایران از آنها انتظار دارند. بسیاری از جوانان و نوجوانان ایرانی چنان درمسائل سیاسی آگاه هستند که به هیچ وجه نمیشود آنها را با هم سن و سالهایشان در اروپا یا آمریکا مقایسه کرد. سر این نسل را دیگر نمیتوان کلاه گذاشت. در این میان نباید حتی بسیاری از طلبه ها و روحانیونی را که به اشتباه خود و جمهوری اسلامی پی برده اند از قلم انداخت. بی انصافی است اگر بگوییم که تمامی روحانیون جنایتکار و خائن هستند. بسیاری از آنان که واقعا قصد اشاعه اسلام و خدمت به اسلام و ایران را داشته اند متوجه شده اند که این روشهای خشن و بسیاری از آخوندهای فاسد جمهوری اسلامی چنان ضرری به اسلام زده اند که حتی شوروی کمونیستی ضد دین هم قادر به آن نبود. بسیاری از آنان نیز به صف پر طول و دراز مخالفان جمهوری اسلامی پیوسته اند

تنها دلیلی که جمهوری اسلامی تا کنون به بقای خود ادامه داده است این است که گروههای مخالف ایرانی تا امروز با هم متحد نبوده اند و گرنه کار آنها مدتها پیش یکسره شده بود. ولی اینبار ملت ایران حتی از نیروهای اپوزیسیون هم جلو افتاده اند و با تحریم همه جانبه انتخابات باعث اتحادی شگفت انگیز شده اند که از 25 سال گذشته در ایران سابقه نداشته و بسیاری از گروههای اپوزیسیون هم برای اولین بار با هم متحد شده و یک هدف را ترویج و دنبال میکنند که باعث خشنودی است. اگر این اتحاد پس از انتخابات هم به همین گونه ادامه پیدا کند پایان کار جمهوری اسلامی بسیار نزدیک خواهد بود.

نیروهای اپوزیسیون چه در خارج کشور و چه در داخل کشور باید اختلافات را کنار بگذارند و یک هدف واحد که آن هم سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری دموکراسی در ایران است را دنبال کنند. و بررسی اینکه کدام یک از این گروهها برای حکومت در ایران مناسب تر است را به عهده ملت ایران بگذارند. از همینجاست که دموکراسی آغاز میشود...


سائنا - هامبورگ آلمان

اول اسفند 1382


Saturday, February 07, 2004

مطلبی از سایت ریاست جمهوری

نقل ميکنند که روزي کشاورزي مرفه با تراکتورش عازم شهر بود و در ميان راه همولايتي فقيرش را سوار کرده و براهش ادامه داد. نزديک شهر چشمش به توده اي از تاپاله افتاد و شيطنتش گل کرد و به همراهش گفت اگر همين الان بري و از اين تاپاله ها بخوري تراکتورم را به تو ميدهم!
مرد بيچاره صبر نکرد و از تراکتور پايين پريد و خورد. صاحب تراکتور که غرورش اجازه نميداد که زير قولش بزند جايش را به او داد.
در راه برگشت دوباره به تاپاله ها رسيدند. مرد فقير که از تاپاله خوردنش ناراحت بود و دنبال راهي بود که خودش را آرام کند به دوستش پيشنهاد گرد که اگر تاپاله بخورد تراکنورش را به او پس ميدهد. مرد ثروتمند که مثل سگ از قول نابجايش پشيمان بود فورا به سمت تاپاله رفت و از آنها خورد.مرد فقير که حرفش حرف بود و اگر سرش مي رفت زير قولش نميزد ُ تراکتور را به او پس داد.
نزديکيهاي ده مرد فقير رو به مرد مالدار کرد و پرسيد: وقتي که ما به شهر ميرفتيم تو راننده و صاحب تراکتور بودي و حالا که برميگرديم باز تو راننده و صاحب تراکتورهستي پس ما براي چه تاپاله خورديم؟؟؟ از رييس جمهور محترم ميپرسم: ما چرا راي داديم؟؟






با ما تماس بگیرید 


Free Hit Counter
mba program
 آدرس این سایت را به دوستان خود توصیه کنید